رسالت هنر و هنرمندان در تداوم بعثت انقلاب اسلامی
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ است که در جمع مدیران مراکز استانی حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. جایگاه هنر و هنرمند در جامعه
رهبر بزرگوار و عزیز ما مأموریتی را بر عهده شما هنرمندان گذاشتهاند که شما بیشتر از من با آن آشنا هستید. میخواهم مقداری راجع به آن بحث بکنم. انشاءالله اگر فرصتی باشد، در مورد الهیات جنگ هم مفصلتر بحث میکنیم.
آن چیزی که فرمودهاند، این است که شما باید در ادامه این بعثت، بعثتی داشته باشید. میخواهیم بشناسیم که این بعثت چیست. بعد هم فرمودند که این صحنه نبردی که پیش آمده، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و تهاجم زبانی و فرهنگیِ سبک زندگی آمریکایی، آمادهتر کرده است. این عمق لایههای این بعثت را نشان میدهد و نشان میدهد که ما در چه لایهای باید هنرورزی کنیم. تعبیر دیگری که دارند [این است که] شرایط مهیاست تا فعالان عرصه فرهنگی، با ابتکار و نوآوری برای تأمین پدافند زبانی و گفتمانی اقدام کنند.
من برای اینکه همین [مطلب] را توضیح بدهم، چند نکته را عرض میکنم. جایگاه ویژه هنرمند، در طول رهبران الهی و یا رهبران مادی است؛ مأموریت هنرمند در طول اوست، ولی جایگاه ویژهای دارد. گویا هنرمند کسی است که از آیندههای مطلوب و آرمانی خودش متولد شده است؛ حال چه در دستگاه مادی باشد چه در دستگاه الهی. یعنی گویا یک بار آن فضا را تجربه کرده و حالا برگشته و میخواهد جامعه را با خودش هماحساس، همفکر و همزبان کند.
البته این تولد در زمانه خودش [و درک] یک آینده مطلوب، همراه با نوعی رنج و تلخی [است] که باید تحمل کند تا بتواند جامعه را [جلو] ببرد. انبیاء در یک مقیاس بزرگتر اینگونهاند. انبیاء الهی از عالم غیب متولد میشوند و به این عالم [میآیند] و میخواهند پنجرههای غیب را باز کنند و قلوب، عقول و حتی حس انسان را به سوی آن عوالم بزرگ تعالی ببخشند. بنابراین هنرمند باید مقدم بر زمانه خودش احساس کند، بیندیشد و فکر بکند. بعد هم باید تلاش کند تا جامعه را به سمت آن عالم مطلوبی که خودش احساس میکند، سیر بدهد. حال با انواع امکانات مختلفی که در اختیار دستگاه هنر است و با تنوع هنر.
همه شما [سریال] قهوه تلخ و برره را دیدهاید که یک هنرمند از دنیای دیگر با تلخکامی، حال یا مارگزیدگی یا خوردن یک قهوه تلخ، در یک دنیای دیگر متولد میشود. به نظر من این یک تصویر گویا از این است که یک هنرمند باید از یک عالم بزرگتر [باشد. هنرمند] گویا از یک جهان مطلوب در این جهان متولد میشود و احساسات شورانگیزی دارد که میخواهد با آن احساسات شورانگیز، جامعه خودش را به سمت آن قلهها راهبری کند. [لذا] بر همان اساس آسیبشناسی میکند و بر همان اساس راهحل ارائه میکند؛ منتها با زبان هنر، نه با زبان علوم انسانی.
۲. نسبت هنر با انواع علوم
نکته دوم این است که من جایگاه هنر و حتی دانشهای وابسته به هنر را بر سایر علوم انسانی مقدم میدانم. [هنر، نسبت به] علوم طبیعی و ریاضی که مقدم است و این روشن است؛ نسبت به علوم انسانی دیگر هم مقدم است. این طبقهبندی که در دنیای غرب اتفاق افتاده و علوم انسانی را ذیل علوم طبیعی قرار داده است، غلط است. علوم انسانی در رتبه حقیقتاً بر علوم دیگر مقدم است؛ [اما]در بین این علوم، هنر هم جایگاه مقدمی دارد. دلیلش هم این است که احساس بر اندیشه مقدم است، نه اندیشه بر احساس. البته این یک بحث فلسفی جدی است. [علی ای حال] من گمان میکنم که ایمان بر عقلانیت نظری مقدم است.
البته خود این احساس، باید زبان علمی پیدا کند. تا زمانی که [این احساس] زباندار نشود، قابل انتقال نیست. باید زبان علمی هنر که زبان خاص خودش است [ایجاد بشود؛ یعنی] زبان سینما، زبان شعر، زبان نقاشی و سایر زبانها. [بنابراین هنر] باید به زبان علمی تبدیل بشود تا بتواند یک گفتمان اجتماعی ایجاد کند. ذیل آن نیز علوم انسانی دیگر و علوم طبیعی و حتی دستگاه ریاضی شکل میگیرند.
پس جایگاه هنر، بر علوم انسانی مقدم است. ولی [با این حال] از هدایتهایی که از ناحیه دو دستگاه ولایت جاری میشود، متأخر است. یک [جریان هدایت،] «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»[۱] است و دیگری «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ». اینها دو افقگشایی بالادستی [برای] هنر هستند، ولی خود هنر، بالادست سایر رشتهها و علوم انسانی است.
حال اگر ما هنر را در این سطح ببینیم، مأموریت ما چه خواهد بود؟ بهخصوص [مأموریت] مجموعهای به نام حوزه هنری که رهبر بزرگوار و شهید ما تلاش بسیاری کردند تا این مجموعه ساخته بشود، متولد بشود، سر پا باشد راه خودش را تشخیص بدهد و رشدهای خوبی هم داشته باشد. ایشان در زمینههای مختلف، ساختارهایی را ساختند، متولد کردند و به نقطه بلوغ رساندند که یکی از مهمترینهای آن، در حوزه هنر بود. آثار هنری فاخری که ما در حوزه شعر و نقاشی و حتی سینما داریم، آثاری است که محصول همین تلاشهای جدی است. به نقطه خوبی هم رسیدهایم.
