تحلیل بیانیه رهبر معظم انقلاب و تبین شرایط امروز
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در دیدار با اساتید خواهر حوزه علمیه و دانشگاه در تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۵ است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. لزوم روایت فاتحانه
ایام عزاداری سیدالشهداء (ع) و بهویژه ایام اسارت اهل بیت را که از این روزها شروع شده است، تسلیت عرض میکنم. شهادت قائد شهید و شهدای گرانقدری را که در این ایام به پیشگاه خدای متعال تقدیم شدند نیز تسلیت عرض میکنم. خدا را بهخاطر توفیق حضور در این جلسه شاکر هستم.
وجود چنین پرچمدارانی که سربازان امام زمان (عج) هستند و با همه مسئولیتهایی که دارند، خودشان را وقف خدمتگزاری آستان مقدس کردهاند و کار را با دقت پیگیری میکنند؛ موجب امیدواری است. این از همان سرمایههایی است که قائد شهید ما همیشه روی آن تکیه میکردند [و میفرمودند] خدا امتحان این سرمایه را به ما داده است. این نسل فرهیخته، نخبه، انقلابی، مجاهد، مؤمن و زاهد است. خدا را برای چنین تشکلها و تجمعاتی شکر میکنیم.
من قبلاً فیالجمله با بعضی از فعالیتها آشنا بودم و دورادور دنبال میکنم که به کجا رسیده و نتایج چه شده است. خدا را شاکر هستم؛ الحمدلله رب العالمین. انشاءالله خداوند متعال توفیقات شما را مستمر، همت شما را جدیتر و بصیرت شما را بیشتر قرار بدهد تا بتوانید گامهای بلندتری بردارید. ما اول این راه یا در میانه راه هستیم؛ گرچه به قله نزدیک شدهایم، اما هنوز مراحلی را باید با سربلندی پشت سر بگذاریم.
بنده چند نکته کوتاه را تقدیم میکنم. [نکته] اول این است که ما در این شرایط، بهشدت به ایجاد امید احتیاج داریم. اگر [امید] نباشد، ما نمیتوانیم ادامه راه را برویم. باید از اینکه در جامعه یأس ایجاد بشود بهشدت جلوگیری کنیم. این مأموریت شما بزرگواران است. در همین مسیر روایت از صحنه، حتماً باید روایت فتح باشد. به هیچ وجه نباید صحنه را با مجموع فراز و فرودهای آن، بهگونهای تعریف کنیم که از آن احساس شکست بشود. ما پیروز شدیم و به فضل الهی، پیروز هستیم.
قائد شهید ما با قاطعیت میفرمودند که ملت ایران به برکت اسلام و نظام اسلامی، به درجات ملتی در حد ملت ایران خواهد رسید. فرمودند من میدانم که خدای متعال وعده کرده است که این ملت را پیروز کند. حال اگر معتقد هستیم که باید روایت فتح کنیم، صحنه به هیچ وجه نباید بهگونهای روایت شود که از آن احساس ضعف و شکست بشود.
۱ـ۱. مصداق روایت فاتحانه در مورد عاشورا
روایت عاشورا، همیشه روایت فتح بوده است. [عاشورا] سنگینترین مصیبتی است که بر جامعه شیعه وارد شده است، اما شیعه هیچوقت از عاشورا احساس ضعف نکرده است؛ همیشه احساس قوت کرده. این بهخاطر روایتی است که از واقعه عاشورا شده که روایت صحیحی است. [واقعه عاشورا،] یک کار بزرگ و باعظمت در مسیر تحقق اسلام بوده. البته یک طرح بسیار بزرگی هم هست؛ حضرت به اصحاب خود فرمودند [ما] یک قدم اینجا برداشتیم و قدم بعد در رجعت است. ولی از همین [قدم اول،] روایت صحیح انجام شد. این روایت هم از امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) و اسرای اهل بیت شروع شده است و به سایر ائمه علیهم السلام رسیده است.
حضرت مثل دیروزی در گودی قتلگاه فرمودند برادرم شما بهتر میدانید که اینگونه نمیماند؛ این بدنها دفن میشود و اینجا محل رفت و آمد ملائکه انبیاء میشود. این روایت فتح است. در متن مصیبت، فاتحانه روایت کرده است. امروز در مجلس ابن زیاد فرمودند: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ».[۱] این دو نکته مهمی که فرمودند، روایت فتح است.
من شب آخر در دانشگاه بحثی را عرض کردم که اینجا هم به آن اشاره میکنم. مرحوم سید مرتضی نقلی از زیارت ناحیه مقدسه دارند. این زیارت، سراسر ذکر مصیبت است و سختترین مصیبتها در آن ذکر میشود. [سید مرتضی در آنجا توضیح میدهند] که چگونه و با چه آدابی وارد شوید و این آیات را کنار قتلگاه بخوانید؛ تقریباً ۱۰ آیه است. بعد زیارت ناحیه را بخوانید. در نماز زیارت هم سوره انبیاء و حشر را بخوانید که بیان فتوحات تاریخی و مسیر قطعی فتح است. [این آداب بهخاطر این است که] احساس نشود که ما شکست خوردهایم.
آیه اول، آیهای است که به قتال امام زمان (عج) در خونخواهی سیدالشهداء (ع) اذن میدهد. «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ»؛[۲] دستور صادر شده است. «إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ». آیه بعد [میفرماید:] «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً»؛[۳] چیزی از دست نرفته است. آیه بعد [میفرماید:] «قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ في ما كانُوا فيهِ يَخْتَلِفُونَ»؛[۴] حکم این نزاع با تو است. بعد چند آیه آخر سوره ابراهیم [را بیان میکند] که بعد از بیان قبض و بسطهایی است که در مسیر انبیاء قرار دارد. توضیح میدهد که خدا نه خلف وعده میکند و نه از یاد او رفته است؛ قطعاً پیروزی خواهد آمد، اما مراحلی دارد که تا قیامت [طول میکشد؛ البته] قبل از آن عذاب استیصال است. هر دو در آن آیات آمده است. بعد هم [میفرماید:] «وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».[۵]
خیلی سیر عجیبی است. از اذن به قتال، اینکه چیزی از دست نرفته و اینکه این نزاع تمام نشده و حکم دارد تا نحوه محاکمه خدا و عذاب استیصال و عذاب قیامت [صحبت کرده است. اگر] آدم عظمت طرح را نبیند، احساس میکند که [حضرت] شکست خورده است.
[بنابراین] ما به هیچ وجه ما نباید روایتی کنیم که بوی ضعف بدهد و جامعه را سست کند. روایت ما باید روایت فتح باشد. آن آیات را ببینید؛ آیات فوقالعادهای است. من سالها قبل برای اولین بار میخواندم و برایم چیز شگفتانگیزی بود. بعضیها میگویند روایت دوم، از انشائات خود سید مرتضی است. اما بهخاطر همین جزئیاتی که دارد، من گمان نمیکنم که انشاء ایشان باشد. خیلی فوقالعاده است. گزینش این آیات در کنار گودی قتلگاه، آن هم چند قرن بعد از شهادت حضرت که دوره قدرت شیعه هنوز فراهم نشده بوده است، [خیلی عجیب و بعید است.]
