تحلیل الهیاتی جنگ و مذاکره صلح با محوریت آیات سورۀ مبارکۀ انفال و جنگ بدر
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۵ است که در برنامه تلویزیونی سیاست خارجی است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. طراحی رهبر شهید برای نظم چندقطبی جهان در شرایط تسلط نظم تکقطبی
رهبری حضرت قائد شهید ما تقریباً با فروپاشی شوروی و نظریۀ جهان تکقطبی همزمان بوده و فاصلۀ کمی داشته. [غربیها بعد از فروپاشی شوروی،] به سمت جهانیسازی حرکت کردند؛ نظریۀ جهانیسازی بر محور نظم آمریکایی برای همان دوران است. [خواسته آنها این بود که] همه چیز بر مدار آمریکا شکل بگیرد؛ البته [کار خود را] با ادعای صلح، مصالح عمومی، منافع ملتها و امثال اینها [جلو میبردند.] قائد شهید ما نیز نسبت به این مسئله یک سخنرانی مفصل داشتند که ما باید مقابل این بایستیم.
طبیعتاً طراحی آنها برای اینکه یک نظم جهانی بر محور آمریکا ایجاد بکنند بسیار پیچیده بود. مبانی [این برنامه حتی] در چهارمین برنامۀ پنجسالۀ کشور ما که چاپ شد و بعد هم جمعآوری شد بهشدت نفوذ کرده بود. آنجا میگفتند شوروی فروپاشی شده و جهان تکقطبی است؛ ما در آمایش جهانی باید روی این مسئله توجه کنیم و برنامۀ خود را متناسب با این بنویسیم. [وقتی در کشور ما اینگونه بود،] تکلیف بقیۀ کشورها که دیگر معلوم است.
آقا مقابل این ایستادند و طراحی یک جهان چندقطبی را دنبال کردند. [ایشان] در اواخر حیات مبارکشان خیلی روی این تأکید میکردند. در روز دانشآموز دو سال قبل، یعنی روز سیزدهم آبان دو سال قبل فرمودند نظم کنونی جهان دارد تغییر میکند. نظم جدید، مشخصههایی دارد. سه مورد از مؤلفههای نظم جدید اینهاست: افول قدرت آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و گسترش ادبیات مقاومت.
این چیزی بود که [ایشان] طراحی کردند. آخرین مرحلۀ برنامۀ ایشان برای این امر، همان بحث اخراج آمریکا از منطقه است. ایشان بعد از شهادت شهید سلیمانی فرمودند مجازات آمریکا این است که از منطقه بیرون برود. ما این را امر سادهای میگرفتیم، ولی ایشان پیچیدگی امر را بهدقت میدانستند؛ [ایشان] زیرساختهای آن را ایجاد کردند، افکار عمومی را آماده کردند و ساختارهای آن را درست کردند. به گمان من ایشان خون خود را هم پای این کار گذاشتند تا ما بتوانیم آمریکا را بیرون کنیم.
سخنرانیهایی که ایشان در اواخر حیات خود داشتند، خیلی راهگشاست. در خاطر شما هست که ایشان فرمودند: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ».[۱] این امضای شهادت ایشان بود. یعنی من بیعت نمیکنم و تا پای شهادت هم ایستادهام. بعد هم فرمودند مردم ایران هم درس شیعی و عاشورایی خود را گرفتهاند. این ملت با این فرهنگ، زیر بار این فاسدهایی که حاکماند، نمیرود.