جایگاه حوزه هنری ما، در مقابله با دستگاه هنری تمدن غرب و هالیوود است. ما با جریانهای موازی در داخل کشور اصلاً روبهرو نیستیم؛ ما باید با او درگیر باشیم. یعنی تراز هنر انقلاب اسلامی، تراز درگیری هنر در مقیاس تمدن اسلامی و لیبرال دموکراسی است. حتی ما با خود آمریکا روبهرو نیستیم؛ با تمدن غرب، به پرچمداری آمریکا روبهرو هستیم. [بنابراین] نباید موقف خود را تنزل بدهید و بخواهید با هنر داخل ایران چالش کنید. چالش شما با آن هنر است.
۳. مأموریت ویژه هنر در قبال بعثت مردم
حال اگر ما هنر را اینگونه بدانیم، نقش شما اساتید در این بعثتی که اتفاق افتاده و بناست ادامه پیدا کند چیست؟ اول باید عمق این بعثت شناخته بشود. قبل از این [وقایع،] ما اصل انقلاب اسلامی را داشتیم که حقیقتاً یک بعثت باطنی در عالم بوده. [انقلاب] در دوران غلبه تمدنهای مادی [محقق شده است؛ یعنی] بعد رنسانس و حاکمیت این جریان و [در حالی که] بلوک سرمایهداری و کمونیسم، دو قطبی جهان [را شکل داده بودند و] هر دو هم دین و آموزههای قدسی را نفی میکردند. [یعنی هر دو] در این جهت با هم شریک بودند. به تعبیر شهید مطهری، دو لبه یک قیچی بودند که ریشههای ادیان توحیدی را میخواستند قطع کنند، گرچه خودشان [در ظاهر] با هم تعارض داشتند.
[علی ای حال در زمان انقلاب،] بعثتی از اعماق جامعه ایمانی اتفاق افتاد. اگر امام بزرگوار و رهبران بزرگ ما مانند قائد شهید ما عمق این بعثت را نمیشناختند و درک نمیکردند، ما الان این نقطه نبودیم. خیلیها این بعثت را تقلیل میدادند؛ میگفتند شما میخواهید استبداد نباشد؟ پهلوی قبول کرده که قانون اساسی را بپذیرد؛ کوتاه بیایید.
[علی ای حال انقلاب پیروز شد، اما] بعد از اینکه امام این برانگیختگی را تا مقاصدش جلو بردند و انقلاب پیروز شد، دوباره بعضی میگفتند تمام شد دیگر؛ حال نظم جهانی را بپذیرید. علم که علم است و نظم هم که نظم است و ما آن را قبول داریم. «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ»[۲] و «أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ».[۳] [میگفتند] این نظم علمی حاکم بر جهان را بپذیرید؛ حال یا شرقی یا غربی. بعد از فروپاشی شرق و یگانگی [قطب جهان] و بحث طرح جهانیسازی که در تقریباً اوایل رهبری آقا مطرح شد، میگفتند این یک شیوه علمی است. [این جریان] حتی با اینکه ما قانون اساسی جدیدی بنویسیم، ساختار کشور را بر اساس دین تعریف کنیم و ولایت فقیه جزء قانون اساسی بشود، مخالف بودند. میگفتند حداکثر یک نظارت شرع را بر اساس قانون مشروطه قبول کنید. یعنی میخواستند این بعثت را در همین حد خلاصه کنند. [میگفتند] ما با استبداد مبارزه کردیم، ولی باید نظم علمی جهان را قبول کنیم.
[علی ای حال] ما تا حد تحول در نظام پیش رفتیم. بعضیها میگفتند همینجا بایستیم. اینها ادامه این مسیر، اشغال لانه جاسوسی و درگیری با غرب سرمایهداری و ادامه این درگیری را نمیپذیرفتند. یعنی قبول نداشتند که این برانگیختگی و بعثت باید تا اینجا امتداد پیدا کند. دائم دنبال تمام کردن آن بودند. [اینها میگفتند] انقلاب یک سال، دو سال، ده سال؛ [دیگر] تمام شد؛ بیاید بسازیم. سازندگی هم بر محور [نظم غربی.]
آقا یک سخنرانی مفصل در آن زمان داشتند که ما باید مقابل نظم جهانی بر محور آمریکا و تک قطبی [شدن جهان] بایستیم. [واقعاً هم] ایستادند و مقابله هم کردند؛ به نتیجههای جدی هم رسیدند. این کار شماست که اینها را با زبان هنر ارائه کنید. این برانگیختگی و بعثت، به یک جریان مبارزه مستمر تبدیل شده است. [این بعثت] از پیچهای مختلف و انواع جنگی که با ما کردهاند [گذشته است؛] از جنگ نظامی در دوران دفاع مقدس تا جنگ دیپلماتیک، جنگ اقتصادی و سایر انواع مبارزه؛ جنگهایی مثل انقلاب مخملی و انقلاب رنگی و امثال اینها [هم داشتیم؛] آخرین آن هم جنگ ترکیبی بود که به مرحله جنگ نظامی و رویارویی مستقیم رسید و یک درگیری سخت و نظامی بین ما و غرب اتفاق افتاد. هانتینگتون بعد از فروپاشی شوروی تعبیری دارد که میگوید نبرد آینده، نبرد تمدنهاست. عمدتاً هم دو تمدناند؛ تمدن اسلام و لیبرال دموکراسی، به پرچمداری ایران و آمریکا. این [درگیری الان] به نقطه اوج خودش رسیده که درگیری نظامی تمام عیار [است.]
این برانگیختگی در این مرحله که طراحیهای آن را قائد شهید ما انجام دادهاند، ملت و نخبگان آن را ساختهاند، ساختارها آن را ایجاد کردهاند، توان نظامی و طراحی نظامی آن را هم پیش بردهاند و خون خودشان را هم پای آن گذاشتهاند، به یک بعثت عمومی تبدیل شد. این بعثت برای چیست؟ چه میخواهد بکند؟ الان در مرحلهای که جنگ هنوز تمام نشده، چه باید بکنیم؟ بعد از اینکه جنگ تمام بشود، آسیبهای این فرصت چیست که آن را تهدید میکند؟
مهمترین آسیب این بعثت، تقلیلگرایی است. اگر ما نفهمیم که این بعثت به سمت چه مقصدی است، اگر ما نتوانیم برای آن زبان ایجاد کنیم، [اگر نتوانیم] آن را خودآگاه کنیم، تعمیق کنیم و آن عمقی را که دارد توضیح بدهیم، [آسیب میبینیم. باید تبیین کنیم که] چه اتفاقی دارد در عالم میافتد. [امت] مبعوث شدهاند تا چهکار کنند. اگر [ما] این درگیری را در لایه درگیری تمدنی نفهمیم و میدانهایی را که تمدن رقیب ما، [یعنی] لیبرال دموکراسی در آن نفوذ کرده نشناسیم، این بعثت را تقلیل میدهیم. این تقلیل و فروکاستن، [بعثت را] خاموش نمیکند، ولی کار را به تأخیر میاندازد.