۱ـ۲. تطبیق با شرایط روز
[بنابراین] ما باید صحنه را بزرگ ببینیم و این درگیری را درست تصویر کنیم و باید پیروزی را روایت کنیم. ما پیروز هستیم، منتها این درگیری، درگیری عاشورایی است. امام شهید ما مکرر میفرمودند که اگر حادثهای پیش بیاید، حادثه عاشوراست؛ ما عاشورایی میایستیم و عاشورایی میجنگیم. پس مواظب باشیم که روایت ما، به هیچ وجه به روایت یأس تبدیل نشود. الان هم نباید بگذاریم [که این اتفاق بیفتد.] الان بعضی از روایات، معکوس شده است؛ [میگویند] همه چیز از دست رفته است؛ [اما] هیچ چیزی از دست نرفته است. ۴۷ سال است که مدام میگویند تمام شد؛ الان که در اوج قدرت هستیم [هم میگویند.]
وزیر محترم خارجه قریب به ۵۰ روز قبل توییتی زده بودند و بعضیها [ناظر به آن] گفتند [همه چیز] تمام شد. من گفتم انقلابی که میخواهد با یک توییت تمام بشود، بگذار تمام بشود. چرا اینقدر مضطرب هستید؟ ما در میان نصرت خدا هستیم؛ پیروزی بزرگی نصیب شده است؛ مسیر، مسیر فتح است. اگر ما سست بشویم، مسیر فتح را از دست خواهیم داد.
پس این مهم است که صحنه را بزرگتر از این حرفها ببینیم و به زودی احساس شکست نکنیم. البته آن [بحثها] باید سر جای خودش مطرح بشود، ولی احساس شکست یا پمپاژ شکست به جامعه و [ایجاد] احساس یأس، کار خوبی نیست و برای این شرایط نیست. ما وسط میدان و در حال جنگ هستیم؛ مذاکرات، خوب یا بد در حال زد و خورد است؛ ما وسط جنگ هستیم. [الان] وقت خالی کردن دل مردم نیست. واقعاً هم شرایط، امیدوارکننده است.
ما نمیخواهیم با آنها در موازنه قدرت بجنگیم؛ اصلاً اینگونه نیست که آنها سلاح دارند و ما هم سلاح داریم. ما اسلحهای داریم که آنها ندارند؛ استراتژی ما، غلبه خون بر شمشیر است؛ عاشورایی است. استراتژی آنها هم تکیه به سلاح است. این میشود [جنگ] نامتقارن. ما شهادتطلبانه میآییم و ابتکاراتی داریم؛ شما هم با سلاح میآیید. ممکن است که ما در مقابل آن سلاح پدافند نداشته باشیم، [ولی] شما هم در مقابل سلاح ما پدافند ندارید.
به تعبیر قائد شهید ما، این جنگ، جنگ ارادههاست و اراده برتر پیروز میشود. [اراده برتر،] اراده مؤمنین است. اینجاست که در عدم موازنه، نصرت الهی جبهه حق را پیروز میکند. در هیچ دورهای از پیروزی انبیاء، موازنه قدرت مادی در کار نبوده است. توازن به شکلی دیگر و بر اساس عوامل غیب و شهود برقرار میشده و پیروزی نصیب [جبهه حق] میشده؛ باید به این نکته دقت کنیم.
۲. غایت بعثت مردم
نکته دوم این [است] که نگاه ما به این بعثتی که قائد شهید فرمودند [نباید تقلیلگرایانه باشد. ایشان فرمودند] خدای متعال مردم ایران را مبعوث میکند و [مردم] فتنهها را زیر پای خود خاکستر میکنند. نگاه ما [نباید] نگاه تقلیلگرایانه باشد؛ این بعثت برای تغییر نظم جهان است. انقلاب اسلامی از آغاز دنبال همین بوده. انقلاب، اول تغییر نظام بود، بعد ورود در صحنه جهانی. انقلاب دوم، با اشغال جاسوسخانه [رخ داد و ما] وارد درگیری با نظام جهانی بر محور آمریکا یا به تعبیر امام راحل شیطان بزرگ شدیم.
این [انقلاب،] موازنه را تغییر داده است؛ [با انقلاب ما،] شوروی [دچار] فروپاشی شد و بساط کمونیسم از عالم جمع شد. وقتی شوروی جمع شد، جریانهای وابسته به او در ایران و دنیای اسلام هم که در دوره خودشان خیلی قوی بودند، جمع شدند. اگر شوروی بود، الان ما باید در خیابانها با حزب توده میجنگیدیم.
بعد از فروپاشی شوروی، [غرب] خواست که یک نظم تکقطبی بر محور آمریکا شکل بدهد. ما به سمت تغییر این نظم [حرکت کردیم.] قائد شهید ما نیز در این زمینه، برنامهریزی خاصی داشتند. ایشان در سخنرانی [خود فرمودند که] اینها دنبال نظم جهانی بر محور هژمونی آمریکا هستند که در واقع همان استعمار نوین است. میخواهند مشارکت جهانی ایجاد کنند، ولی ۹۵ درصد امکانات در دست آنها باشد و ۵ درصد را بین جهان [تقسیم کنند و] بگویند این مشارکت و صلح جهانی است. ما باید مقابل آن بایستیم. [ایشان] طرح مقاومت را آنجا مطرح میکنند.
[ایشان] بیش از ۳ دهه ایستادند تا این طرح در کف جامعه و منطقه بنشیند و به تعبیر خودشان دولت مقاومت در ایران شکل بگیرد. [در این میان،] جریانهای مقاومت هم کار بزرگی کردند. این بعثت الان برای به نتیجه رساندن آن کار است. ایشان خون خود و خانواده خود را عاشورایی پای این کار گذاشتند. نتیجه آن هم بعثتی است که انشاءالله تا فتح قله و انداختن پرچم لیبرال دموکراسی در جهان پیش میرود.
پس [این بعثت،] امر بزرگی است و [نباید] آن را کوچک ببینیم. [باید] در مورد برنامه این حرکت بزرگ فکر کنیم و طراحی بزرگ داشته باشیم. جزئیات را [باید] ذیل آن طرح بزرگ ببینیم. شما از نخبگانی هستید که مسئولیت جهاد تبیین را دارند؛ [شما باید] این بعثت بزرگ و طرح کلی آن و جزئیات آن را تبیین [کنید.]
این بعثت، بعثت حسینی است. ما هنوز با قدرتهای مادی در موازنه نیستیم، [ولی] در قدم اول، پیروزی بزرگی نصیب ما شده است. خیلی پیروزی بزرگی است. منتها یکی از آسیبهای مواجهه با این فتح، بهخصوص در حوزه دیپلماسی، این است که ما این فتح را در مسیر تغییر موازنه در نظم کنونی جهان تفسیر نکنیم.
در طول این چند دهه، از آن روزی که ترومن بحث کشورهای توسعهیافته و نیافته را مطرح کرد و طرح توسعه جهانی را داد، [غرب] طرحی برای توسعه جهانی میداد. هر وقت در منطقه در مورد آن طرح چالش ایجاد میشد، [دوباره غربیها] برمیگشتند و طرح خود را بر اساس شرایط جدید بازسازی میکردند و دوباره ما را در طرح خودشان قرار میدادند. این دفعه هم با اینکه موازنه در منطقه تغییر کرده است، آمریکا میخواهد آن را در ذیل طرح توسعه تعریف کند. مجبور هستند که در طرح همکاری ما و کشورهای خلیج، به ما جایگاه برتر منطقهای بدهند؛ ولی غنیمت این پیروزی، این نیست. ما باید نظم جهانی را تغییر بدهیم.