۲. ملت عاشورایی و مبعوث شده/ محاسبه غلط غرب
نکتۀ مهم دیگری هم فرمودند که به نظر من مهمترین نکته در تحلیل ماست و خطای آمریکاییها همین است. ایشان به آمریکا فرمودند شما با یک نظام مواجه نیستید، [بلکه] با یک ملت به پا خاسته مواجه و روبهرو هستید؛ این خیلی مهم است. تحلیل غلطی که غرب و حتی بعضیها در داخل کشور خودمان میکردند، این بود که همه چیز بر مدار یک نظام غربی شکل گرفته و کشور ما در آستانۀ الحاق به نظم جهانی است و فقط یک مانع وجود دارد که آن هم نظام ولایت فقیه [است؛ ما نیز آن را] برمیداریم و با یک انتقال آرام به یک فضای جدید منتقل میشویم و تنشها را هم کنترل میکنیم. نظر آمریکا همین بود. [اما] ایشان فرمودند شما با یک نظام روبهرو نیستید، [بلکه] با یک ملت به پاخاسته روبهرو هستید. این تحلیل بسیار مهمی است.
وقتی شما لایۀ رویین مردم را میبینید، [یعنی وقتی] این سبک زندگی که از غرب آمده و نظم شهری و ساختارها را میبینید، به ذهن شما میآید که همه چیز برای الحاق به غرب آماده است؛ ولی وقتی اعماق جامعه را واکاوی میکنید، [میبینید که ماجرا اینگونه نیست.] این کار از عهدۀ غربیها بیرون است؛ دانش آنها ظرفیت این محاسبهها را ندارد؛ اصلاً نمیتوانند عمق این جوامع را [درک کنند.]
در آغازِ انقلاب اسلامی نیز همینگونه بود. تلقی [غرب] این بود که دورۀ ادیان به سر آمده؛ نظام سرمایهداری و مارکسیستها همین را میگفتند و دیگر از مذهب انتظاری نبود. اما در کمال ناباوری، اتفاقی از اعماق جامعۀ دینی ما افتاد؛ امام بزرگوار رضوان الله تعالی علیه، آن اعماق را شوراندند و آتشفشانی را [فعال کردند.]
حضرت آقا روی این خیلی تأکید داشتند که جامعۀ ما جامعۀ مؤمن و انقلابی است و درس عاشورایی خود را گرفته؛ به مظاهر تکیه نکنید. [ایشان] به مردم مؤمن بودند و میگفتند این مردم مؤمن هستند. در پیامی که قریب به یک سال قبل، در صدمین سالگرد تأسیس حوزۀ قم به حوزه دادند به علما و روحانیون تأکید کردند که این مردم مؤمناند؛ اشتباه نکنید؛ این جوانهایی که میبینید مؤمناند.
این تحلیل که شما یک ملت مؤمن پای کار دارید که درس عاشورایی خود را گرفته و زیر بار آمریکا نخواهند رفت، واقعیتی است که ما داریم میبینیم. غرب این را نمیدید و اشتباه محاسباتی او همین بود. یعنی این قدرت را ندیده بود و قدرت ما را به همین جهت دستکم گرفته بود. کما اینکه دنیا هم بیش از حد روی قدرت غرب حساب میکرد. خدا امام را رحمت کند؛ [ایشان] میفرمودند اینها کشتی حرکت میدادند و دولت ساقط میکردند؛ ما جاسوسهای اینها را یک سال نگه داشتیم تا این ابهت در جهان بشکند. الان هم خدای متعال لطف کرد و در همین دو جنگ و دفاع مقدسی که اخیراً داشتیم، تقریباً اثبات شد که نه آمریکا آنقدری که میگوید قدرت دارد و نه دنیای اسلام آنقدی که آنها متوهم هستند، ضعیف است. بنابراین از نظر قائد شهید ما، شرایط فعلی ما ادامۀ همان طراحی ایشان هست. [یعنی] گسترش مقاومت.
[ایشان] گفتند خدا این مردم را مبعوث میکند. اجازه بدهید که من این را با قرآن توضیح بدهم و بحث الهیاتی داشته باشیم. آیات فراوانی در قرآن هست که اگر ما از آنها بحث کنیم، با شرایط ما تناسب دارد؛ مثل سورۀ فتح که مهمترین دستاورد سوره، صلح حدیبیه است. [در صلح حدیبیه،] وجود مقدس نبیاکرم (ص) برای همپیمانان خود امان گرفتند؛ ما هم الان دنبال همین هستیم. مهمترین دستاورد صلح حدیبیه، همین بود که حضرت برای خود و همپیمانان خود امان گرفتند.
