طرح و برنامه دشمن برای شکلدهی نظم جدید جهانی و نیاز جامعه ما به یک نظام فکری منسجم برای مقابله با دشمن
متن زیر سخنرانی آیتالله سید محمدمهدی میرباقری در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ است که در پیام تصویری برای همایش ایثارگران برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. جنگ شناختی دشمن در آستانه تغییر نظم جهانی
خدای متعال به شما عزیزان توفیق نادری داده است و مطمئن هستم که [شما] خدای متعال را بر این امر شاکر هستید. [شما] در دوران جوانی، جان خود را برای دفاع از اسلام در مقابل نظام کفر، در معرض خطر قرار دادید و حاضر شدید که جان خود را در دفاع از انقلاب اسلامی و اسلام عزیز، فدا کنید.
مهمتر [از همه،] این است که خدای متعال، به شما توفیق داده که در این راه، جانباز شوید و سختیهای سنگین و دشواری را در طول این سالها تحمل کنید. خدای متعال هم در قبال این عزم و اراده و حسن نیت شما، به شما استواری، استقامت، بصیرت و ایمان روزافزون عنایت کرده است. در کنار همه اینها، یک مقبولیت اجتماعی هم به شما عنایت شده که این [مقبولیت اجتماعی،] بر تکلیف امروز شما میافزاید. ما در معرض یک درگیری و جنگ همه جانبه با دشمن هستیم. بخشی از این درگیری، درگیریهای نرم است و در میدان جنگ شناختی است. شما میتوانید در این میدان، به جامعه و بهویژه به نسل جوان، برای عبور بهسلامت از این جنگ و درگیری، کمک کنید.
چند نکته که نیاز به توجه دارد و جای تأمل است را تقدیم میکنم. اولین [نکته] این [است] که ما در معرض [وقوع] یک واقعه بسیار مهم در جامعه جهانی هستیم. آن [واقعه،] تغییر نظم گذشته و شکلگیری یک نظم جدید است. در پی این حوادثی که شما در صحنههای ظاهری جهان میبینید و تعاملاتی که بین قدرتها اتفاق میافتد، دارد اتفاق دیگری شکل میگیرد که تغییر نظم جهانی و ایجاد مقدمات یک نظم جدید است. دشمن در این میدان، تلاش میکند که با جنگ شناختی در مقابل مسلمین و جبهه مقاومت و هسته سخت انقلاب اسلامی، از حضور مؤثر ما در نظم آینده، جلوگیری کند.
حضرت آقا مکرراً این را فرمودهاند، بهخصوص تقریباً دو سال پیش، [یک روز قبل از] روز دانشآموز، خطاب به دانشآموزان فرمودند که نظم کنونی جهان، دارد تغییر میکند. نظم آینده مختصاتی دارد. [ایشان] سه مورد از مختصات این نظم را فرمودند که یکی افول قدرت آمریکا و کاهش قدرت آمریکاست و دوم، انتقال قدرت به آسیا و سوم، گسترش ادبیات مقاومت است.
این اتفاقات در حال شکلگیری است، ولی دشمن دارد تلاش میکند که با [ایجاد] غفلت [برای] مسلمانها، نظم جدید را با غیبت آنها شکل بدهد. [لذا] حضرت آقا فرمودند که مسلمانها باید مواظب باشند که اینبار، در نظم جدید، بهصورت فعال مشارکت بکنند و حضور مؤثر داشته باشند. بر خلاف دو دوره گذشته که در اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده و همچنین بعد از جنگ اول و دوم جهانی، نظم جهانی در غفلت و غیبت مسلمانها شکل گرفت، ما باید [این بار،] حضور فعال داشته باشیم.
ـ نظم جدیدتحت تاثیر انقلاب اسلامی
این تغییر نظم، بیتردید تحت تأثیر جدی انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی بعد از فروپاشی شوروی، بر افول آمریکا و غرب لیبرال، اثر گذاشته است. [لذا] پایههای نظم قدیم، متزلزل شده و [دیگر] برای دنیای امروز و آینده، کارآمد نیست. دشمن هم متوجه [این مطلب] شده و دنبال تغییر نظم است و با ما، جنگ شناختی میکند؛ سعی میکند که قدرت خودش را بیش از آنچه که هست، جلوه بدهد و قدرت ما را در نگاه ما، کاهش بدهد؛ این موجب ناامیدی و یأس میشود. در حالی که تعادل و توازن قدرت، بهنفع اسلام در حال تغییر است؛ ناموازنهای که [قبلاً] شکل گرفته بود، بعد از انقلاب اسلامی، بهنفع انقلاب اسلامی، در حال تغییر است. ظرفیت قدرت ما هم برای اثرگذاری بر نظم آینده، ظرفیت قابل توجهی است.