بعضیها اصل انقلاب اسلامی را که یک بعثت بود، به یک انقلاب ضد استبداد تقلیل میدادند. [لذا میگفتند] انقلاب در مرحله سازندگی تمام شده است. الان نیز همینگونه است. وقتی که ما پیروز بشویم میگویند تمام شد؛ پیروز شدید و در موازنه جهانی به یک قدرت تبدیل شدید. در همین انتظام کنونی باید برای تغییر موازنه تلاش کنید. اما اینکه به سمت تغییر نظم برویم، لایههای باطنی نظم و مفاهیم حاکم و اساسی نظم جهانی را تغییر بدهیم، از آرمانهای کنونی نیست. آنهایی که تقلیلگرا هستند، [چنین حرفهایی را میزنند و] مرتباً انقلاب اسلامی را تقلیل میدهند. هرچه ما پیش برویم، میخواهند همانجا انقلاب را متوقف کنند.
ـ عمق انقلاب اسلامی
[حال] واقعاً عمق این حرکت چیست؟ اگر ما عمق این را نفهمیم، نمیتوانیم ادامه این بعثت را تضمین کنیم. [اگر کاری نکنیم،] مردم چند ماه به خیابان میآیند و سپس [این بعثت] خاموش میشود. اگر کسی به بعثت عاشورایی توجه نکند، خیال میکند که تمام شده است؛ اگر همان روز عاشورا تمام نشده باشد، در مراحل بعد [تمام شده است.] ولی آن عمقی که اولیای تاریخی ما میفهمیدند و امت را در آن مسیر هدایت میکردند، دارد آرامآرام خودش را در جامعه انسانی و جهانی نشان میدهد. آن عمق، حرکت به سمت ظهور است؛ یعنی عاشورا ظرفیتی دارد که میتواند یک بعثت به سمت ظهور ایجاد کند.
ظهور با رویاها و آرمانشهرهای دیگر کاملاً متفاوت است. علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در المیزان میگویند تمام آیات قیامت، ناظر به ظهور هم است. [در دوران ظهور،] منزلتی از قیامت محقق میشود. مرحوم علامه عسکری نیز معتقدند که اکثر آیات قیامت ناظر به ظهور است، [منتها علامه میفرماید] تمام آیات قیامت. این را هم مبتنی بر روایات میفرمایند.
حال اگر جامعه مطلوب ما عصر ظهور نباشد و آن را خوب درک نکنیم و این بعثت را به سمت ظهور نبینیم، نمیتوانیم برای ادامه آن طراحی داشته باشیم. امام بزرگوار میفرمودند این بعثتی که در انقلاب اسلامی اتفاق افتاده، مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیةالله (عج) است. باید فهمید که این بعثت چقدر عمق و دامنه [دارد و] با کدام لایههای تمدن غرب درگیر است. [آيا] با ایدئولوژی غرب درگیر است؟ با فلسفههای آن درگیر است؟ با علوم راهبردی آن درگیر است؟ با دانشهای تخصصی آن درگیر است؟ با فناوریهای آن درگیر است؟ با ساختارهای اجتماعی آن درگیر است؟ با سبک زندگی آن درگیر است؟ ما تا کجا میخواهیم درگیر باشیم؟ اگر لایههای تمدن غرب شناخته بشود و درگیری ما با این تمدن در همه این لایهها تعریف بشود، میتوانیم این بعثت و دامنه آن را بفهمیم، آن را زباندار کنیم، به آن تعمیق ببخشیم، به آن سرعت ببخشیم و آن را پایدارتر کنیم. به گمان من ما با همه این لایهها درگیر هستیم. یعنی انقلاب اسلامی یک حرکت ساده نیست.
ـ پیامهای امام در دوران سازندگی
امام نام دوره سازندگی را اینگونه گذاشتند. اما این حرکت به سمت الگوهای غربی، سازندگی نیست، [بلکه] مصرف است. یعنی [یک عده میخواستند] میخواستند انقلاب اسلامی را به مصرفکننده تمدنهای دیگر تبدیل کنند. اما امام فرمودند سازندگی. پیامهای امام در ابتدای دوره سازندگی، یعنی از پاییز سال ۶۷ که چند ماه آخر حیات ایشان بود را ببینید. آنجا امام میگویند این سازندگی باید بر اساس سیاست نه شرقی و نه غربی باشد. اگر ما در دوره سازندگی از صخرههای سخت نه شرقی و نه غربی عبور نکنیم، هیچکار نکردهایم.
اما در دوره سازندگی [این سخن] در یک سری از لایهها، واقعاً نادیده گرفته شد. شرق تمام شد و ما به سمت غربگرایی رفتیم و این هنوز هم ادامه دارد. البته قائد شهید ما لایههای عمیقتر سازندگی و حرکت اجتماعی را حفظ کردند. [ایشان] جهت حرکت این قطار را حفظ کردند، ولی اتفاقاتی که در داخل آن میافتاد، متناسب با این عمق نبود.
[مرحوم امام] در پیامهای خود میگویند ای جوانان من! تمام توجه شما [باید] به اسلام ناب باشد. دو مشخصه هم بیشتر برای اسلام ناب نمیگویند. [اولین خصوصیت این است:] اسلامی که ابرقدرت شرق و غرب را به خاک مذلت مینشاند؛ دوم هم اسلامی که طرفداران آن پابرهنگان، فقرا، ضعفا و مستضعفین عالم هستند و مخالفان آن ثروتمندان، زورمندان و زرمنداناند.