۳. مشابهتهای جنگ بدر و درخواست مذاکره از سوی دشمن
مفاد عهدنامهای [که در آن صلح نوشته شد] مفصل است، ولی مهمترین بند آن این است که همپیمانان شما آزادند و ما به آنها متعرض نمیشویم؛ همپیمانان ما هم نباید مورد تعرض قرار بگیرند. اصلاً آغاز فتح مکه نیز زمانی بود که قریش یکی از همپیمانان حضرت را هدف قرار داده بود. بعد از آن ابوسفیان هر چه پیغام فرستاد، پیامبر قبول نکردند وحرکت کردند و فتح مکه اتفاق افتاد. الان ما در این شرایط هستیم و میتوانیم نه فقط برای خودمان، [بلکه برای] همپیمانان خود هم امنیت برقرار کنیم. این نکتۀ مهمی است.
جنگ احزاب [هم متناسب با زمان ما] هست و باید توضیح داده بشود، ولی من میخواهم آیات سورۀ مبارکۀ انفال را بخوانم. در آیات آغازین سورۀ مبارکۀ انفال، بحث جنگ بدر است که اولین درگیری نظامی نبیاکرم (ص) بود. خدای متعال میفرماید یکی از این دو جریان پیش روی شماست؛ یا باید با کاروان تجاری مواجهه کنید و اموال آنها را مصادره کنید؛ [چون] آنها اموال شما را در مکه نگه داشته بودند؛ یا باید وارد درگیری نظامی بشوید.
[سپس میفرماید:] «وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ»؛[۲] شما میخواستید آن که خار ندارد سر راه شما باشد. طبیعی است که [میخواستید] با یک کاروان تجاری برخورد کنید و اموالی هم به دست بیاورید. ولی خدای متعال هدف دیگری داشت؛ «يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ»؛ خدای متعال میخواست حق را محقق بکند و دنبالۀ کفار را قطع بکند. این ناظر به فتح در بدر است.
بعد دوباره میفرماید: «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»؛[۳] خدای متعال میخواست حق را محقق کند و باطل را از بین ببرد، ولو اینکه مجرمین هم نخواهند و نپسندند. جریانی [وجود دارد که] این کار را نمیپسندد. روایات ما این [آیه] را به ظهور امام زمان (عج) تطبیق کرده است. یعنی آغاز درگیری با جبهۀ مقابل، [زمان] نبیاکرم (ص) است [و این درگیری] تا ظهور استمرار پیدا میکند. آیات این سوره از این جهت خیلی عجیب است. خیلی از آیات این سوره ناظر به جنگ بدر و آن صحنههاست، ولی کاملاً زنده است و به این درگیری گسترده و مستمر ما نیز مربوط است.
۳ـ۱. لزوم ایجاد آمادگی به هدف بازدارندگی در برابر دشمن
آیاتی را که [در مورد] بحث نقض معاهدات دشمن است رها میکنم و [به بحث اصلی میپردازم.] میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ».[۴] آنها نقض عهد میکنند، [اما] شما هرچه مقدور است، اعداد قدرت کنید. «مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ»؛ هم امکانات نرم و هم امکانات سخت؛ برای لشکر نظامی، امکانات متناسب آن را فراهم کنید. چرا؟ «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»؛ به این وسیله، دشمن خدا و دشمن خودتان را به رهبت و ترس بیندازید؛ [کاری کنید که] ابهت شما در دل آنها بنشیند، بترسند و به شما راحت تعرض نکنند.