از آغاز قرن بیست و یکم، [غربیها] برای تغییر نظم منطقه و حتی [تغییر] نقشه جغرافیایی منطقه، دوبار حضور جدی در اینجا پیدا کردند و از همه امکانات و ابزار خودشان و از همه انواع جنگ نرم و سخت و شناختی، استفاده کردند و میخواستند که کار را با جنگ ترکیبی پیش ببرند. یک بار در سال ۲۰۰۱ بود و یک بار هم در همین دو سال اخیر و بهخصوص در سال اخیر که جمهوریخواهها بر سر کار آمدند. آن موقع(سال ۲۰۰۱) هم جمهوریخواهها سر کار بودند.
بیتردید قدرت غرب و آمریکا، آن موقع بیشتر از الان بود و هژمونی ایدئولوژیکشان بیشتر بود؛ بهطوری که شصت نفر از متفکرین آمریکا در حمایت از بوش، بیانیهای صادر کردند و سخنشان در آن بیانیه، این بود که این جنگ، برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی است؛ لذا حتی اگر از سلاحهای غیر متعارف استفاده کنید، این جنگ، یک جنگ اخلاقی است.
[اما] الان نه غرب، قدرت ایجاد آن اجماع جهانی را علیه دنیای اسلام و علیه جبهه مقاومت دارد و نه آن توان نظامی را دارد و نه آن هژمونی و فراگیری آرمانها و ایدئولوژی غربی را دارد. رویای غربی، در حال فروپاشی و افول است و [امر] به عکس [شده است و] توجه [مردم] در جهان، به اسلام و ادیان الهی بازگشته است و در حال رشد است. بنابراین ظرفیت کنونی ما، بالاتر از ظرفیت سال ۲۰۰۱ است.
بار دومی [هم که غرب در منطقه حضور پیدا کرده است،] همین چند سال اخیر است. [الان] میخواهند که از طریق اسرائیل، نظم دنیای جهان را تغییر بدهند. حضور اخیر رئیس جمهور آمریکا هم برای تغییر نظم منطقهای، در مسیر تغییر نظم جهانی است. [آنها الان به] دنبال احیای امپراتوری بنیامیه هستند؛ [به دنبال این هستند] که مسئولیتهای دنیای اسلام و ایفای نقش را به عهده این امپراتوری بگذارند. با ما هم جنگ شناختی میکنند.
وقتی شما وارد درگیری با تمدن رقیب که یک تمدن فراگیر است میشوید و میخواهید که یک تمدن جدید در جهان ایجاد کنید و پایههای تمدن رقیب را متزلزل میکنید، [وارد یک درگیری بزرگ شدهاید. لذا] وارد یک درگیری بزرگ شدهاید و قبض و بسطهای این درگیری بزرگ هم قبض و بسطهای بزرگی است. آدمهایی که بزرگ نیستند، با توجه [کردن] به امور خرد، از آن نگاه کلان غافل میشوند و صحنه کلان را مورد توجه قرار نمیدهند.
آن جنگ شناختی که دشمن خصوصاً با هسته سخت انقلاب اسلامی شروع کرده است، همین است که آنها را مشغول به مسائل خرد بکند تا از این اتفاقات اخیر، تفسیر به شکست بکنند و ما را از استقامت در ادامه راه، مأیوس کنند. لذا ما باید مواظب این جنگ شناختی باشیم و مواظب باشیم که توجه به امور جزئی، ما را از طرح کلان انقلاب اسلامی و پیش روی انقلاب اسلامی در مرزهای دشمن، غافل نکند. [ما باید] آن هدف را دنبال کنیم و بیتردید به موفقیت خواهیم رسید.