ایشان پیامی برای هنرمندان هم دارند و اتفاقاً آنجا نیز میگویند مواظب باشید که هنر در خدمت اسلام ناب باشد؛ در خدمت مستضعفین و علیه مستکبرین باشد. شهید آوینی نیز شرحی بر این پیام حضرت امام دارند. معنای آن جهتهایی که میگویند، هنر دستوری نیست، [بلکه] آرمانهای هنر اسلامی است. یک هنرمند نمیتواند آنها را بهصورت دستوری محقق کند؛ آنها باید جزء وجود آن هنرمند بشود. چون هنر جوشش است. این حکمت باید در وجود او بنشیند و مثل یک چشمه بجوشد تا این هنر متولد شود. اگر ما هنر را یک امر جمعی بدانیم، روح جمعی هنرمندان ما باید در این افق تعالی پیدا کند تا این جوشش جمعی اتفاق بیفتد.
پیداست که امام در دوره بعد از پایان دفاع مقدس که نام این دوره را سازندگی میگذارند نگران چه هستند؛ [نگران این هستند که] ما به سمت الگوهای شرقی یا غربی برویم و لایههای مختلف کشور را بر آن اساس بسازیم. [مقصود از] لایهها نیز از اقتصاد است تا فرهنگ و سیاست.
یک سری از جریانها میخواهند سیاست و اقتصاد را نرمالسازی کنند. این هم از دوره اصلاحات شروع شده است و تا الان ادامه دارد. بسیاری از اتفاقاتی که در کشور ما افتاده است، نرمالسازی فرهنگ و سیاست، بهنفع اقتصاد سرمایهداری است که در کشور ما نفوذ کرده. البته با آن مقابله شده [و نتوانسته] یکدست بشود؛ جهتگیریهای [اصلی انقلاب] حفظ شده و در سطح پیشرفت و توسعه، پرچم در دست اینها نبوده. [اما] در لایه ساخت اقتصاد، سیاست و فرهنگ در سطح کلان، نه در سطح توسعه و پیشرفت، [کار در] دست نظام کارشناسی و تصمیمسازی و تصمیمگیریهایی بوده که کشور را به سمت غربی شدن حرکت داده است.
۴. آسیبشناسی بعثت امروز مردم
[بنابراین] امام نگران همیناند. یکی عبور از سیاست نه شرقی و نه غربی و دوم هم اسلام آمریکایی. [ایشان نگران این هستند که] آن قرائت از اسلام حاکم بشود. الان هم مسئله همین است. ما الان داریم وارد یک مرحله جدید از فتح و پیروزی میشویم و انشاءالله خدا [آن را] رقم بزند. آسیب این مرحله این است که ما با خود بگوییم حالا پیروز شدیم؛ ما هم یکی کنار روسیه و چین. [آسیب این است که] به سمت این برویم که در همین نظم جهانی [باشیم.] معنای این سخن، منحل شدن در تمدن رقیب است.
[رهبر بزرگوار ما] میگویند مردم آمادگی بیشتری برای استقلال تمدنی، مبارزه با تهاجم زبانی و فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی پیدا کردهاند. یعنی شما [باید] این بعثت را در این لایه ببینید. مردم با چه چیزی درگیر هستند؟ با سبک زندگی آمریکایی؛ با سبک سیاستورزی جهانی در آن مقیاس؛ با زبان تمدن آمریکایی. لیبرال دموکراسی زبانی برای خودش دارد که ذیل آن گفتمان درست میشود. [دشمن ما] فرهنگی دارد و این فرهنگ هم لایههایی دارد؛ از فرهنگ بنیادی بگیرید تا تخصصی تا عمومی.
تلقی من این است که اگر این نهضت موفق بشود، زبان علمی جهان هم تغییر خواهد کرد. نه فقط علوم انسانی، حتی علوم پایه [تغییر میکند.] این به معنی مخالفت با علم نیست. این به معنی این است که علم در یک پارادایم شکل میگیرد و وقتی پارادایم عوض بشود، علم هم تغییر خواهد کرد.
شما این بعثت را در چه لایههایی میبینید؟ مردم قیام کردند که [وقتی] آمریکا مثلاً حمله کرد، شکست نظامی [بخورد] یا جنگ آنها با ما در مقیاس تمدنی است؟ اصلاً نظریهای که مبنای تهاجم سال ۲۰۰۱ به دنیای اسلام و بعد هم غرب آسیا و بعد هم ادامه آن در سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ بود [چه بود؟ آيا همان مبنا، مبنای جنگ فعلی نیست؟ منتها جنگ] در آن زمان بر محور ناتو بود و الان بر محور اسرائیل و آمریکاست. همان است؛ چیز دیگری نیست. آن شکست خورده و این هم شکست خواهد خورد.
ولی [باید دقت شود که] درگیری آنها با ما در چه ترازی است. درگیری تمدنی است. [آن سالها] شصت نفر از متفکرین آمریکایی که بزرگشان هانتینگتون بود، بهنفع بوش نامه نوشتند و گفتند این جنگ برای گسترش ارزشهای آمریکایی است؛ [لذا یک] جنگ اخلاقی است، ولو شما از سلاح غیرمتعارف استفاده کنید. در عراق هم استفاده کردند و کشتارهای جمعی فراوانی کردند.
این [جنگ نیز] همان است، منتها الان دیگر بحث ارزشهای آمریکایی و لیبرالیسم تمام شده است. مبارزهای که آقا با جهانیسازی کردند، آنها را به نقطهای رساند که دیگر لباسشان افتاده؛ پادشاهی غرب، لخت شده و همه عریان آن را میبینند که چیست. آنجا میگفتند ما میخواهیم جهان را بر محور ارزشهای آمریکایی بسازیم تا منافع عمومی جهانی تأمین بشود، [اما] الان [که عریان شدهاند] میگویند منافع آمریکا اصل است؛ دیگر گلوبالیستها حاکم نیستند. وقتی هم که امنیت ملی خودشان را تعریف میکنند، همه جهان را ذیل امنیت ملی خودشان تعریف میکنند. مسئله این است.
۵. لزوم اتصال هنرمند به نور قرآن کریم
حال اگر شما به لایههای این بعثت عنایت نکنید و قرائت شما از این بعثت در چارچوب الهیات قرآنی نباشد و این بعثت را به سمت ظهور نبینید، [اگر] درگیری را درگیری جریان حق با باطل و [درگیری] جریان توحید با شرک و کفر و نفاق نبینید، [اگر] درگیری را در تراز هویت نبینید و لایههای مختلف اجتماعی را نبینید، طبیعتاً هنر شما نمیتواند به امتداد این بعثت کمک کند.