بعد میفرماید: «وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ گروهی پشتصحنه هستند که شما آنها را نمیشناسید، ولی ما میشناسیم. الان نیز همینگونه است؛ جریان قدرتی پشتصحنۀ رئیس جمهور آمریکا هست که دارد طراحی میکنند و ممکن است هیچ وقت هم در صحنه ظاهر نشود. آنها باید بترسند. شما اعداد قدرت کنید و نیروی نرم و سخت را بهاندازهای فراهم کنید که آنها بترسند و رعب شما در دل آنها بیفتد.
۳ـ۲. وعدۀ خدای متعال به جبران هزینه
بعد میفرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ». این راه خرج کردن میخواهد؛ باید پول خرج کنید و سرمایهگذاری کنید. [اما] نگران نباشید؛ آنچه که در این راه خرج میکنید، به کمال به شما برمیگردد. خدای متعال این را انفاق در راه خودش میداند. میگوید من این انفاقی را که اینجا میکنید برای شما جبران میکنم.
اعداد قدرت هزینه میخواهد. الان هم یکی از نگرانیهای جدی که ما داریم، این است که بالاخره منابع ما را میزنند. [دشمن] تهدید کرده بود که منابع و نیروگاههای شما را میزنم. این اموالی که هست، چه اموال آحاد مسلمانها و مردم عزیز باشد چه اموال عمومی باشد، یک ریال از آن هم نباید از دست برود. ولی [اگر هم از دست رفت،] اصلاً جای نگرانی نیست. [چون] اگر ما برای دفاع از استقلال و حیثیت خودمان و دفاع از اسلام هزینه کنیم، برمیگردد. [این اموال] خیلی مهم است؛ حتی یک ریال از این اموال هم مهم است؛ سرمایۀ ملی است و سالها برای آن زحمت کشیدهایم؛ نخبگان و مردم زحمت کشیدهاند تا ما به اینجا رسیدهایم و طراحیهایی شده، ولی [اگر این اموال در راه دفاع از حق از دست برود،] خدای متعال به وقتش همۀ اینها را جبران میکنند.
[بنابراین] اگر همۀ اینها را هم بزنند، ما در زمانی کوتاه، با دانش و مهارت جدید و تجربههای گذشته و امکانات فراوانی که انشاءالله عائد ما میشود، خواهیم ساخت؛ منتها در یک نظم صنعتی جدید که غیر از نظم آمریکایی است. ما مجبور بودیم که خیلی از ساختوسازهای خودمان را در نظم آمریکایی انجام بدهیم، چون جهان در سلطۀ این نظم بود. [اما] الان که ما از این نظم رها بشویم، [طبق نظم خودمان میسازیم.] نخبگان ما هستند و اندیشه و علم از بین نمیرود؛ فناوریهایی که در جان و روح اینها شکل گرفته [از بین نمیرود.] ما اینها را از نو شکل خواهیم داد، منتها در یک نظم جدید صنعتی و منطقهای که دیگر نظم آمریکایی نیست. با سرعت بالاتری هم خواهیم ساخت. مثلاً اگر ما یک پتروشیمی بزرگ را در طول پانزده سال طراحی میکردیم، الان در طول زمان بسیار کوتاهتر و با تکیه بر دانشها و فناوریهای جدید [میسازیم. این را] نخبگان و متخصصین میگویند و حرف من نیست.
بنابراین [نسبت به اینکه ممکن است] ما امکاناتی را از دست بدهیم، نباید بیخیال بود؛ ما نباید بیتدبیری کنیم و غیرعقلانی عمل کنیم و بگوییم بگذار بزنند. حتی یک ریال از این اموال هم قیمت دارد و پای آن سرمایهگذاری شده و زحمت کشیده شده؛ خیلیها تلاش کردهاند. اما از آنطرف اگر دشمن بخواهد روی این مسئله معامله کند و شرافت، استقلال و عزت ما را بگیرد، [ما نباید کوتاه بیاییم. اینجا] خدای متعال برای ما جبران میکند؛ «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ».