قائد شهید ما در سالهای اخیر میفرمودند این نظم در حال فروپاشی است و دنیای اسلام باید خودش را برای نظم جدید و طراحی جدید آماده کند؛ از این نظم عقب نمانید. در سه قرن گذشته دو بار تکرار شد که [ما در طراحی نظم جدید،] عقب ماندیم؛ [این بار نباید اینگونه بشود.] سه مورد از مختصات نظم جدید را نیز دو سال قبل، در روز دانشآموز، یعنی ۱۳ آبان و در دیدار با دانشآموزان بیان فرمودند. افول قدرت آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و گسترش ادبیات مقاومت که همان جبهه مقاومتی است که طراحی کردند؛ [اینها مختصات نظم جدید هستند.] میبینید که این ادبیات، بعد از طوفان الاقصی جهانی شده و به نسبت زیادی بسط پیدا کرده است. این حرکتی است که اتفاق افتاده و طراحی شده است.
[بنابراین] ما در مسیر فتح جدی هستیم. این بعثت برای رسیدن به آن قلههاست. اگر ما در شرایط کنونی این [بعثت را] کوچک و در حد مذاکره ببینیم، از این ظرفیت استفاده خوبی نمیشود. ما باید [طرح] بزرگی را طراحی کنیم. وظیفه ما، تبیین افقهای این فتح و پیروزی است. تا الان هم واقعاً حاصل خیلی عجیبی داشته است؛ شما جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را جز با نصرت الهی و سنتهای نصرت نمیتوانید تفسیر کنید. معجزههایی اتفاق افتاده است که چشم آدم [باید] باز باشد [تا آنها را ببیند.] صحنه پر از معجزه است.
[الان دیگر] موازنه تغییر کرده است. اینکه [ایران] بهعنوان قدرت چهارم ظهور کرده، دیگر [فقط] حرف ما نیست. متفکرین غربی بعد از فروپاشی شوروی متوجه شده بودند که قدرت اسلام، یک تمدن جدید را به پرچمداری ایران رقم میزند. این اتفاق، بعد از این جنگ ۴۰ روزه افتاده است. [این جنگ،] یک جنگ عاشورایی بود و موازنه را تغییر داد. ما [باید] توجه داشته باشیم و این بعثت را تقلیل ندهیم.
ـ دوگانه تغییر نظم و تغییر موازنه در نظم فعلی
[نکته دیگر این است که] غرب و غربگراها میخواهند غنائم این پیروزی را در نظم کنونی تصویر کنند، در حالی که ما در شرف تغییر نظم هستیم. ما باید این غنیمت را برای تغییر نظم جهان و منطقه خرج کنیم. یعنی موازنه منطقه باید بدون حضور آمریکا باشد، نه اینکه باز هم طرح آمریکایی بیاید و [صرفاً] ظرفیت ما در این موازنه در همان طرح افزایش پیدا کند.
آن چیزی که آسیب است، این است که این عقلانیت، هنوز مورد توجه بخشی از دستگاه کارشناسی ما نیست؛ [اینها] هنوز همان نظم جهانی را میبینند و میخواهند در همان موازنه، غنائم این فتح را نقد کنند؛ در حالی که غنیمت این فتح، تغییر نظم بهنفع اسلام ناب است نه، استکبار و اسلام آمریکایی. باید به این توجه داشته باشیم.
[پس] این فرصت میتواند آسیبی داشته باشد. آسیب این فرصت، این است که ما این غنیمت را برای موازنه در نظم کنونی خرج کنیم، نه [برای] تغییر نظم؛ تلاش ما باید این باشد. الان دوباره آنها طرحی برای منطقه میدهند و محور این طرحهای متنوعی که میدهند، همیشه اسرائیل است. در این طرحهایی که میدهند، باز هم میخواهند شرایط را حفظ کند. اگر مثلاً قرارداد ابراهیم شکست بخورد، قرارداد دیگری روی زمین میگذارند و میخواهند باز هم طرح توسعه خودشان را جلو ببرند. [آنها] همکاری ما با کشورهای حاشیه خلیج فارس را بهگونهای تعریف میکنند که [در طرح آنها باشد. میگویند] مشارکت و همکاری کنید و به هم صدمه نزنید و در طرح توسعه زندگی کنید.
حواس ما باید باشد که دچار این نشویم. این آسیب اصلی است. من یک مقدار در این سطح نگران هستم که به این توجه نشود، و الا عزیزان ما به بقیه چیزها توجه دارند و انشاءالله آنها را حفظ خواهند کرد.
۳. طرح انتقام و خونخواهی و تفاوت آن با قصاص
خونخواهی آقا نیز نباید تقلیل داده بشود. ما یک قصاص داریم و یک خونخواهی. طرح خونخواهی، یک طرح بزرگ، درازمدت و هوشمندانه است. بعد از شهادت شهید سلیمانی که برخوردی هم با آمریکا شد، امام شهید ما فرمودند انتقام خون این شهید، این است که آمریکا از منطقه بیرون برود. بعد هم برای این طراحی کردند. البته قبلاً هم پایه آن را ریخته بودند، [ولی سپس] در طول چند سال، ساختارها و انگیزه و آگاهی ملی آن را ایجاد کردند؛ [حتی] فضای جامعه جهانی نیز به نسبت هماهنگ شد. بعد هم خون خودشان را [پای این طرح] گذاشتند. ما در مورد انتقام ساده فکر میکردیم.
اگر فرضاً ترامپ را ترور کنند که باید این کار بشود، قصاص است، نه انتقام. کاری که جناب مختار در ماجرای عاشورا کرد هم [صرفاً قصاص بود نه انتقام.] انتقام خون سیدالشهداء (ع)، یک امر تاریخی است و [برای آن،] باید اتفاقاتی بیفتد؛ طراحی میخواهد و به ظهور ختم میشود. [در زمان ظهور است که] انتقام گرفته خواهد شد. انتقام خون سیدالشهداء (ع)، جمع شدن بساط شیطان، سقیفه، بنیامیه و امپراتوریهاست.
طرح انتقام، یک طرح بزرگ است و [باید برای آن] طراحی بزرگ بشود. زمان، الزامات و زیرساخت [انتقام باید در این طرح] دیده بشود. آنها جنایت بزرگی کردند و مرجع کمنظیر تاریخ تشیع را به بدترین شکل به شهادت رساندند؛ آن هم رسمی و در روز روشن؛ اعلام هم کردند. محور این کار یهود و آمریکا بود. انتقام این کار، بهسادگی انجام نمیشود و باید خیلی بزرگتر از [ترور اشخاصی مثل ترامپ] باشد.
۳ـ۱. لزوم گفتمانسازی و ایجاد عقلانیت برای انتقام
[یکی از کارهایی که در این راستا باید انجام بشود،] گفتمانسازی است. یکی از جمعهایی که باید این کار را بکند، خود شما هستید. شما باید عقلانیتی برای این [انتقام] تعریف کنید و این عقلانیت را به گفتمان تبدیل کنید تا در نسل جوان و نوجوان نهادینه بشود. ممکن است این انتقام، یک نسل طول بکشد و آنها این انتقام را بگیرند. شما باید این را نهادینه کنید تا هم انگیزه آن پیدا بشود و هم عقلانیت آن درست بشود؛ این انتقام باید یک امر عقلانی به حساب بیاید. این کار شما است.
روحانیت در اینجا رسالت ویژهای دارد و بسیاری از شما هم از روحانیون فاضل حوزه و از نخبگان هستید. در واقع [شما این] نامه را خطاب به خودتان نوشتهاید و باید طراحی بفرمایید تا گفتمان ایجاد کنید؛ گفتمانی که افق انتقام را روشن کند و معلوم شود که ما سر چه درگیر هستیم و میخواهیم انتقام چه چیزی را از چه کسی بگیریم.