۲. جدال دو اسلام
نکته دوم این است که ما در این صحنه عینی که در دنیای اسلام و به نسبتی در کشور خود ما در حال جریان است، با دو قرائت از اسلام مواجه هستیم. حضرت امام، این دو قرائت را [با دو عنوان] اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) تبیین میکردند. حضرت امام در پاییز سال ۶۷ که آغاز دوره سازندگی است، در بیانیههای متعددشان بر این امر تأکید کردند و توجه دادند که مواظب اسلام ناب باشید؛ مواظب باشید که قرائت اسلام آمریکایی در دنیای اسلام، از جمله در کشور ما، حاکم نشود و آن گفتمان، گفتمان عمومی و اجتماعی نشود. حضرت امام مختصاتی را برای اسلام ناب، در مقابل اسلام آمریکایی، بیان میکردند و نگران این بودند که این قرائت از اسلام، بر کشور ما و بر افکار عمومی ما، تسلط پیدا کند و جزء گفتمان اجتماعی ما بشود.
[ایشان] در آن بیانیههایی که در پاییز ۶۷ منتشر کردند، بیشتر روی دو نکته تکیه کردند؛ یکی [این است که] اسلام ناب، اسلامی است که ابرقدرت شرق و غرب را به خاک مذلت خواهد نشاند. نگاه مسلمانهایی که اسلامشان اسلام ناب است و قرائتشان قرائت صحیحی است، [نسبت] به تحولات آینده جهان، این است که اسلام، قلل کلیدی جهان را فتح خواهد کرد و ابرقدرتها را از صحنه حذف خواهد کرد. [این اسلام،] در مقابل اسلام آمریکایی [است] که قدرتها را به رسمیت میشناسد و میخواهد با آنها تعامل مثبت کند. [اسلام آمریکایی،] بهتدریج نظمی را که آنها در جهان ایجاد کردهاند، به رسمیت خواهد شناخت. این یکی از مختصات اسلام ناب است.
مختصه دوم و خصوصیت دومی که امام بیان میکنند، این است که اسلام [ناب، اسلامی است که] طرفداران آن، مستضعفین و ضعفا و کسانی هستند که محروم از قدرت و ثروت بودند. [یعنی] عکس [اسلام آمریکایی که] طرفداران آن، ثروتمندان و زالوصفتان و سرمایهداران بودند؛ البته ثروتمندان تعبیر دقیقی نیست. من مکرر این را گفتهام که ما با ثروت مخالف نیستیم؛ ثروتمندانی که امکاناتی را از راه صحیح به دست میآورند و حتی آنها را برای منافع اجتماعی اسلام و مسلمین خرج میکنند، بسیار عزیز و محترماند و از دیرباز هم در دنیای اسلام محترم بودهاند؛ نمونهای از آنها، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است. بحث بر سر [نفس ثروت] نیست؛ [بلکه بحث اینجاست که] نظام سرمایهداری، سرمایهدارهایی را بر سرنوشت ملتها حاکم میکند که فاقد این خصوصیتهای مثبت هستند و به تعبیر حضرت امام، زالوصفتاند.
[بنابراین] امام در دوره سازندگی هشدار میدهند که مواظب باشید که این قرائت حاکم نشود. چند جمله [دیگر] از حضرت امام هم هست که گویاتر است. حضرت امام پیامی به مسئولان برگزاری سمینار جهاد سازندگی، [زمانی که] هنوز جهاد سازندگی سر پا بوده و هنوز با وزارت کشاورزی ترکیب نشده بوده و فعال بود، دارند.
امام در آنجا بعد از تشکر از زحمات این عزیزان در این سالها و در طول جنگ، میفرمایند تنها چیزی که فرزندان عزیز جهادی من باید به آن فکر کنند، استواری پایههای اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است. اسلامی که غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و شرق و در رأس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند؛ اسلامی که پرچمداران آن، پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهاناند و دشمنان آن، محلدان و کافران و سرمایهداران و پولپرستاناند؛ اسلامی که طرفداران واقعی آن، همیشه از مال و قدرت بیبهره بودهاند و دشمنان حقیقی آن، زراندوزان حیلهگر و قدرتمندان بازیگر و مقدسنمایان بیهنرند. این تعبیر حضرت امام است.
[ایشان] در ادامه توصیه میکنند که جوانان عزیز من مواظب باشند. باید با توجه سیاست نه شرقی و نه غربی، و بر اساس استقلال کشور را بسازند. این آن چیزی است که حضرت امام [بر آن] تأکید کردند. الان هم این حرفها زنده است. به نظر میآید که حضرت آقا هم در طول این چند دهه، تلاش کردهاند که این خط را حفظ کنند و نگذارند که قرائت آمریکایی از اسلام، بر جبهه مقاومت حاکم بشود. ما هم باید تلاش کنیم که این گفتمان، محفوظ و زنده بماند و اسلام ناب و اسلام اهل بیت، احیا شود.