[بنابراین باید] اعداد قدرت کنید و با قدرت با آنها مقابله کنید تا آنها برای شما حساب و کتاب باز کنند. تلقی من این است که در این دو جنگ، بهخصوص در جنگ چهل روزه، آنها حساب باز کردند. بیخود نیست که پا پس میکشند و وارد مذاکره میشوند. اگر احساس قدرت نمیکردند و مواجهۀ آنها مثل مواجهۀ قبل بود، اینگونه برخورد نمیکردند. [مشخص است که] دستگاه محاسباتی آنها دارد تصحیح میشود. قائد شهید ما میفرمودند که ما باید بهگونهای برخورد کنیم که دستگاه محاسباتی دشمن تصحیح بشود.
۳ـ۳. قبول صلح در صورت تسلیم شدن جبهۀ کفر
[وقتی که این کار را کردید،] اگر آنها این بار پای معاهده بیایند، از سر قدرت نمیآیند. [لذا] میفرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ»؛[۵] اگر آنها به صلح متمایل شدند. «جَنَحُوا»، چیزی بیشتر از [متمایل شدن است؛] متمایل شدن همراه با تواضع است. «سلم» هم چیزی بیشتر از صلح است؛ یعنی تسلیم در برابر حق. [علی ای حال میفرماید اگر] حاضر شدند حق را بپذیرند. «فَاجْنَحْ لَها»؛ شما هم حق را بپذیر. نگران نباش که اینها خدعه و خیانت میکنند. اگر اعداد قدرت کردی و به قدرتی رسیدی که دشمن به رهبت افتاد و به تسلیم در مقابل حق متمایل شد، شما هم حق را بپذیر.
«وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ در این کار به خدا توکل کن. گاهی آدم خیال میکند که فقط جنگ توکل میخواهد؛ اینگونه نیست؛ وارد معاهده شدن با دشمنی که چنین مکار است هم واقعاً توکل بر خدا میخواهد. «إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»؛ خدای متعال هم میشنود و هم اسرار عالم را میداند. اینگونه نیست که چیزی از چشم او پنهان باشد و [نداند] که دشمن چه میکند و شما چه میکنید.
۳ـ۴. تضمین خدای متعال در برابر خدعههای بعد از صلح
بعد میفرماید: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ»؛[۶] ممکن است دوباره قصد خدعه بکنند، ولی اگر ارادۀ خدعه با تو را بکنند، «فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ». وقتی شما بر اساس آن قواعد اعداد قدرت و سرمایهگذاری میکنید، دستگاه محاسباتی دشمن تصحیح میشود و دستگاه مناسباتی عالم به هم میریزد و میفهمند که اینگونه که ما فکر میکردیم نیست. اگر شما کار خود را درست انجام دادید و اینها آماده شدند که در قبال حق تسلیم بشوند، [شما هم قبول کنید.]
ظاهر [ماجرا] همینگونه بود. یعنی آنها گفتند آتشبس؛ آنها پیشنهاد دهبندی ما را قبول کردند. این «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ» است. شما نیز «فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ بر خدا توکل کنید. [البته] ممکن است دوباره بخواهند تجربه کنند. [اگر این کار را بکنند،] انشاءالله همین [پیروزی] در یک سطح بالاتر تکرار خواهد شد. امیدواریم که اینگونه بشود. خدای متعال میفرماید: «فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ»؛ نگران نباش؛ خدا برای تو کافی است و چیز دیگری لازم نیست.
حال خدا چگونه تو را تأیید میکند؟ «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ»؛ خدای متعال با دو چیز تو را تقویت کرد؛ یکی با نصرت خود و یکی با مؤمنین. نصرت چیست؟ نزول ملائکه و امنیت و آرامشی که در جبهۀ حق میآید. این خیلی مهم است. مردم ما در مقابل این همه تهدید واقعاً نمیترسند. این را نباید ساده گرفت. این فضای امنیت را خدا نازل میکند.