[در روایت داریم که شخصی از یکی از ائمه] در مورد انتقام خون سیدالشهداء (ع) [پرسید] نسلهای بعدی چه گناهی دارند؟ حضرت فرمودند اینها به فعل آنها راضی بودند. یک جریان تمدنی به این حرکت راضی است؛ ما باید از کل آن جریان انتقام بگیریم. انتقام [این خون،] این است که فرهنگ جهان و ساختار سیاسی جهان عوض شود و پرچم اینها به زمین بیفتد. [این یک] کار بزرگ تاریخی است.
الان هم ما در میانه راه هستیم. درست است که پیروز شدهایم، ولی پیروزی، به معنی شکست کامل دشمن نیست، [بلکه] به معنای این است که ما غلبه وهلهای پیدا کردهایم و دشمن را زمینگیر کردهایم. حال باید طراحیهای بعدی را انجام بدهیم و نگذاریم که دشمن در ادامه بر ما غلبه کند.
۳ـ۲. لوازم طراحی مسیر انتقام
همه اینهایی که عرض کردم، به حلم، صبوری و حوصله نیاز دارد؛ «وَ رَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ».[۶] [این کار،] دوراندیشی، دانش متناسب و طراحی و تصمیم میخواهد؛ بعد هم حوصله میخواهد. [البته] این کار را نباید به علوم انسانی مدرن سپرد. [پس این کار،] به یک طرح بزرگ حکیمانه و اقدام متناسب در هر مرحله نیاز دارد.
ما باید این را طراحی کنیم و البته دچار استعجال هم نشویم. در باب ظهور به ما میگویند دولت مستعجل نخواهید. ظهور، ثمره کار ۱۲۴ هزار پیغمبر است؛ میوه این درخت است و زمان خودش را میخواهد. شما در مرحله خودتان باید مأموریت خاص خودتان را انجام بدهید. [اگر کار خود را انجام بدهید، در] خیمهگاه امام زمان (عج) و در صف شهدای بدر خواهید بود. الان هم همین است.
[بنابراین] ما باید افقهای بلندتری را درست کنیم و [در این مسیر،] شرح صدر و بصیرت [داشته باشیم تا] مسیر تاریخی حرکت انبیاء و جامعه شیعه و انقلاب اسلامی، درست تفسیر بشود؛ و الا دچار دولت استعجال میشویم و به نتیجه نمیرسیم؛ یعنی قبل از رسیدن میوه، آن را کال میچینیم که قابل خوردن نیست.
مرحوم ابومهدی المهندس چندین سال کنار شهید صدر با صدام مبارزه کرده بودند و بعد به ایران آمده بودند. آخرین مرحله [درگیری ایشان هم] جنگ داعش بود که در آن پیروز شدند. آن [کارها] مقدمه بود تا برای این کار آماده بشود. [ایشان] با شهید قاسم سلیمانی با هم گره خوردند و این کار بزرگ را انجام دادند. ایشان تعبیری دارند و میگویند این مسیر به قلب گرم و عقل سرد احتیاج دارد. [یعنی] انگیزه تو باید کافی باشد، ولی دائماً [باید] با دقت و آرامش محاسبه کنی. شتاب در محاسبه، آن انگیزه قوی را هم منحرف میکند.
انبیاء آمدهاند تا آدم بزرگ تربیت کنند. کسانی که قدمهای کوچکی دارند، نمیتوانند با انبیاء راه بروند. طرح انقلاب اسلامی، طرح بزرگی است. ما بعد از شهادت قائد شهید، وارد مرحلهای شدیم که ممکن است نظم جهان را ناگهان به هم بریزد و جنگ چهارم و کشتارهای وسیعی شکل بگیرد. ما باید طرح خودمان را داشته باشیم؛ نه بترسیم، نه عجله کنیم و نه بیدقتی؛ [باید] با انضباط کامل [جلو برویم؛] «وَ رَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ»؛ [این مسیر] هم دوراندیشی میخواهد، هم حلم و مدارا، هم حوصله، هم پای کار ایستادن، هم دانش متناسب و هم وحدت در میدان عمل.
۳ـ۳. نقد رفتارهای وحدتشکنانه
رهبر عزیز ما نیز فرمودند که مواظب باشید میدان به اختلاف کشیده نشود. اختلاف سلیقه طبیعی است؛ [اما] اینکه یکدیگر را همز و لمز کنیم، اصلاً درست نیست. عناوین صورتی و قهوهای، حرفهای کودکانه و لیبرال ریشو، [عناوین درستی نیست.] این چه اتهامهایی است که به هم میزنیم؟ از آنطرف هم [میگویند] خوارج و تندرو. این همز و لمز است.
این [کارها] چگونه با روایات مدارا کردن با درجات ایمان میسازد؟ نمیسازد. درجات است دیگر؛ [باید] با هم کنار بیاییم و طرح هماهنگی داشته باشیم؛ [باید] از هر کس به اندازه خودش بخواهیم. اینکه بخواهیم همه با پای ما راه بروند، [درست نیست؛ چون برخی] نمیتوانند راه بروند. شما مادر هستید و میدانید که نمیشود طفل را با پای خودتان راه ببرید. باید دستش بگرفت و پا به پا برد. اصلاً مدارا یعنی همین.
جبهه مؤمنین [باید] با هم [مدارا کنند، نه اینکه] من به او بگویم خوارج و او به من بگوید لیبرال. حرفهای سخیف [را نباید زد. نباید] یک امر تاریخی را تنزل بدهیم، بعد هم [بگوییم] شما خوارج هستید. با چه مبنایی به این آدم میگویید خوارج؟ روز قیامتی هم هست یا مثل مارکسیستها فقط میخواهیم در دنیا ادبیاتسازی کنیم؟ آنطرف نیز همینگونه است. این حرفها اصلاً منطق ندارد. هیچ حجتی بین ما و خدا نیست که از این حرفها بزنیم. در امر وحدت باید بهشدت مواظب باشیم که دچار همز و لمز نشویم؛ دچار انفعال از دشمن هم نشویم.
[خدای متعال فرموده است:] «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ»؛[۷] او فاسق است و میخواهد با تنظیم خبر، برای خودش دستاوردسازی کند. الان کار رسانهها اصلاً واقعگویی نیست؛ با سیاست تنظیم خبر میخواهند دلهره و اختلاف ایجاد کنند. ما بیخود میکنیم که از ترامپ بشنویم. به ما گفتهاند به حرف او گوش نده. رسانههای جهان، فاسق قطعی و دروغگو هستند. شما کدام یک از اینها را فاسق نمیدانید؟ [اینها] پرچمدار کفر، زبان کفر و رسانه کفار هستند. چگونه به حرفش آن کسی که در جهان پرچمدار کفر است، اعتماد میکنید؟
میگوید ما به حرف ترامپ بیشتر از اینها اعتماد میکنیم. خیلی کار بدی است؛ قرآن این را مذمت میکند؛ بر چه اساسی به او اعتماد میکنید؟ ما حزباللهی هستیم و خودمان را حزب امام زمان (عج) میدانیم؛ صریح قرآن میگوید که این کار را نکنید. برای چه و به چه مناسبتی [این کار را میکنید؟] بعد هم همز و لمز میکنید؛ اولی به دومی میگوید تو بیسواد هستی و دومی هم به اولی میگوید تو بیسواد هستی. [آيا] ما نمیفهمیم که ترامپ میخواهد با رسانه، اختلاف و یأس ایجاد کند و میدان برده ما را به [میدان] باخته تبدیل کند؟
من از یک آدم مطلع و قابل اعتماد شنیدم که میگفت این سری چیزی گیر آمریکا نیامده. در این شرایط مجبور بوده که کار را زودتر جمع کند. [لذا] به ما بیشتر امکانات داده. یعنی مذاکره در این مرحله، دستاورد داشته. حال [ترامپ] شروع میکند به نقل کردن [بهنفع خودش و] ما نیز همان را گوش میدهیم. ساعت به ساعت هم با ما حرف میزند. پیداست که این برای چیست. [البته] من نمیگویم که دقت نکنیم. [به ما] گفتهاند در میدان بمانید و ناظر باشید. ولی آنطرف هم پیداست که دارد چه کار میکند.