حضرت امام در پیامی که در مهر ماه ۶۷ به هنرمندان دادند، دوباره تأکید میکنند که تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقلدهنده اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و اسلام ائمه هدی (علیهم السلام) [باشد. یعنی] اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانهخوردگانِ تاریخِ تلخ و شرمآورِ محرومیتها باشد. هنری زیباست کوبنده سرمایهداری مدرن و کمونیسم خونآشام [باشد،] نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بیدرد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. این تأکیدهای حضرت امام است.
بیانیه دیگری که حضرت امام دارند که آن هم قابل تأمل است، [بیانیه ایشان] در سیاستهای کلی نظام در دوران بازسازی است. [این پیام،] پیام کوتاهی است و مفصل نیست، [ولی] قابل تأمل و دقت است. یکی از نکاتی که آنجا تأکید میکنند، این است که بر هیچ یک از مردم و مسئولین، پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران، بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است. عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران، نباید تحت هیچ شرایطی، از اصول و آرمانهای مقدس و الهی خود دست بردارد.
سپس نکتهای را توضیح میدهند که خیلی مهم است. میفرمایند انشاءالله مردم سلحشور ایران، کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینهها نگه داشته و شعلههای ستمسوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهانخوار و اذناب آنان، به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ، پرچم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم)، بر بام همه عالم، قد بر افرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند. [ایشان] میگویند که این خشم انقلابی، باید محفوظ بماند. یعنی آن چیزی که در دوره سازندگی تلاش شد که از بین برود و به اصطلاح یخ آن آب بشود، باید محفوظ بماند تا اسلام به پیروزی برسد.
الان هم داستان ما همین است. آنچه که حضرت آقا دنبال میکنند، همین است که قرائت اسلام ناب و ایمان جامعه، محفوظ بماند. یکی از تلاشهای مهمی هم که دشمن در این جنگ شناختی میکند، همین است که قرائت ما از اسلام و نگاه ما به اسلام را تغییر بدهد. [دشمن میخواهد] با عبارتها و ادبیات مختلف و ایجاد نظمها و بسترهای اجتماعی، قرائت ما از اسلام را تغییر بدهد.
یکی از کارهایی که [دشمن] در سه دهه گذشته کرده است، این است که در دنیای اسلام، دو قرائت از اسلام قرار دادند؛ یکی قرائت اسلام سلفی و اسلام داعشی و یکی هم قرائت اسلام اعتدالی که معنی اعتدال، سازش با غرب و توسعه غربی است. الان هم دارند همین [کار] را به شکل دیگری دنبال میکنند و به دنبال احیای امپراتوری اموی هستند. از مختصات امپراتوری اموی، این را میگویند که اینها واقعگرا بودند و به اصطلاح واقعیت را فدای آرمانها و ایدئولوژی نمیکردند؛ دشمنان آنها هم انسانهای آرمانگرا بودند و به واقعیت توجه نداشتند.
[یعنی] میخواهند با این تحلیل غلطی که میکنند و دوگانه واقعیتگرایی و آرمانگرایی را در صدر اسلام [معرفی میکنند،] جریانی ایجاد کنند و بگویند کسانی واقعگرا هستند که با نظم جهانی کنونی کنار میآیند و توسعه و اقتضائات توسعه را میپذیرند و تاثیرگذاری فرهنگی اسلام را فی الجمله دنبال میکنند. بر خلاف جریان مقاومت که به دنبال تغییر نظم جهان بهنفع اسلام است. چیزی که این روزها در منطقه دنبال میشود، این است. بنابراین آن چیزی که در واقعیت دنیای اسلام، از جمله کشور ما اتفاق افتاده و دشمن روی آن سرمایهگذاری کرده، حاکمیت قرائت اسلام آمریکایی است.
۳. نیاز به یک نظام فکری منسجم برای مقاومت
نکته دیگر این است که یکی از خلأهایی که در جامعه ما وجود دارد و از آغاز انقلاب اسلامی تلاش شده که پر بشود و به نسبتی هم تدارک شده، ولی هنوز ظرفیت کافی [برای آن] ایجاد نشده و جای پی گیری دارد، این است که ما احتیاج داریم که برای مقاومت، یک نظام فکری [ایجاد کنیم] که رابطه بین اعتقادات و موضعگیری اجتماعی ما را در تراز این برخورد تمدنهایی که الان هست، تعیین کند. یعنی یک انسان موحد و مسلمان و مومن که طرفدار مکتب اهل بیت است، [باید] از یک نظام اندیشهای برخوردار باشد که برای او، معین کند که چگونه باید موضعگیری کند و چرا باید از نظام اسلامی حمایت کند. چرا اصلا نظام اسلامی، نظام حقی است؟ ما احتیاج به چنین امری داریم.