یکی از امدادهای غیبی خدا، سکینه است. سکینه یعنی آرامش. روایت میگوید سکینه مرتبهای از ایمان است. [یعنی با نزول سکینه،] ایمان مردم کامل میشود. وقتی ایمان کاملتر بشود، [انسان] آرامتر میشود. [اینجا] ممکن است دوباره امتحان دیگری پیش بیاید و خدا صحنۀ امتحان را سختتر و کوره را داغتر کند. اگر دوباره بایستید، امنیت بعدی میآید.
آدم احساس میکند که ملت عزیز ما آرامِ آرام هستند. این ایمان بالله و ایمان به غیب است. آنها تعجب میکنند که چرا [ملت ما] نمیترسند؛ این عادی نیست. این همان نصرت الهی است. رعبی هم که [خدای متعال] در دل دشمن میاندازد، از نصرتهای خداست.
دستگاه محاسباتی [دشمن] تصحیح شده است. محاسبه میکرد که با یک ملت ضعیف روبهرو است که نظم غربی را کاملاً قبول کرده و حاضر است که به ما ملحق بشود، منتها فقط یک نظام [از آنها] مانده [که ما هم] آن را برمیداریم. این اشتباه بود. ما یک ملت به پا خاسته [هستیم و] درس شیعی و عاشورایی گرفتهایم.
[علی ای حال خدای متعال به پیامبر میفرماید] اگر اینها بخواهند دوباره خدعه کنند، با همان نصرتها و با همین مؤمنین تو را یاری میکنیم؛ «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ». خدای متعال مؤمنین را پشتوانۀ پیامبر قرار داده.
«وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ»؛[۷] میفرماید خدای متعال یک الفت قلبی بین اینها ایجاد کرده. این الفت بر پایۀ محاسبات مادی و تعلق به دنیا نیست. گاهی آدمها بر اساس تعلق به دنیا دور هم جمع میشوند. قرآن میفرماید این رفاقت ادامه ندارد؛ «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»؛[۸] دشمن هم میشوند. ولی [اینجا میفرماید:] «وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ»؛ [اگر ما] تمام امکانات زمین را خرج میکردیم تا این الفت را ایجاد کنیم، نمیشد.
شما الان صحنه را غیر از این میبینید؟ این الفت از کجا سر برداشته؟ میخواهم به نخبگان عرض کنم که ما انشاءالله با پیروزی جدی از این صحنه عبور میکنیم؛ حال یا دیرتر یا زودتر. اگر ما یک پیروزی نسبی در این مرحله به دست بیاوریم، آغاز پیروزیهای آینده و مقدمۀ آن فتح الفتوح است. [با پیروزی ما،] معادلات جهان و مناسبات منطقه تغییر میکند و نظم جدید حاکم میشود.
۴. وظیفۀ نخبگان
نخبگان ما برای آینده [باید] دو مسئله را [مد نظر قرار بدهند.] یکی اینکه چگونه میتوانیم این اخوتی را که پیدا شده پایدار کنیم و آن را به یک جامعۀ جدید بر مدار اخوت ایمانی تبدیل کنیم. دوم اینکه مقیاس مسائل ما عوض میشود و افقهای جدیدی پیش روی ما باز میشوند. حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی خامنهای دام ظله الشریف و دامت برکاته فرمودند داریم وارد درک مسائل تمدنی میشویم؛ یعنی افقهای جدیدی پیش روی ما گشوده میشود.
[علی ای حال] خدای متعال دوباره تکرار میکند: «وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»؛ خدای متعال طرحی را بر اساس عزت و حکمت پیاده کرده و قلوب مؤمنین را [الفت داده است. بین قلوب] مؤمنینی را که برخاستهاند، «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ»،[۹] [الفت برقرار کرده است.] تا زمانی که آدم به دنیا تعلق دارد، نمیتواند قدمهای بزرگ بردارد. از یک جایی خدای متعال آدم را از دنیا بزرگتر میکند. [آنجا انسان] افقهای بزرگتر را میبیند و از دنیا عبور میکند. من احساس میکنم که این شبها جریانی دارد از عمق باطن جامعه در خیابانها اتفاق میافتد؛ [این جریان،] عبور از حیات الدنیاست.