آنها جنگ رسانهای بلدند. چرا در بازی آنها میافتیم؟ به جای اینکه مأموریت اصلی خود را این بدانیم که با ترامپ جنگ رسانهای کنیم، او جنگ رسانهای میکند و ما، بین خودمان دعوا میکنیم. خیلی چیز عجیبی است. من ریشه خیلی از اختلافها را آنجا میبینم. کاملاً پیداست که او خبرسازی میکند و ما نیز یکدیگر را محکوم میکنیم. [یکی] میگوید تو نخواندی و دیگری میگوید تو مقاومت نکردی. این چه برخوردی است؟ بعد هم همز و لمزهایی [رخ میدهد] که نگفتنی است. آخر این چه کاری است؟ خدا کجا به ما اجازه این کارها را داده است؟
البته ممکن است که روحیه شما در استقامت بیشتر باشد؛ الحمدلله. شما پرچم را بگیرید و از سابقون [بشوید تا] بقیه دنبال شما بیایند. [اما] سابقون که نباید [نسبت به] پشتسریهای خودشان همز و لمز کنند؛ باید دست آنها را بگیرند و آنها را آماده کنند و جلو بیاورند. [اینکه بگوییم] کافر و منافق [درست نیست.] اینطرف میگوید تو خوارج هستی و آنطرف میگوید تو فلان هستی. استدلالهایی هم [میآورند] که آدم دچار شرم میشود. [آيا] این استدلالها در دادگاه خدا قابل قبول است؟ بعد هم انسجام جبهه مقاومت خود را [خراب میکنیم.] آيا شما که در میدان هستید، از وضع میدان راضی هستید؟ ریشه [این نارضایتی،] همین همز و لمز، بیحوصلگی و تحت تأثیر رسانه دشمن بودن است.
البته ما حتماً باید به یک معنا نگران باشیم، اما مضطرب نیستیم؛ اضطراب برای مؤمن نیست. طرح خیلی بزرگتر از این است که خیال کنیم رفت و [همه چیز تمام شد.] باید نگران و ناظر باشیم، ولی [این کار] دقت، حوصله، حلم و تدبیر میخواهد. نباید با یک توییت یا مصاحبه، همه چیز را جمع کنیم و هر چه از دهان ما در میآید را بگوییم. صبر کن، یک طراحی منظم کن و قدم به قدم حرف بزن.
[گاهی برخی] قرائنی [را میآورند] که نمیشود به آن استدلال کرد. این قرائن برای دستگاههای اطلاعاتی خوب است که بروند [روی آن] تحقیق کنند و انتهای کار را در بیاورند، اما [آيا] برای رسانه هم خوب است؟ [آیا درست است که] این حرفها را در رسانه بزنی؟ من نمیخواهم اسم بیاورم، [ولی شما] میدانید که دارم چه مواردی را میگویم.
این چه شرح صدری است؟ چه حوصلهای است؟ ترامپ دارد خیابان را با کار رسانهای از دست ما خارج میکند. وقتی ما این حرفها را با هم میزنیم، پیداست که آن ۳۰ درصدی که به سرمایه اجتماعی ما اضافه شده که نعمت خدا بود، برمیگردد و میگوید بگذار خودشان با هم دعوا کنند؛ دعوای غیرمنطقی دارند با هم. [او دیگر] نمیآید که کنار ما بایستد. این کارها را ۱۰ بار در امتحانات تکرار کردهایم و هر بار هم ضربه خوردهایم. دوباره در نزدیکی پیروزی نباید بنشینیم و از این حرفهای [نادرست بزنیم.]
بله؛ قبول دارم که یک جریان غربگرای بدخیم در کل دنیای اسلام وجود دارد و اینجا هم هست. آنها دلداده غرب هستند و آرمان آنها پیروزی غرب است؛ مثل کمونیستهایی که تا آخرین لحظه از شوروی دفاع میکردند و نمیخواستند پرچم او بیفتد، چون اگر میافتاد، خودشان هم میافتادند. ما چنین جریانی را در ایران هم داریم. [این جریان] از زمان آغاز نفوذ غرب در ایران شکل گرفته و بدخیم است.
[اینها] تقیزادههای نسل جدید هستند. حساب اینها سواست. اینها به دنبال تغییر میدان هستند و احیاناً در طول این چند دهه هم برای خودشان قدرت و ثروتی سامان دادهاند؛ ولی جبهه انقلاب، اینگونه نیست. [ما باید] مراقب آنها باید باشیم و صف آنها را از صف اکثریت انقلابی جدا کنیم و نگذاریم که این اتفاقات دوباره بیفتد. [اگر حواسمان نباشد،] ما را با همین بازیها زمین میزنند.
الان سرمایه اجتماعی ما دارد اضافه میشود، [ولی] ما با این ادبیات و صحنهها، [داریم] سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهیم. یکی از پشتوانههای نقد کردن غنائم، همین حضور مردم است؛ «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ».[۸] ما نباید بگذاریم که این تضعیف بشود و در آن اختلاف بشود.
[این تفاوتها، بهخاطر] درجات ایمان است. البته من قبول دارم که ائتلاف حول هر چیزی معنا ندارد. اینکه حول هیچ با هم ائتلاف کنیم، همان نظم جهانی است که میگوید هر عقیدهای محترم است و کافر و بتپرست و مؤمن کنار هم بنشینند. این [درست] نیست و ما این ائتلاف را نمیگوییم. ائتلاف [باید] حول اصول خودمان و حول رهبری عزیزمان [باشد.] اینها محل بحث است، اما بالاخره [ایمان] و همراهی، درجات دارد. [با توجه به این درجات،] همراهان نباید یکدیگر را همز و لمز کنند. [اگر این کار را بکنند،] چیزی ته آن نماند. باید به این نکته توجه کنیم.
۴. بررسی بیانیه رهبر معظم انقلاب/علی الاصول/تعهد و تحقق شروط
حال نکتهای را راجع به بیانیه عرض کنم. در بیانیه باید به چند نکته توجه کنیم. یک نکته این است که دال مرکزی این بیانیه چیست؟ یکی علیالاصول من نظر دیگری داشتم است؛ یکی [این است که] آقایان تعهد دادند. تعهد به چه؟ به پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت. امر سومی هم که تعهد کردند، این است که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهیم رفت؛ ایستادگی در مقابل زیادهخواهی. این سه کلیدواژه مهم است. تعهد به پاسداشت حقوق ملت، جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیاده آمریکا.
آقا فرمودند که اینها تعهد کردند و من اجازه دادم. پس یک: علیالاصول مخالف بودم و دو: تعهدی به این سه چیز کردند که خیلی مهم است و من هم [بعد از این تعهد] اجازه دادم. بعد هم میگویند از این لحظه به بعد ما، یعنی شما ملت سرفراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود.
