رسالت امام راحل و امام شهید ساختن امت رشید و مقاوم برای عصر ظهور
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴ است که در دفتر مقام معظم رهبری(قم) در ماه مبارک رمضان برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. انتخاب شهادت «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ»
حادثه بهحدی بزرگ است که صحبت کردن دربارۀ آن دشوار است. دربارۀ شخصیت ایشان هم باید حرفها گفته بشود و سخنهای مفصلی وجود دارد. من فقط یک جمله از استادمان حضرت آیتالله مصباح یزدی رضوان الله تعالی علیه نقل میکنم. ایشان اواخر حیات خود [در حالی که] دستشان روی عصاست و نشستهاند میگویند از من گذشته که برای دنیایم حرف بزنم؛ من مردی به جامعیت ایشان در طول تاریخ علمای تشیع نمیشناسم.
ایشان آخرین صفحۀ حیاتشان را خودشان ثبت فرمودند که موجب میشود راه و طرح ایشان، پایدار و ماندگار بشود. وقتی فرمودند: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ»،[۱] مشخص شد که ایشان مسیر شهادت را انتخاب کردهاند. معنایش این نیست که خودشان را در معرض تیر دشمن [قرار دادهاند،] ولی کاملاً پیداست که در این میدان درگیری، تا پای شهادت ایستادهاند. خدای متعال هم این شهادت بزرگ و با عظمت را برای ایشان رقم زد. میراث ایشان نیز خودش جای بحث مستقل دارد. این مرد بزرگ در طول این رهبری طولانی ـ نزدیک چهل سال ـ میراثی برای یک امت گذاشتند و امتی را با یک سری خصوصیات ساختند که میتواند مسیر را ادامه بدهد.
امام در بیانیهای میفرمودند عبور از فرهنگ غرب و شرق، بدون شهادت میسر نیست. این درگیری که ما با تمدن مادی داریم، بر سر دنیا و منابع طبیعی عالم نیست. [این] درگیری، درگیری بسیار بزرگی است.
حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ أَمْرَنَا مِنَ الْقُرْآنِ لَمْ يَتَنَكَّبِ الْفِتَنَ»؛[۲] کسی که امر امامت و ولایت الهی و سرپرستی امت را از قرآن نفهمد، از فتنهها عبور نمیکند. [لذا ما باید] میدان درگیری و نتایج درگیری و راه مستقیم را از قرآن بفهمیم. «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ أَمْرَنَا مِنَ الْقُرْآنِ لَمْ يَتَنَكَّبِ الْفِتَنَ».
در روایات ما این مضمون [در رابطه با قرآن کریم] وجود دارد و مرحوم عیاشی نقل کردهاند که «ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي أَحِبَّائِنَا وَ ثُلُثٌ فِي أَعْدَائِنَا وَ عَدُوِّ مَنْ كَانَ قِبَلَنَا»؛[۳] اگر معارف قرآن را سه بخش کنید، یک بخش در باب امامت ائمۀ حق و انبیائی که در این مسیر بودند و امتهای حقه است و یک بخش هم معارفی است که مربوط به دشمنان و جبهۀ فراعنه تاریخ است. درگیری توحید و شرک مجسم نیز در همینجا توضیح داده شده. قرآن، سراسر این میدان درگیری را توضیح میدهد. [لذا] این میدان درگیری را باید با قرآن دید. حال من دو آیه [از قرآن کریم] میخوانم و مسیر آیندۀ خودمان [را طبق این دو آیۀ شریفه توضیح میدهم.]
۲. ثمره این شهادت بزرگ مرحله جدید عبور از فرهنگ مادی شرق و غرب
[این نکته را هم عرض کنم که] این شهادت بزرگ، عبور از فرهنگ شرق و غرب، [عبور از] فرهنگ مادی و [عبور] دنیاپرستی است که بر جهان حاکم کردهاند. [این دنیاپرستی،] در طول تاریخ نظیر نداشته؛ [لذا] عبور از آن، بدون شهادت میسر نیست. همۀ شهداء، عزیز و «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[۴] هستند، ولی شهادت این مرد بزرگ، یک مرحلۀ جدید از عبور از فرهنگ شرق و غرب است.