[بنابراین] ما اول به یک رویکرد قرآنی احتیاج داریم. سپس این رویکرد باید به احساس عمیق تبدیل بشود، نه اینکه صرفاً یک نظم ذهنی باشد. [پس این رویکرد] باید از عمق احساس ما متولد بشود و بعد زباندار بشود. به دنبال این است که حتی تحول علم و تحول فناوری اتفاق خواهد افتاد. تحول علم و فناوری، ذیل تحول هنر است. هنر یک زبان تخصصی و یک زبان عمومی دارد؛ [لذا] گاهی با متخصصین جامعه و نخبگان حرف میزند و احساس و اندیشه آنها را به سمت مطلوبهای خودش سیر میدهد.
خود شما بزرگواران در میدان بودهاید. نگاه شما باید نگاه الهیاتی باشد. قرآن میفرماید: «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً».[۴] بعد میفرماید همراهان نبیاکرم (ص) اینگونهاند: «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ»؛[۵] اینهایی که میخواهند در طرح نبیاکرم (ص) حرکت کنند و معیت داشته باشند، یعنی [کسانی که میخواهند] سرداران و همراهان و پرچمداران این طرح باشند، باید شب ایشان با فضای قرآن صبح بشود. [چرا؟ چون] «إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلاً»؛[۶] [اگر شب ایشان اینگونه نباشد،] در آن درگیری عمیق در میدان، دچار ضعف میشوند. یعنی نمیتوانند صحنه را با نور قرآن ببینند.
[بنابراین] انسان باید صحنه را با نور قرآن ببیند؛ «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ».[۷] در تفسیر حیات گفتهاند [مقصود از آن،] حیات به ولایت امام و علم امام است. [البته حیات] به قرآن هم هست. «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا».[۸] اگر روح قرآن و نور قرآن [در انسان] دمیده بشود، انسان با قرآن زنده میشود و حیات دیگری پیدا میکند؛ [اینگونه] رویت دیگری از جهان میکند و میتواند در این مسیر عمل کند.
هنرمندی که میخواهد درگیری را در مقیاس درگیری اسلام و کفر و در تراز درگیری آخرالزمانی به سمت ظهور که تمام ثمره حرکت جبهه حق است بفهمد، نیاز به چنین چیزی دارد. [بنابراین] صرفاً تحلیل نظری کافی نیست. این انس، این ارتزاق شبانه [باید باشد] تا انسان از [ظاهر] قرآن به لایههای باطنیتر آن و نور و روح آن برسد؛ «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ * في كِتابٍ مَكْنُونٍ».[۹]
راه رسیدن [به این درجه] این است که انسان انس داشته باشد تا بتواند جهان قرآنی را احساس کند. [اینگونه میتواند] درگیری را در تراز بیان الهی و با این روح و نور احساس کند. سپس میتواند این را با زبان هنر به فضای نخبگان جامعه که عهدهدار ساختارها و دانش و فلسفه هستند و [به کسانی که] عهدهدار مدیریت سبک زندگی هستند و حتی به عموم جامعه که در درون آن ساختارها زندگی میکنند برساند.
این بعثت در این تراز است. اینکه امام میگویند انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام است یعنی این بعثت میخواهد به آنجا ختم بشود. لایههای این بعثت و میدانهای درگیری باید آن بر اساس روایت الهی فهم بشود، نه بر اساس روایت تمدن غرب. [این روایت باید] درون انسان بنشیند و به احساس، ایمان و نور تبدیل بشود. [تا زمانی که این اتفاق نیفتد،] زبان هنر اسلامی تولید نخواهد شد؛ فناوریها و سختافزارهای آن هم تولید نخواهد شد. این مأموریت شماست. انشاءالله خدا شما را کمک کند که بتوانید در این افق بیندیشید، در این افق پرواز بکنید و بتوانید این میدان درگیری را با زبان هنر و بر اساس آن الهیاتی که در جان شما نشسته و آن نوری که در قوای شما ساری شده، روایت کنید.
ـ تاریکی درون هنرمند مدرن در مقابل نورانیت هنرمند اسلامی
هنرمندان هالیوود اینگونهاند: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ». آن ظلمت فراگیر که در آیه ظلمات در مقابل آیه نور توضیح داده میشود، «أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ»،[۱۰] آن ظلمت از طریق وُلات، در احساس و اندیشه ایشان جاری میشود و اینها جهان را ظلمانی [میکنند.] یعنی اینها آن ظلمت آیندهای را که دستگاه باطل میخواهد ایجاد کند که «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» و ظلمات متراکمه است، حس میکند. بعد جامعه را به سمت آن فضای ظلمانی سیر میدهد. این هنر مدرن است. هنرمند مدرن متناسب با سطح هنری که دارد، ظلمانیترین آدم جامعه بشری است؛ بقیه را هم در فرآیند ظلمت راهبری میکند و بهنفع ولات [ظلم] راهگشایی میکند.
[حال] شما میخواهید بهنفع نبیاکرم (ص) و امام زمان (عج) [کار کنید] و پرچمدار امام زمان (عج) باشید. [شما باید به] این بعثتی که از این عمق، روح و نور برخوردار است، ساختار بدهید، سامان بدهید و تلاش کنید که برای آن علم، دانش، فناوری، عقلانیت [ایجاد کنید] و به ساختارسازی در مقیاس ملی، بینالمللی و حتی جهانی [بپردازید.] یعنی شما باید در مقیاس ایجاد نظم جدیدی در جهان احساس ایجاد کنید و [به این بعثت] عمق ببخشید. برای نخبگان [باید احساس ایجاد کنید] تا الزامات نخبگانی آن را ایجاد کنند و برای عموم جامعه [هم باید احساس ایجاد کنید] تا حرکت خود را در این مسیر ادامه بدهند. این کار، کار شماست.