۴ـ۱. شفافسازی دستگاه تصمیمگیری
اولاً یک نکته روشن است؛ خیلی واضح است که آقا دارند در فضای تصمیمسازی و تصمیمگیری، تصرف میکنند. ۴۰ سال یک جریان تصمیمساز در سایهای در همه عرصهها بوده؛ [این جریان در] اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط خارجی تصمیمسازی میکرد و هیچوقت هم هیچ باری را به عهده نمیگرفت و همیشه یک قدم آنطرفتر میرفت و طلبکار میشد. ۴۰ سال اینگونه بود؛ تصمیمسازی در سایه. آقا دارند این تصمیمسازی را شفاف میکنند و میگویند مسئولیت آن را قبول کنید. [باید] معلوم باشد که چه کسی تصمیم گرفته و با کدام دستگاه کارشناسی تصمیم گرفته شده.
[بنابراین ایشان] دارند آن دستگاه کارشناسی را پاسخگو میکنند تا دیگر [اینگونه نباشد که] مدام کارشناسی کنند و در سایه تصمیمهایی بگیرند و آخر کار هم به گردن نظام بیندازند. [نتیجه آن تصمیمگیری در سایه این بود که] ضعف دستگاه محاسبه، پای دین، خدا، پیغمبر و ملت شریف و رشید ایران میافتاد. [الان دیگر] نباید این اتفاق بیفتد.
این یک تغییر رویه است که آقا دارند اینجا انجام میدهند. نگاه ایشان این است که این تصمیمسازی و تصمیمگیری باید شفاف بشود و [مسئولین باید] مسئولیتپذیر بشوند و منافع و مضرات آن را به عهده بگیرند. نمیشود که در کنار دستاوردهایی که دارد، آسیبهایی هم بزنند و بعد هم هیچکس به عهده نگیرد و همه آن انباشت بشود و روی دوش انقلاب اسلامی و انقلابیها بیفتد و [مدام بگویند] شما کردید.
این وضعیت اقتصادی ما، حاصل تصمیمگیری ۴۰ سال گذشته است؛ خوب چه کسانی تصمیمسازی کردند؟ چه کسانی تصمیم گرفتند؟ درست بوده یا غلط بوده؟ خوب بوده یا بد؟ [تصمیمگیران] باید به عهده بگیرند. آقا دارند [با این کار،] مسئولین را پاسخگو میکنند. آقا میخواهند در این مرحله و در این تصمیم بزرگی که میخواهد گرفته بشود، دستگاه تصمیمساز و تصمیمگیری را پاسخگو کنند. [نباید اینگونه باشد که] تصمیم بگیرید و اگر دستاورد نداشت، مدام برای خودتان دستاوردسازی کنید و ضعف آن را هم به عهده نگیرید. آقا دارند این کار را میکنند.
۴ـ۲. اهمیت بیشتر سه شرط مطرح شده در مقابل عبارت علیالاصول
حال سؤال من این است که دال مرکزی این بیانیه [چیست؟ آیا] این است که من علیالاصول مخالف هستم؟ اگر این بود، [باید] قبل از اینکه به آنها اجازه مذاکره بدهند به مردم میگفتند اینها میخواهند مذاکره کنند و من علیالاصول مخالف هستم؛ شما در میدان جلوی آن را بگیرید. اما این کار را نکردند. [ایشان] میگویند من علیالاصول مخالف بودم، ولی اینها ۳ تعهد دادند. من در قبال این تعهدات اجازه دادم که بروند و اینها را محقق کنند. [حال] اگر ما پای این سه چیز بایستیم، همه آن طرحها و خردهطرحها شکست میخورد.
ما در مرحلهای هستیم که باید کارهای بزرگی انجام بدهیم. این طرحها و مذاکرات و دیپلماسی ذیل علوم سیاسی مدرن، بعید است که بتواند تصمیم بزرگی بهنفع ما بگیرد. این [کارهای بزرگ،] با مقاومت و تعهد به همین سه چیز [رخ میدهد؛ یعنی] حفظ حقوق ملت ایران، جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیادهخواهی آمریکا. اگر این اتفاق بیفتد و ما بایستیم، آن طرحهای کوچک [شکست خواهد خورد. این طرحها برای] آن جریان ویژه غربگرا هستند که حیاتشان به آمریکا وابسته است. اگر آمریکا افول کند، مثل حزب توده و کمونیستهایی که افول کردند، اینها هم افول میکنند. اینها یک جمعیت بیرون از بازی هستند و اگر هم بخواهند مداخله کنند، باید با همین اصول، [یعنی] حفظ حقوق ملت و جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیادهخواهی، [جلوی اینها را گرفت.]
این سه نکته خیلی مهم است که ایشان [روی آن] تأکید فرمودند. بنابراین دال اصلی بیانیه، این است که من با این سه شرط اجازه دادم. بعد هم میفرمایند ما منتظر تحقق هستیم. ما میایستیم و دقت میکنیم، نه اینکه کنار بنشینیم تا اگر چیزی محقق نشد، همه چیز از دست برود. [این مذاکره باید] پایاپای باشد؛ اگر شما یک قدم میروید، باید چیزی را به دست بیاورید و بعد عمل کنید. در مذاکرات گذشته که ما از این مذاکرات زیاد داشتیم، روال اینگونه نبوده. البته الان امکاناتی داریم که آن موقع نداشتیم و موازنه تا حدی بهنفع ما تغییر کرده است که آن موقع نکرده بود.
قرآن میفرماید اگر به کسانی که «يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في كُلِّ مَرَّةٍ»[۹] دست پیدا کردی، بهگونهای ضربه بزن که پشتسریهای آنها هم حساب کار خودشان را بکنند. ولی میفرماید: «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛[۱۰] شاید متذکر بشود. «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ» یعنی شاید یاد خدا یاد خدا بیفتند؟ نه؛ [یعنی شاید] حساب به دستشان بیاید و بفهمند که نمیشود اینگونه با حق برخورد کرد. بعد هم [میفرماید] اعداد قوه کنید. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها».[۱۱]
معنی اینکه [حضرت آقا فرمودند] ما در میدان میایستیم، یعنی همین. میخواهیم ببینیم واقعاً سلم است یا دارند بازی میکنند؟ ما مراقبت میکنیم. [اگر] سلم باشد، ما قبول میکنیم که با این سه شرط مذاکره کنید. من علیالاصول راه دیگری را میگفتم، چون نگاهم به دستگاه غرب، چیز دیگری است.
[در رابطه با] علیالاصول و [نظر دیگر حضرت آقا،] یک مرحله این است که باید ما دنبال تغییر نظم باشیم، نه مذاکره در چهارچوب نظم [فعلی. البته من] متهم نمیکنم که [اینها] دارند در چارچوب نظام جهانی مذاکره میکنند، [بلکه] میخواهم بگویم اینجا تفاوتی پیدا میشود. حال [در رابطه با] علیالاصول باید بحث بشود. من معتقدم که این اصول، احتیاج به بحث جدی دارد.
پس آن چیزی که در بیان ایشان فوریت دارد، اولاً شفاف کردن فضای تصمیمگیری و تصمیمسازی است. دوم [این است که ایشان فرمودند من] با ۳ شرط به اینها اجازه دادم؛ پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیادهخواهی آمریکا. اینها آن امور فوری هستند که ما باید در موردشان فکر کنیم. بعد میفرماید ما منتظر تحقق هستیم. این جمله را باید الان معنا کنیم، نه اینکه برگردیم و دوباره پشت صحنه را بکاویم. امر اول ما الان این نیست. من بیانیه را اینگونه میفهمم.