عزیزی همین روزها برای من پیغام فرستاده بود و این جملۀ آقا را که «ناو وسیلۀ خطرناکی است، ولی آن وسیلهای که ناو را در قعر دریا غرق میکند خطرناکتر است» [نقل کرده بود.] شهادت این مرد بزرگ، همان وسیلهای است که کل آمریکا و یهود را در دریا غرق میکند. ما برای عبور از فرهنگ دنیاپرستی و تمدن مادی، نیاز به شهادت داریم. این بحث پردامنهای است.
ما پرچم توحید و معنویت را به دست گرفتهایم. یعنی امام بزرگوار و قائد شهید و باعظمت ما، دوباره معنویت، بندگی خدا و توحید را به صحنۀ حیات اجتماعی بشر [آوردند.] مردم عزیز ایران نیز زیر پرچم این دو قائد بزرگ، این کار را کردند.
این بازگشت معنویت و توحید به عرصۀ حیات اجتماعی بشر و به عرصۀ سیاست، تحولات عظیمی را در نیمقرن گذشته رقم زده که یکی از آنها، فروپاشی اردوگاه مارکسیسم است. امام در نامۀ خود به گورباچف نوشتند که دلیل شکست شما، مبارزۀ بیدلیل با خداست. غرب سرمایهداری هم به همین امر مبتلا خواهد شد. الان در حال تحول عظیم دیگری در جهان هستیم و آن، شکست غرب لیبرال است. همانگونه که شکست مارکسیستها ایدئولوژیک بود، شکست اینها هم ایدئولوژیک است. پرچم توحید و معنویت در عرصۀ سیاست، پرچم آزادی را از دست اینها گرفته و دارد جابهجا میکند.
[پس] این مرحله از درگیری عظیمی که ما با تمدن مادی غرب داریم، مرحلۀ جابهجایی پرچم قدرت، پرچم آزادی و پرچم کرامت انسان، به موطن خودش، یعنی به جبهۀ انبیاء است. این موجب فروپاشی لیبرال دموکراسی میشود. ما الان در این مرحله [هستیم.] کما اینکه [زمانی که] پرچم عدالتخواهی به دست اسلام افتاد مارکسیسم فروپاشی شد، پرچم آزادی و کرامت هم دارد جابهجا میشود. همۀ ملتهای آزادۀ جهان [هم این مطلب را] میفهمند؛ این همان شکست ایدئولوژیک و فروپاشی غرب سرمایهداری است. فروپاشی آنها هم انشاءالله از همین مسیر، نزدیک خواهد بود.
۳. شهادت امام و قائد ملت، حامل یک تحول عظیم معنوی در جهان و در جبهۀ مومنین
این شهادت بزرگ، یکی از مهمترین ابزارهای آگاهی ملتها و عبور ملتها از این فرهنگی است که در زندگی بشر رسوخ کرده؛ [یعنی] فرهنگ بتپرستی و دنیاپرستی. این شهادت بزرگ، یکی از مهمترین ابزارهاست. هنوز برکات این شهادت در عرصۀ بینالملل ظاهر نشده. بیداری و آگاهی ملتها و عبور از تمدن فاسد غرب، انشاءالله با این خون بزرگ تسریع میشود و انشاءالله به قلهها نزدیک میشویم. این شهادت از آن شهادتهای استثنائی طول تاریخ است و انشاءالله نقش آن آشکار خواهد شد.
خدای متعال این ملت را در این مسیر قرار داده و با امتحانات بزرگ مواجه کرده. یکی از امتحانات بزرگ این ملت، همین است که در وسط میدان درگیری، امام و قائد ملت، شهید میشود. این از بزرگترین امتحانات است. اگر این ملت ظرفیت این امر را نداشت که اینگونه امتحان بشود، خدا آن را امتحان نمیکرد. این [امتحان با عظمت،] علامت این است که مردم عزیز ایران به بلوغ و ظرفیتی رسیدهاند که میتوانند این میدان درگیری را با عافیت و سلامت از سر بگذرانند؛ تردیدی در این نیست. اگر نمیتوانستند، خدای متعال در وسط این معرکه، این ملت را به این امتحان عظیم امتحان نمیکرد.
این شهادت، حامل یک تحول عظیم معنوی در جهان و در جبهۀ مومنین است و رشد ایجاد میکند. [این شهادت،] امتی را که در کنار امام رشید شدهاند، رشیدتر میکند. این هم پیداست که این ملت، ظرفیت دارد که به این امتحان بزرگ مبتلا بشود. خدای متعال هم میتواند این ملت را در این میدان بزرگ پیروز کند.