قدم اول [این مسیر] هم بزرگتر شدن خود ماست. ما اگر فراتر احساس نکنیم و فراتر نیندیشیم، هیچوقت نمیتوانیم جامعه را پیش ببریم. هنرمندان بعد از ولات حقیقی جامعه، نقش اول را در برانگیختگی به سمت آن آرمانها، در تغییر زیباییشناسی اجتماعی، رشد زیباییشناسی اجتماعی، درک از خوب و بد، درک از حق و باطل، درک از عدل و ظلم و فراگیر شدن این درک در همه زوایای جامعه دارند. کما اینکه آنطرف و در «مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»[۱۱] نیز اینگونه است و ولایت باطل [اینگونه] در همه عالم جاری میشود. ولایت حق نیز وقتی میخواهد در همه عالم جاری بشود، [از این طریق جاری میشود.] ما باید این [ولایت] را قبل از تحقق آن در لایههای مختلف حس کنیم و بعد سعی کنیم آن را زباندار کنیم؛ هم زبان تخصصی و هم زبان عمومی. بعد هم باید بتوانیم انگیزشی در نخبگان اجتماعی و بدنه عمومی جامعه به سمت آن لایههای عمیق و در دامنه یک تمدن ایجاد کنیم. این وظیفه هنر است.
هنر غرب دارد این کار را میکند. مثلاً سینمای آخرالزمان چهکار میکند؟ من یک اثر هنری هم در آن تراز ندیدم. شما در تراز سینمای آخرالزمان یک اثر هنری دیدهاید؟ آینده مطلوب آنها لیبرال دموکراسی است و بر اساس آن، اسلام را نقد میکنند. همان دو سریالی که نام بردم نیز همینگونه است و سنتهای ما را بر اساس تجدد نقد میکند. شما باید تجدد را بر اساس ظهور نقد کنید. [باید] در آن افق بیندیشید و آن زیباییشناسی در روح شما شکل بگیرد. [سپس باید] بر اساس آن احساس زیبایی، در این جهان احساس تنگنا کنید و یک خط عبور برای امت باز کنید. باید احساسی ایجاد کنید تا این حرکت آرامآرام عمیق و فراگیر بشود.
س: الان این بعثت عمومی در مردم اتفاق افتاده و رهبري هم به هنرمندان نسبت به اين بعثت تکليف کردهاند که هنرمندان باید فتح را روایت کنند. حال شما ميگویيد شرایط امروز ما لايههاي درگيري عميقي دارد. به نظر شما امروز نقش روايت فتح را چگونه بايد جهتدهي کرد و توليد هنري کرد؟
ج: اگر شما نتوانید با قرآن و معارف اهل بیت زیست کنید و احساس و اندیشه شما این در عمق نفوذ نکند، امکان این کار برای شما فراهم نمیشود. شما باید به سرچشمه قرآن وصل بشوید تا حکمت از آنجا بجوشد و به هنر تبدیل بشود. این «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً» میخواهد؛ انس، تولی و ادب حضور میخواهد.
یکی از شاگردان مرحوم آقای قاضی گفته بود قدما وقتی قرآن میخواندند، برای ایشان مکاشفات حاصل میشد ولی برای ما نمیشود. [ایشان] گفته بودند بله؛ آنها سرپا و ایستاده [قرآن] میخواندند، قرآن را در دست میگرفتند و با ادب حضور میخواندند. «أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا».[۱۲] شما زیر کرسی لم میدهید و میخوانید.
اگر با این کتاب که طرح الهی برای همه عالم است با خشوع و تواضع روبهرو [نشوید] و این کتاب در عمق جان، احساس و اندیشه شما تجسد [نیابد،] نمیتوانید آن را به زبان هنر تبدیل کنید. سپس این احساس و این نور باید زباندار بشود. یعنی این روح و این نور باید به زبان هنر تبدیل بشود. ولی تا دمیده نشود، نمیشود.
۶. نسبت ایرانیت و اسلام در تمدن مطلوب
حرفی که آقا زدهاند، خیلی حرف مهمی است. [ایشان] فرمودند مردم برای عبور از سبک زندگی و فرهنگ آمریکایی آماده بشوند. ایشان لایههای فرهنگ را نگفتهاند، [ولی] من [فرهنگ را] تا حوزه فلسفه و دانش هم بردم. شما [نیز باید] پدافند زباني گفتماني را در لایههای مختلف فرهنگ ببینید؛ اعم از فرهنگ بنیادی که فلسفه و منطق است تا فرهنگهای تخصصی تا فرهنگهای عمومی؛ همه اینها باید تغییر کند. ما در این لایهها درگیر هستیم. اگر ما با علوم انسانی غرب درگیر نیستیم، با چه درگیر هستیم؟ اگر با فناوری غرب و ساختارهای جهانی و نظم حقوقی آن مخالف نیستیم، با چه مخالف هستیم؟ اگر با اسناد هفدهگانه توسعه ۲۰۳۰ که همه آنها هم بهاصطلاح علمی است مخالف نیستیم، با چه مخالف هستیم؟
اگر در دوره پس از جنگ و دفاع مقدس بگویید [ما که] به پیروزی رسیدهایم و سپس پیشرفت را در همان فرآیندها دنبال کنید، دیگر پیشرفت اسلامی نخواهد بود. ما باید راههایی را که قائد شهید ما بنای آن را گذاشتهاند، ادامه بدهیم. ایشان یک بار گفتند من دیگر نمیگویم توسعه؛ میگویم پیشرفت اسلامی. تعبیر ایشان تمدن ایران اسلامی است. یعنی نه ایرانیت را انکار کنید و نه [صرفاً] سنتهای ایرانی را مبنای درگیری با تمدن غرب قرار بدهید. ظرفیتهای سنت ایرانی در بعضی از روشنفکرهای غربزده بود و الان هم غربگراها دارند آن را دنبال میکنند.آنها میخواهد با سنتهای ایرانی در مقابل لیبرال دموکراسی بایستد. [در این حالت] اصلاً قدرت مقاومت ندارد.
ولی [این هم مهم است که] شما نمیتوانید نقش ایران را در آینده جهان حذف کنید. اسلام اهل بیت اینجاست و اسلام اموی در شام و روم است. ایران یک جایگاه جدی در آینده و قرب عصر ظهور دارد؛ هم از لحاظ جغرافیا، هم از لحاظ بافت نیروی انسانی که مهمتر است و هم از لحاظ عمق احساسی؛ ۱۴۰۰ سال روی احساس عاشورایی کار شده؛ ائمه کار کردهاند؛ امام رضا (ع) ایستاد و این را ساختند. اینها کارهای بزرگی است که شده.