[حال] همه ما این مرحله آخر را که باید در میدان بایستیم رها کردهایم و سراغ پشت صحنههایی رفتهایم که میگوید من در نهایت اجازه دادم. عرایض قبلی من نیز همین بود که [ایشان] ایستادهاند؛ ما ناظر هوشمند و توانایی داریم که رفت و برگشتهای سنگین کرده است. من نمیگویم که آقا با همه جزئیات موافق بودند؛ علیالاصول یعنی من با این مسیر موافق نبودم، ولی بهدقت مراقبت کردند و آخر کار هم با ۳ شرط اجازه دادند. فضای تصمیمسازی و تصمیمگیری را شفاف کردند و بعد هم اجازه دادند.
حال موضوعی که الان بحث فوری ماست این است که منتظر تحقق هستیم یعنی چه؟ [باید] روی این بحث کنیم که این انتظار چگونه محقق میشود؟ [آیا درست است که] برگردیم و سر آن قبلی اختلاف کنیم و در میدان تشنج کنیم؟
این علیالاصول به دلیلی گفته شده که یکی از مهمترین ادله آن، این است که غنائم این فتح عظیم، نباید در امور جزئی تقلیل پیدا کند؛ یعنی باید سراغ تغییر نظم برود. دوم اینکه دیگر به این سازوکار جهانی اعتباری نیست؛ این سازوکار، مکرر امتحان خودش را پس داده است. غنیمت ما نباید در دستگاه جهانی نقد بشود؛ باید در فضای تغییر موازنه بهنفع تمدن اسلامی، وارد نقد کردن دستاوردهای خود بشویم، نه درون تمدن غرب. الان روسیه هم ممکن است بخواهد با آمریکا مقابله کند؛ [او] از طریق همین ساختار میخواهد سهم تأثیر خودش را افزایش بدهد. [بنابراین] ما دنبال یک کار بزرگتر هستیم.
[پس] باید بر سر علیالاصول بحث بشود و نباید هر چیزی را زود به ایشان نسبت بدهیم؛ باید دقت کنیم. حرفهای خوبی هم در این زمینهها گفته شده، ولی این اولویت فوری ما نیست. اولویت فوری، این است که ایشان فرمود من با این سه شرط اجازه دادم؛ حفظ منافع ملت ایران و جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیادهخواهی آمریکا. [بعد هم فرمودند] ما منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود. باید به اینها فکر کنیم. یک نکته علیالاصول این است.
وقتی صحنه مذاکره در چارچوب سازمان ملل باشد، به یک معنا پذیرش نظر دشمن است. [حضرت آقا با این پیام] میگویند اینکه ما وارد مذاکره میشویم، به معنی این نیست که نظر شما را قبول کردهایم؛ من به این معنا مذاکره نمیکنم که نظم جهانی کنونی را قبول دارم و میخواهم درون این نظم با شما مذاکره کنم. [گویا مذاکرات] ذیل ساختار تنظیم شده سازمان ملل و بر محور آمریکا، پذیرش آنهاست و [ایشان دارند می فرمایند] من مذاکره را اینگونه نمیخواهم. [پس حال که اجازه دادهاند،] به این معنا این نیست که من نظم کنونی جهان را قبول کردهام و میخواهم در این چارچوب مذاکره کنم.
من اینگونه میفهمم، ولی نسبت قطعی نمیدهم [که تفسیر بیانات ایشان این است که] من مذاکرهای را که معنی آن پذیرش باشد، قبول ندارم. [پس] مذاکره به معنی پذیرش ساختار حاکم بر جهان، یعنی من حکمیت کفار را در این نزاع بپذیرم و بعد مذاکره کنم نیست.
۴ـ۳. نظارت بر روند تحقق شروط مطرح شده
[حال] من الان میگویم الان باید روی این بحث بکنیم که نظارت در میدان بر تحقق شروط، چگونه واقع میشود، نه اینکه سر مرحله قبل اختلاف کنیم و انسجام خیابان را تضعیف کنیم. دشمن با خبرسازی جعلی و سیاست تنظیم و تحریف خبر، [به دنبال همین کار است.] رسانههای غرب هم و خود رئیسجمهور فاسق آمریکا، در این کار توانا هستند و پشت سر هم برای ایجاد اختلاف و درگیری، خبر فاسق تولید میکند. ما باید سر این مرحله حتماً دقت کنیم، گفتوگو کنیم و برای آن اتاق فکر درست کنیم. بعد هم [باید بحث کنیم که] چه مسیری را باید برویم تا این اتفاقی که در چند دهه اتفاق افتاده است، اتفاق نیفتد.
خود این بیانیه دارد روی شفافسازی فضای تصمیمگیری و تصمیمسازی تأکید میکند. این خیلی مهم است. ولی الان و در این مرحله، باید روی این قسمت بایستیم که میدان را منسجم میکند. همه کسانی که با آقا بیعت کردهاند و رهبری و زعامت ایشان قبول دارند، پای این امر خواهند ایستاد و سر آن اختلاف نمیکنند. اما اگر سر آن قبلیه برویم، ممکن است که میدان، قدرت و انسجام خودش را از دست بدهد.
نمیگویم نباید روی آن بحث کرد؛ آن هم حتماً یکی از مطالبی است که باید دنبال کنیم، ولی گمان من و بعضی از نخبگان دیگر هم که با هم گفتوگو داشتیم، این است که دال مرکزی این بیانیه، این نیست که شما ببینید آن علیالاصول چه بود، چرا تخلف شد، و چه کسی تخلف کرد و چه کسی مقصر است. [این بیانیه] برای این است که [مسیر تصمیمگیری] شفاف بشود و روشن باشد که یک مسیر دیگری بوده و من به ادلهای و با این سه شرط، اجازه دادم که مسیر دیگری را بروند. این ۳ شرط هم خیلی مهم است. اگر پای این شروط بایستیم، طرحهای کوچک و دیپلماسی ضعف، حتماً شکست میخورد. اگر پای این ۳ اصل بایستیم، آن جریان غربگرا حتماً نمیتوانند در این میدان دستاوردی داشته باشد. ما باید ناظر این باشیم که واقعاً حقوق ملت، حقوق جبهه مقاومت و ایستادگی در مقابل زیادهخواهی حاصل میشود یا نه.
۵. وظیفه جامعه نخبگانی در شرایط کنونی
یک بخش عمده این کار، به عهده شما بزرگواران است. مثلاً [شما باید] تاریخی که مذاکرات داشته را روایت کنید که چگونه پیش رفته و نقطهضعفهای آن چه بوده. آن وقت این علیالاصول معنا میشود. این آگاه کردن میدان، نسبت به وضعیت مذاکرات در طول این ۴۰ سال است، بدون اینکه بخواهیم مدام آدمها را متهم کنیم. این مذاکرات، نرمافزاری دارد که بیشتر از آدمها تأثیرگذارند؛ یک دستگاه تصمیمسازی دارد که آن دستگاه باید شفاف بشود، نقد بشود و آسیبشناسی بشود. [اگر این کار نشود،] نقدها عمیق نخواهد بود. اینکه همه چیز را روی دوش آدمها بیندازیم، [دقیق نیست و مشکل را حل نمیکند.] البته آدمها، تصمیمگیران و تصمیمسازها هم مقصرند و باید پاسخگو باشند.