حال من این دو آیه را [بخوانم و] ترجمه کنم. این دو آیه پشت سر هم است و خیلی عجیب است. ما در عالم درگیری بر محور دنیاپرستی زیاد داشتیم؛ قدرتهای مادی در تمام تاریخ با هم بر سر دنیای خود جنگیدهاند و صدها میلیون کشته از مردم گرفتهاند؛ آخرین جنگها هم همین جنگهای اول و دوم [جهانی] است. ولی یک بخش از درگیریهای مهم جهان، ناشی از ظهور انبیاء، بعثت انبیاء و دعوتهای بزرگ ایشان است. مقابل این دعوت، صفآرایی میشده.
۴. دعوت بزرگ انبیاء بشارت به توحید و انذار از شرک و بتپرستی
خدای متعال این مطلب را در سورۀ مبارکۀ بقره در آیۀ ۲۱۳ که آیۀ معروف و مشهوری است، بیان فرموده؛ «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ»؛[۵] خدای متعال انبیاء الهی را مبعوث کرد. [انبیاء نیز] در این بعثت، بشارتها و انذارهای بزرگی به بشر میدادند. بحث بشارت و انذار، صرفاً نسبت به یک دنیای مادی آباد و این وعدههایی که تمدنهای مادی میدهند نیست، [بلکه] بشارت و انذار بزرگی است که نسبت به توحید و شرک و بتپرستی است. بشارتهای قرآن این است.
بعد میفرماید: «وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ». پیداست که وقتی انبیاء میآیند، ممکن است بین طرفداران انبیاء هم اختلافهایی پیدا بشود. خدای متعال میزان را به دست انبیاء داده تا با میزان، امت را به هماهنگی برسانند و عبور بدهند. پس انبیاء آمدند و دعوتهای بزرگ و امکانات بزرگی [آوردند] تا امت را بسازند و از دل سختیها و اختلاف نظرهایی که پیدا میشود و مسائلی که پیش میآید، عبور بدهند.
اما [در ادامه میفرماید:] «وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ»؛ در بین همین کسانی که پیامبر [برایشان] آمده و کتاب آورده، بر سر این کتاب اختلاف ایجاد میشود. «بَغْياً بَيْنَهُمْ»؛ این از باب بغی است؛ ناشی از اختلاف طبیعی بین درجات ایمان و درجات مومنین نیست. پس بغی [وجود دارد.]
انبیاء آمدند و دعوتهای بزرگی [کردند] و بشارتهای بزرگی [دادند. این بشارت و انذار،] به بهشت و از جهنم است؛ بشارت به توحید و انذار از شرک و بتپرستی است؛ بحث منابع طبیعی عالم و اینکه نفت را بگیریم نیست. پس بشارتهای بزرگتر و انذارهای بزرگتری است. امتی هم دور این انبیاء جمع میشوند و خدا هم به این انبیاء امکانی داده که میتوانند این امت را به سلامت عبور بدهند. ولی یک عده بغی میکنند و بر اساس بغی، مقابل انبیاء میایستند.
[حال] خدای متعال بشارتی میدهد: «فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ»؛ اختلافی بین مومنین بهخاطر درجات ایمان وجود دارد؛ خدای متعال اینها را هدایت میکند و به سلامت از دل این اختلافات [عبور میدهد؛] خدای متعال اینها را با همۀ اختلاف نظرها و درجات ایمان، عبور میدهد. «وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ».
پس خدای متعال بشارت داده که مومنینی را که در این امت هستند، با همۀ اختلاف درجاتشان هدایت میکند و به مقصد میرساند. ولی یک جریان بغی هم شکل میگیرد که چیز دیگری است. یک طرف درگیریهای عالم، همین بغی نسبت به دعوت انبیاء است. [اینها] دعوتهای بزرگ را نمیپذیرند؛ «وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ»؛[۶] وقتی صحبت از خدا میشود، زیر بار نمیروند و دنبال دنیا و بر پا کردن یک الگوی جدید از دنیاپرستی هستند.
این [آيه] را برای آیۀ بعدی خواندم. آیۀ بعدی، بلافاصله بعد از این آیه است که ما انبیاء را فرستادیم، کتاب دادیم، امکان هدایت دادیم و امت را با همۀ درجات عبور میدهیم، ولی یک جریان بغی هم شکل میگیرد.