[برای همین است] که آقا میگویند مردم ایران، درس اسلامی و شیعی خودشان را آموختهاند. ۱۴۰۰ سال روی اینها برای ایفای نقش در آینده جهان کار شده است. این دارد به یک بعثت تبدیل میشود. این بعثت در این تراز است و ایران در آن نقش دارد، ولی بر محور ظهور است، نه فقط بر محور سنتهای ایرانی. [بنابراین] نه نقش ایران را انکار بکنیم و نه قطب بودن و محور بودن ظهور را. مردم ایران برانگیخته و ساخته شدهاند تا جهان را یک قدم به سمت ظهور جلو ببرند.
هنرمند چهکار میخواهد با این بکند؟ جریان غربگراها چه میاندیشند؟ ایرانیهایی که «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»،[۱۳] در این درگیری چه میکنند؟ این بعثت، بعثت «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ» است، نه آن جریانی که «يُسارِعُونَ فيهِمْ».[۱۴] [این جریان دوم،] در کفر مسارعه دارند و میخواهند منحل بشوند. مسارعه، میل به انحلال طرفینی است.
علی ای حال باید این بعثت را بر اساس ادبیات قرآن، نور قرآن و روح قرآن حس کنیم. بعد این باید به سازوکار تفاهم اجتماعی تبدیل بشود. بعد آن تفاهم اجتماعی باید در تراز این بعثت ارتقاء پیدا کند. حال ما میخواهیم این جمعیت را چهکار کنیم؟ اگر ما نتوانیم روایتی از عمق این بعثت کنیم، تمام میشود. یک عده روایت میکنند که مردم عصبانی بودند و به خیابان آمدند و تمام شد. اینکه بعثت نیست. کما اینکه در مورد انقلاب، [میگویند] مردم از استبداد ناراحت بودند؛ ظلم میشد و ساواک هم آنگونه میکرد؛ [لذا مردم به خیابان] آمدند. [اما واقعاً] اینگونه نیست. این فروکاستن و تقلیلگرایی در انقلاب اسلامی است که [قیام مردم را] در حد [عصبانیت و اعتراض به] ساواک و نظام پهلوی تنزل بدهید.
ملت ایران برای مقابله با تمدن مادی در نقطه اوج خودش مبعوث شدهاند. رنسانس به نقطهای رسیده است که دارد جهان را میبلعد. اسلام هم از اعماق جامعه مؤمنین و جامعه شیعی ظهور پیدا کرده و میخواهد بساط آن را جمع کند. این بعثت انقلاب اسلامی بود. الان نیز همین بعثت است؛ چیز دیگری نیست. تقلیل اسلام به اسلام آمریکایی، اسلامی که از آن به اعتدال تعبیر میکنند و با توسعه کنار میآید، [درست نیست.] اسلام انقلابی و اسلام ناب، با توسعه کنار نمیآید؛ پیشرفت را میخواهد، ولی توسعه غربی را نه؛ دانش میخواهد، ولی دانشهای مدرن را نه. میخواهد اینها را متحول کند. [این کار،] ساختار میخواهد، ولی نظم کنونی جهان را نه؛ نمیخواهد درون این انتظام سهمخواهی کند، [بلکه] میخواهد نظم را تغییر بدهد. درگیری تمدنی همین است در یکی از سندهای امنیت ملی آمریکا [که احتمالاً برای] سال ۲۰۱۴ است میگوید که چین و روسیه، رقیب ما در داخل انتظام جهانیاند؛ [ولی] ایران رقیب نظم جهانی ماست.
دشمن این تمدن را در این لایه میشناسد. اگر هنرمندان ما در این لایه احساس نکنند و نتوانند در این لایههای عمیق، احساس خودشان را به زبان تفاهم اجتماعی تبدیل کنند، [یعنی اگر نتوانند احساس خودشان را به] تفاهمی با احساس و اندیشه نخبگان ما [تبدیل کنند،] اتفاقی نخواهد افتاد. [حتی] ممکن است که کار به تأخیر بیفتد. [البته این بعثت] در برخی از لایهها خودآگاه نیست؛ هنرمند اول باید خودش این را احساس کند، بعد [این را] با زبان هنر [به دیگران] منتقل کند.
[برخی از هنرمندان] از آینده متولد شدهاند و سنتهای ایرانی را به نفع آن آینده که لیبرال دموکراسی است نقد میکنند. شما الان باید نظم کنونی جهان را بهنفع عصر ظهور نقد کنید و نشان بدهید که ما برای چه و با چه کسی داریم میجنگیم. ما داریم با نظم اپستینی بهنفع نظم عصر ظهور میجنگیم. امامی که «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»،[۱۵] خون خود را میدهد تا امت را راهبری کند، نه [امامی] که بخواهد خون ملتها را بدوشد تا خودش بماند و فربهتر بشود.
۷. معرفی رویکرد درست و نادرست در تقابل تمدنی امروز
دعوا هم صرفاً بر سر انرژی نیست. برخی از متخصصین و نخبگان ما و حتی برخی در مناصب حساس، تمام میدان درگیری و قدرت ما را در انرژی و کریدور میبینند. [آيا] ما داریم سر انرژی و کریدور میجنگیم؟ [آیا ما صرفاً باید] از طریق کریدور چین را به همراهی مجبور کنیم و از طریق انرژی آمریکا و اروپا را [سر جای خود بنشانیم؟] دعوای شما که بر سر کریدور و انرژی نیست؛ سر تمدن است. آنهایی که عمیق فکر نمیکنند، میگویند ما الان در انرژی و کریدور، یعنی مسیر تجارت جهانی برتری داریم؛ این امتیاز ماست. اینکه درگیری تمدنی نیست. چین و روسیه باید اینگونه با آمریکا مواجه شوند [نه ما.]