وقتی سیدالشهداء (ع) میخواستند از مکه حرکت کنند، فرمودند من شما را به قلهها میرسانم. [البته] قلهها خیلی دور از دسترس است. عرفا، معلمین اخلاق و فقها روی این بحث کردهاند که قله خیلی دور از دسترس است. حضرت میگویند من شما را [به قله] میرسانم؛ [البته] به دو شرط؛ «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ»؛[۱۰] باید جانت کف دستت باشد. راه خدا راهی نیست که با تعلق به دنیا طی بشود. [باید] مشتاق لقاء خدا باشی؛ یعنی از ملاقات دنیا خسته شده باشی.
آدم وقتی به صحنه میرود، احساس میکند اینها مردمی هستند که دست خود را از سفرۀ دنیا شستهاند و بلند شدهاند. به تعبیر حضرت امیر (ع) «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا»؛[۱۱] [آیا] آزادهای پیدا میشود که این سفرۀ نیمخوردۀ دیگران را برای اهلش بگذارد؟ اهل دنیا قبلاً [این دنیا را] خوردهاند. آدم [در خیابان] احساس میکند که [این مردم،] حر و آزاد شدهاند و این لماظه را [کنار] گذاشتهاند. این مردم پای کار هستند. خدا میفرماید اینها مؤید پیامبرند. آدم متعلق به دنیا، نمیتواند کنار پیامبر بایستد.
خدای متعال الفتی بین مؤمنین ایجاد کرده است، [البته] مؤمنین درجات دارند. انشاءالله از این مرحله عبور میکنیم، ولی باید روی این تأمل کنیم که چگونه این اخوت را به یک جامعه تبدیل کنیم و بر اساس آن ساختارهای اجتماعی بسازیم. این کار نخبگان ماست و علوم اجتماعی جدید میخواهد.
وقتی هم که از این مرحله عبور کنیم، سطح مسائل ما فرق میکند. یعنی وقتی که اسلام، مؤمنین، ملت رشید و عزیز ایران و جبهۀ مقاومت به یک قدرت بزرگ در جهان تبدیل بشود، صورتمسئلههای ما عوض میشود. [بعد از این مرحله،] ما میتوانیم بیرون از نظم آمریکایی نفس بکشیم؛ جهان عوض میشود. به نظر من دستآوردهای فرهنگی، بیش از دستآوردهای اقتصادی است. ما الان در سلطۀ فرهنگ غرب هستیم و سبک زندگی ما [بر اساس آن است. در صورت پیروزی،] از خیلی چیزها آزاد میشویم.
سؤال: به نظر میآید تمام سختی ماجرا هم برای همین زایش دوبارۀ جهان است.
[بله،] تولد درد دارد. خدای متعال بهقدری این درد را استمرار میدهد که ما از نفس بیفتیم و احساس کنیم که دیگر کاری از ما ساخته نیست. آنجایی که ما از نفس میافتیم، خدا میآید وسط؛ وقتی ما به اضطرار میرسیم، «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»،[۱۲] [خدا به میدان میآيد.] این سوء، همین نظام استکباری است. چون وقتی میفرماید خدای متعال این سوء را برمیدارد، به دنبال آن [میفرماید:] «وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ»؛ شما را جانشین آنها میکند.