[بنابراین باید] روی این گفتوگو کنیم که علیالاصول یعنی چه؟ شما هم باید گفتمانسازی بفرمایید. ولی الان باید روی این فکر کنیم که نظارت در میدان با انسجام میدان چگونه است؟ این روزها گاهی حرفهایی شنیده میشود که آدم یقین دارد برنامهریزی دشمن است تا ما با عزیزانمان که در میدان مشغول مبارزه بودند، از سپاه و ارتش و نیروهای مسلح، اصطکاک پیدا کنیم. بعد هم مدام میگویند در آنها هم توطئه و نفوذ هست. با یک کلمه که شما نمیتوانید [این حرفها را بزنید.] اینها پای لانچرها ایستادند، خون خودشان را دادند، چند ماه به خانههای خود نرفتند و هنوز هم بعضی از ایشان نرفتهاند و در میدان سخت ماندهاند؛ حال آدم با یک کلمه، [همه اینها را زیر پا میگذارد.]
ما گاهی دقت نمیکنیم. الان بحث پیدا کردن مجرم نیست، [چون] در صحبت آقا بحثی از مجرم نیست. [ایشان] میگویند با دلسوزی این کار را کردند، ولی نظر من چیز دیگری بود. اصلاً روال ولایت فقیه همین است؛ استبداد نیست که [بگوید] نه من پادشاه هستم و من میگویم که اینگونه بشود.
[البته ایشان میفرمایند] من با شروطی اجازه دادم و الان هم در این مرحله میگویم پای آن بایستید. مرحله قبل را مدام واکاوی نمیکند. [البته] نمیگویم واکاوی نکنیم، [ولی] در این شرایط، مأموریت ما این است که چیز دیگری را اولویت قرار بدهیم.
البته ممکن است عزیزی بگوید اولویت، همین علیالاصول است و باید بر آن بایستیم و آن را شفاف کنیم که چه کسی چه کاری کرده. [ولی] من فهمم که این [اولویت] نیست، بهخصوص با توجه به اینکه این [بیانیه،] بعد از اذن صادر شده است. اگر ایشان میخواستند که ما روی آن علیالاصول بایستیم، قبل [از اذن] میفرمودند من علیالاصول مخالف هستم. [بعد باید میرفتیم] ببینیم که چه کسی دارد با آقا مخالفت میکند. [اما] تعابیر این است: از سر دلسوزی، با حسن نظر و تلاشهای زیاد.
بعد هم توجه ایشان به استیصال آمریکا بوده که مدام طرح میآورده. این یعنی او محتاج بوده، نه ما. اگر او محتاج است، شکل [مذاکره] باید متناسب با اضطرار او باشد، نه اینکه ما احساس اضطرار کنیم. این هم فیالجمله بحثهایی دارد، ولی باید آنها را برای مرحله بعد بگذاریم. البته از الان هم باید برای مراحل بعدی اتاق فکر را درست کنیم و مراقبت کنیم که این اتفاق نیفتد.
[علی ای حال] آقا با سه شرط اجازه دادند و فرمودند ما الان منتظر تحقق هستیم. چرا به جای اینکه روی این جمله فکر کنیم، گفتمانسازی کنیم و میدان و خیابان را به این سمت بیاوریم، آن را کنار میگذاریم؟ [اگر این کار را بکنیم،] اکثریت میآیند و تجمعات پرشور و معنیدار میشود. [نباید] سریع بحث را به یک جای دیگر ببریم؛ به گمان من [این کار،] دقت نکردن به اولویت بیان ایشان است.
بیانیه شما بزرگواران بسیار خوب بود، اما در هر دو کاری که فرمودید خودتان هم یکی از ارکان آن هستید. [شما] باید عقلانیت آن را ایجاد کنید و گفتمان آن را بسازید. البته روشن است که دستگاه مطالبات خود را هم [باید] ارتقا ببخشید. نباید خیلی وارد دستگاه مدرن بشویم؛ اگر آن دستگاه جواب میداد، برای خودشان جواب میداد. باید أشکال و بسترهای جدیدی برای مطالبه را فراهم کنیم و سازوکار مطالبه غرب را در سازوکار مطالبات خودمان منحل کنیم، نه اینکه کپیسازی کنیم. امیدوارم که خدا به ما توفیق بدهد که بتوانیم این راه را با قوت ادامه بدهیم.
ج: این به معنی پذیرش نظر دشمن نیست. میگویند [رفتن] سر میز مذاکره اصلاً به این معنا نیست که تو گفتی و من قبول کردم؛ [بلکه به معنای این است که] تو استیصال داشتی و دوستان من گفتند و من قبول کردم. یعنی دشمن نگوید که من مذاکره را به رهبر انقلاب تحمیل کردم. تو استیصال داشتی و دوستان من هم این راه را گفتند و تعهد دادند.
به نظر من ایشان در جمله آخر میخواهند بفرمایند که من نظر دشمن را نپذیرفتم. اینکه میگویم مذاکره کنید، بهخاطر این نیست که دشمن گفته بیا مذاکره کن. من حرف آمریکا را قبول نکردم، [بلکه] من تعهد دوستان خود را قبول کردم. کسی نگوید آمریکاییها [رهبر را سر میز مذاکره] نشاندند. تو ما را پای میز مذاکره نشاندی؟ تو از سر استیصال تقاضا کردی و دوستان من تعهد دادند و من قبول کردم.
ولی [بعد میفرماید] وارد میدان نظارت شوید. [حال باید بحث کنیم که] چگونه باید نظارت کرد. الان جنگ ما تمام نشده است و ما هنوز در وسط میدان هستیم؛ زد و خورد هم خواهد بود، منتها تند و کند دارد.
س: در کنار روایت فتح و این مطالبی که مطرح فرمودید، آن بحث کودتا که رهبر معظم مطرح کردند چیست؟ آیا وسط میدان جایگاهی پیدا میکند؟
ج: آن هم به جد باید دنبال بشود، اما ما آن را رها کردهایم. آن باید دنبال بشود و یک سازوکار خاصی هم میخواهد. حتماً باید سازوکار دنبال کردن آن هم فراهم بشود. این کار طرح میخواهد. اصلاً چه کسانی بودند؟ چگونه بوده؟ چه میخواستند؟ اصلاً فرمایش ایشان ناظر به چه بود؟ نباید روی هوا حرف بزنیم؛ باید حرف ایشان را بهدقت تحلیل کنیم و به دنبال سازوکاری باشیم تا محقق بشود و کودتا دیگر تکرار نشود.
نخبگان باید به راهحلی برسند که در آن تفاهم واقع بشود، ولی مسئله بعدی [این است که] مواجهه ما در میدان عمل چه باید باشد؟ [وظیفه ما،] گفتمانسازی بر مبنای همین حرفهاست. [این حرفها] باید به گفتمانی تبدیل بشود که نسل جدید و جوانان و جوانان آن را بفهمند. فرمایش آقا [باید] از پایین مطالبه بشود و تحریف نشود. [نباید] حرفها را به جای دیگری ببریم و میدان را خالی کنیم.
الان این بحثها، روی زمین مانده است که تحقق شروط آقا یعنی چه؟ ما چگونه تحقق شروط را کنترل کنیم؟ بین ما و آقایان میدان دیپلماسی را در تفسیر همین شروط حل کنیم؟ اینجا جایی است که ما باید بایستیم. نخبگان [باید] این را جلو ببرند و بعد به گفتمان عمومی تبدیل کنند.
پاورقیها
۳
. «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۶۹.
۵
. «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»؛ سوره شعراء، آیه۲۲۷.
۸
. «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ»؛ سوره انفال، آیه۶۲.
۹
. «الَّذينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ»؛ سوره انفال، آیه۵۶.
۱۰
. «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛ سوره انفال، آیه۵۷.
۱۱
. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»؛ سوره انفال، آیه۶۱.