این بعثت، بعثت تمدنی است. اگر این بعثت را در لایه تمدن فهم نکنیم، نمیتوانیم در آن لایه برنامهریزی کنیم. از آسیبهای فردای ما در پیروزی این است که دوباره همان نظام کارشناسی قبلی تصمیمسازی کند و بگوید الحمدلله پیروز شدیم. قرآن میفرماید یک عده هستند که در میدان سخت جنگ احزاب وقتی جنگ سخت میشود، «كَالَّذي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ»؛[۱۶] زبانهای ایشان بند میآید. [ولی] وقتی جنگ آرام میشود، «فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ». این زبان کارشناسی، صرفاً زبان سیاسی نیست. «أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ»؛ [اینها] میخواهند تمام غنائم این پیروزی را در همان مسیر بیندازند. [میخواهند] همان نظام سرمایهداری قبلی را فربهتر کنند. [میگویند] سعادت بشر ممکن نیست الا از طریق نظام سرمایهداری. سخن کارشناسی مدرن و لیبرال همین است. دوباره میخواهند «بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ» بگویند به سمت تمدن لیبرال دموکراسی برویم و جهان را در همان مسیر بسازیم. در حالی که ما باید این غنائم را خرج تغییر نظم کنیم. حرکت کردن به سمت ظهور یعنی این.
امام میفرمودند انقلاب ما مقدمه انقلاب اسلامی جهانی به پرچمداری حضرت بقیةالله (عج) [است.] مسئولین باید به فکر نیازهای مردم باشند و آنها را رفع کنند، ولی اگر [این کار] مسئولین را از این آرمان دور بکند، یک خیانت بزرگ است. یعنی شما [نباید] جوششی را که در مسیر تغییر نظم جهانی است، در مسیر تغییر موازنه در نظم کنونی بیندازید و بگویید ما ابرقدرت شدیم و حالا میخواهیم مثل ابرقدرتها زندگی کنیم؛ در داخل کشور و با دیگران هم مثل ابرقدرتها برخورد میکنیم. یعنی [دوباره ما هم به] نظام سوداگرانه در مقیاس ملی و جهانی [ملحق بشویم؛] انسان سوداگر به جای انسان فداکار، ایثارگر و محبتورز. [این درست نیست.] غرب روابطی را قطع کرده است؛ «وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»؛[۱۷] روابط ایمانی [در این نظام] قطع شده است. ما نباید بگوییم که همین باید ادامه پیدا کند. ما باید آن روابط را دوباره به جهان بازگردانیم.
ما دنبال یک تمدن جدید در لایه آرمانها، تفکر، حکمت و فلسفه، علوم، فناوری، ساختار، نظم و سبک زندگی هستیم. اینکه میگویند مردم برای عبور از نظم آمریکایی آمادهاند، یعنی این بعثت یک مرحله جلو رفته است. اگر هنرمندان زیبایی سبک زندگی اسلامی را مقابل سبک زندگی غربی قرار بدهند، [اگر] زشتی و پلشتی آن را نشان بدهند که این همان نظم اپستینی است، [این احساس در مردم ایجاد میشود.] شما باید این پلشتی را نشان بدهید که وقتی سران یک امت اپستینی بشوند، تمام لایهها اپستینی خواهد شد؛ حتی الگوی تغذیه، الگوی پوشاک، الگوی خوراک، الگوی روابط اجتماعی و الگوی خانواده آن امت نیز همین خواهد شد.
شما باید پلشتی نظم سرمایهداری را نشان بدهید. در کارخانه نشان بدهید که چگونه ظلم میشود و انسان بهنفع سرمایه مصادره میشود؛ در خانواده نشان بدهید که چگونه جنگ منفعتها [در خانواده] شکل میگیرد؛ [نشان بدهید که] اخلاق، محبت و صمیمیت [در خانواده] نیست. این را باید نشان بدهید. [هنرمند است که] میتواند پوست تن این تمدن مادی را بِکَند و دل و روده آن را بیرون بریزد تا مردم ببینند [حقیقت این تمدن] چیست. آن عفونتی که در باطن [است و] آن نظم اپستینی، در همهجای [این تمدن] هست.
شما خیال میکنید اگر رئیس جامعهای از سران اپستینی بشود، کسانی که به او تولی پیدا میکنند، مثل شهدا میشوند و میتوانند خون خود را بدهند؟ خیر؛ آن هم یک آدم سوداگر است و در خانه هم با زن و بچه خودش سوداگرانه برخورد میکند. مگر در دنیای غرب [اینگونه] نیست؟ با حیوان هم سوداگرانه برخورد میکنند. ببینید که چه بر سر یک مرغ میآورند؛ [با آن] مثل یک کارخانه پتروشیمی [رفتار میکنند؛] از اینطرف به او دانه میدهند و از آنطرف سر ۴۵ روز، [وقتی که] هنوز جیکجیک میکند سر او را میبرند. چراغ را خاموش و روشن میکنند تا بتوانند در یک روز شش تخم از یک مرغ بگیرند. با مرغ و گاو هم نمیتوانند [درست رفتار کنند.] دیدهاید که گاوداریها چهکاری بر سر گاوها میآورند تا شیر آنها زیاد بشود؟ این تمدن، این است.
حال اینها با انسان چگونه برخورد میکند؟ همانگونه. انسان و عواطف انسانی را مثل سوختهای فسیلی، برای توسعه سرمایهداری خرج میکند. یک آمار قدیمی دیده بودم که ۸۳ درصد زنان آلمانی گفته بودند ما سگ خود را بیشتر از بچه خود دوست داریم. این همان عاطفهای است که خرج توسعه سرمایهداری شده است. شما نباید بگذارید که روایتهای ادبیات سرمایهداری، این بعثت را تقلیل بدهد.
پاورقیها
. «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»؛ سوره بقره، آیه۲۵۷.
. بحار الانوار، ج۱، ص۱۷۷.
. نهج البلاغه، نامه۴۷.
. سوره مزمل، آیات۱ـ۴.
. «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»؛ سوره مزمل، آیه۲۰.
. سوره مزمل، آیه۷.
. «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛ سوره انعام، آیه۱۲۲.
. «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ سوره شوری، آیه۵۲.
. سوره واقعه، آیات۷۷ و ۷۸.
. «أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»؛ سوره نور، آیه۴۰.
. تفسیر القمی، ج۲، ص۴۵.
. نهج البلاغه، خطبه۱۹۳.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»؛ سوره مائده، آیه۵۴.
. «فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ»؛ سوره مائده، آیه۵۲.
. فرازی از زیارت اربعین
. «أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً»؛ سوره احزاب، آیه۱۹.
. «الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»؛ سوره بقره، آیه۲۷.