[در آیۀ بعد میفرماید:] «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ»؛[۷] خدای متعال میخواهد امت را از دل این حیات الدنیا وارد جنت کند. انبیاء آمدهاند تا این کار بزرگ را انجام بدهند. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ». [وقتی] شما با انبیاء حرکت میکنید، خدا [شما را] هدایت میکند، دستگیری میکند و امکاناتی [به شما میدهد،] ولی یک جریان بغی هم هست که کار را سخت میکند.
سختیها و ابتلائات عظیمی که امتهای گذشته میگذراندند، بر سر راه ما هم هست. چون مسیر، مسیر جنت است. انبیاء نیامدند که به یک دنیای بهتر دعوت کنند، [بلکه] به یک امر باعظمت دعوت کردهاند. ورود به جنت، از دل امتحانات سخت میگذرد. پایان این امتحانات سخت، رسیدن به جنت است.
۵. اوج سختیها هنگامه نصرت الهی
قرآن [این را هم] توضیح میدهد که چه زمانی درها گشوده میشود. وقتی به نقطهای [میرسید که] کار بهقدری سخت میشود که غیر از انبیاء و مومنین خاصی که اطراف انبیاء هستند، بقیه متزلزل میشوند؛ «وَ زُلْزِلُوا». در آن زمان آن انبیاء و مومنین هم از خدا طلب نصرت میکنند؛ «مَتى نَصْرُ اللَّهِ»؛ خدایا آن پیروزی که وعده داده بودی که درهای بهشت باز میشود و یک امت بهشی درست میشود، چه زمانی است؟ «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ». تأویل این وعدۀ به بهشت، عصر ظهور است. علامه طباطبایی و علامه مجلسی [میفرمایند] آیات معاد، به ظهور هم تأویل میشوند.
[بنابراین] در این مسیر درگیری که بین جبهۀ حق و باطل بر محور انبیاء شکل گرفته و به بهشت و عصر ظهور میرسد، امتحانات سختی وجود دارد. خدای متعال جبهۀ مومنین را دائماً برای عبور از دل این امتحانات سخت نصرت میکند. [خدای متعال] به مومنین وعدۀ قطعی پیروزی هم داده است؛ غیر از آن پیروزی نهایی، وعدۀ پیروزی در مرحله را به آنهایی که در کنار انبیاء بایستند و صبر کنند، [داده است.]
این خیلی روشن است که این درگیری که ما با تمدن غرب داریم، جهان را وارد یک مرحلۀ جدید کرده است. اگر شما نیمقرن به عقب بروید، [میبینید که] درگیریها بوده، ولی اصلاً بر محور انبیاء، ادیان، معنویت و توحید نبوده. الان ندای توحید در عالم بلند شده و دوباره یک موج شدید و جدید در عالم منتشر خواهد شد. نتیجۀ قطعی آن هم گسترش معنویت و توحید در جهان و پیروزی جبهۀ حق است.
الان هم آدم احساس میکند که یک امت مقاوم و رشیدی ساخته شده که با همۀ سختیها، پای این دعوت ایستاده [است.] این حاصل سرپرستی تاریخی امام زمان (عج) است. این امت در این دوران جدید، به دست دو نفر از نواب رشید حضرت بقیة الله (عج) وارد یک مرحلۀ جدید شده [است. این امت] از دل امتحانهای سختی عبور داده شده و بزرگ شده و برای یک کار بزرگ ساخته شده؛ در این تردیدی نیست که خدای متعال این ملت رشید را برای یک کار بزرگ مهیا و آماده کرده. این دو امام بزرگوار این امت را برای این روزها ساختهاند.
انشاءالله در یک فرصت دیگر، میراث این مرد بزرگ را در طول این ۳۷ سال [بررسی میکنیم. که میراث ایشان] چه بود و [ایشان] چه امتی را با چه تواناییها و ظرفیتهایی ساخته که الان اینگونه میایستد. دشمن متحیر است که اینها نه میترسند و نه پا پس میکشند. ساخته شدن چنین امتی به مدیریت و تدبیر بزرگی احتیاج دارد. اگر خدای متعال توفیق بدهد، راجع به این مطالب، نکاتی را عرض میکنم.
پاورقیها
۴
. «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؛ سورۀ آل عمران، آیۀ۱۶۹.
۵
. «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ سورۀ بقره، آیۀ۲۱۳.
۶
. «وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ»؛ سورۀ زمر، آیۀ۴۵.
۷
. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ»؛ سورۀ بقره، آیۀ۲۱۴.