[بنابراین] سوء، همین نظام استکباری است؛ نظام اپستین است؛ اخلاق، فرهنگ و سیاست [آنهاست.] اینها [اگر] دنیا را هم به آدم بدهند، آدم را تحقیر میکنند؛ یعنی با حقارت میدهند. [اینها] سفرۀ دیگران را جمع میکنند و به زیر پای خودشان میکشند، بعد یک لقمه با تحقیر میدهند. اخلاقشان را میبینید دیگر. عبور از این نظم اپستینی، مبارزه میخواهد. این مبارزه به نقطهای میرسد که ما به اضطرار میرسیم. [در آن نقطه] تمام توان خود را گذاشتهایم و میگوییم خدایا ما هر چه داشتیم آوردیم. آن وقت خدای متعال، «وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ».
[پس باید در این مسیر] به نقطهای برسیم که نقطۀ اضطرار است و بگوییم خدایا من هرچه داشتم آوردم؛ دیگر بعد از این کاری از من ساخته نیست. [در آن زمان] خواهید دید که خدای متعال درهای نصرت خود را باز میکند. نصرت خدا اینگونه نیست که یک قران و دو زار باشد؛ یک میلیون لشکر فرعون را در دریا خفه میکند؛ بهگونهای هم خفه میکند که «فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ»؛[۱۳] هیچ کس برای آنها گریه نکرد و کک کسی را نگزید. خدای متعال اینگونه میزند. ما هم به همین نصرتها تکیه کردهایم، نه به عده و عدۀ خود.
همانگونه که حضرت آقا و رهبر عزیزمان در بیانات اخیر خود مدام به حضرت توجه و تکیه میکنند، ما نیز باید متوجه به قطب عالم بشویم. همۀ حرکات ما مقدمۀ ظهور حضرت است. [باید] متوجه ایشان باشیم و استغاثه کنیم. در روایت [هست که] حضرت فرمودند اگر شما استغاثه کنید، ممکن است کار خیلی جلو بیفتد. ولی اگر شما بیتفاوت باشید، ممکن است طول بکشد. انشاءالله این مردم عزیزی که [در میدان هستند، با امام زمان (عج) ارتباط بگیرند.] یک راه نماز استغاثه است.
ما [باید] به نقطۀ اضطرار برسیم و واقعاً از خدا بخواهیم که نصرت نهایی را بفرستد. انشاءالله خدای متعال نصرت نهایی را خواهد فرستاد. همه چیز نشان میدهد که ما در قرب یک واقعۀ بزرگ و آن قلۀ اصلی هستیم که حضرت آقا فرمودند دنیای اسلام تا الان به آن نرسیده. آن قله، ظهور است. انشاءالله که خون این نفس زکیه و این شهادت فاخر و شهادتهای دیگر، [ما را به قله میرساند.]
امام میفرمودند عبور از فرهنگ شرق و غرب بدون خون میسر نیست. ببینید که چه خونهای فاخری دارد ریخته میشود. همۀ [شهدا] عزیز هستند؛ [شهادت] قائد شهید و شهدای عزیزی که ما در این مرحله داریم میدهیم، مقدمۀ عبور از فرهنگ اپستینی جهان، برای رسیدن به فرهنگ ظهور است. امیدوار هستیم که خدای متعال کمک کند که نترسیم و با قدرت بایستیم. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»؛[۱۴] به وعدههای خدا مؤمن باشیم. خدای متعال نمیخواهد ما را در هچل بیندازد. او به ما نیازی ندارد و [اگر] خودش بخواهد، دشمن را با یک اشاره نابود میکند. [او] میخواهد ما رشد کنیم. به ما هم وعده داده که اگر بیایید، من هستم.
پاورقیها
۲
. «وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ»؛ سورۀ انفال، آیۀ۷.
۴
. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۰.
۵
. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۱.
۶
. «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۲.
۷
. «وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۳.
۸
. «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقينَ»؛ سورۀ زخرف، آیۀ۶۷.
۹
. «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَديدٍ»؛ سورۀ سبأ، آیۀ۴۶.
۱۱
. «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا»؛ نهج البلاغه، حکمت۴۵۶.
۱۲
. «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ»؛ سورۀ نمل، آیۀ۶۲.
۱۴
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»؛ سورۀ محمد، آیۀ۷.