اگر این امر شکل نگیرد و ما نتوانیم نسبت بین اعتقادات خود و نظام اجتماعی خود را تمام کنیم، اگر نظام اجتماعی ما نتواند نسبت آن موضعگیری را که برای پیشرفت اسلام در جهان و برای حرکت به سمت تمدن اسلامی دارد، با اعتقادات خود بفهمد، قاعدتاً دفاع ما از انقلاب اسلامی و مواضع انقلاب، [یک] دفاع سیاسی خواهد شد. این [دفاع سیاسی هم] خیلی پایدار نخواهد بود.
[این] در حالی [است] که ما میتوانیم یک نظام فکری به جامعه ارائه کنیم و بر اساس آن، در بین نخبگان و بعد عموم جامعه، گفتمانسازی کنیم. [یعنی] بین نظام اجتماعی ما با نظام اعتقادی ما، رابطه برقرار کنیم. [به عبارت دیگر باید به جایی برسیم که] دیگر لازم نباشد که فقط در حوزه فقه، مشروعیت نظام خودمان را اثبات بکنیم، بلکه [باید] بتوانیم پیش از فقه، در علم کلام و اندیشههای عقلی خود، مشروعیت این نظام را اثبات بکنیم. یعنی [باید] بتوانیم که رابطه بین نظام اجتماعی و نظام تاریخی انبیاء الهی و رابطه بین نظام اجتماعی و جریان توحید و الوهیت را ترسیم کنیم.
ما به آن کاری که حضرت آقا پنجاه و چند سال قبل تلاش کردند که در آن کلیات اندیشه اسلامی محقق بشود، به چنین نظام فکری احتیاج داریم. فعلاً این نظام فکری، به شکل کامل وجود ندارد. لذا پایگاه نظام اجتماعی ما، بیشتر در فقه اثبات میشود؛ یعنی ولایت فقیه را، فقهی اثبات میکنیم، نه کلامی. نمیگویم کار نشده [است،] ولی [کاری که شده،] کافی نیست. جامعه ما و نسل جوان ما و کسانی که در معرض جنگ شناختی دشمن هستند، از چنین نظام فکری کارامدی برخوردار نیستند. شما عزیزان هم میتوانید برای شکلگیری و تحقق چنین نظام فکری، تلاش کنید و هم برای بسط و ایجاد گفتمان بر این محور.
این یکی از مسائل اساسی امروز ماست در طول این چند دهه، یک مسئله جدی بوده است. الان هم جدیترین مسئله ما همین است که چرا ما از نظام اسلامی دفاع میکنیم؟ پایگاه مشروعیت این نظام کجاست؟ پایگاه معقولیت آن کجاست؟ نسبت آن با دین الهی چیست؟ ما هنوز احتیاج داریم که از این بحث کنیم و یک نظام فکری روشن [برای آن ایجاد کنیم] که یک جوان با آن نظام فکری روشن، بفهمد که چرا از این نظام دفاع میکند و چرا مقابل تمدن غرب میایستد.
[یعنی ما نیاز به] یک نظام فکری داریم که فقط با غرب سیاسی تعیین تکلیف نکند، بلکه با غرب فرهنگی هم تعیین تکلیف کند. یکی از خلأهای اجتماعی الان ما، این است که ما با غرب فرهنگی، تعیین موضع نکردهایم؛ در پاشنه در ایستادیم، نه داخل میرویم و نه بیرون میآییم. این [کار،] مشکلات زیادی را برای کشور ما ایجاد کرده است.
[بنابراین] ما احتیاج به یک نظام فکری داریم که رابطه بین اعتقادات ما و نظام اجتماعی ما و رابطه بین اعتقادات ما و غرب فرهنگی را معین کند و ما بر اساس آن، نسبت به غرب فرهنگی موضع بگیریم. [موضع ما] نه موضع درگیری کور [است،] نه موضع انفعال، نه موضع انزوا و نه موضع پذیرش؛ بلکه ما میخواهیم غرب فرهنگی را در جهاز هاضمه اسلام، هضم کنیم. ما احتیاج به یک نظام فکری داریم که این امر در آن تبیین شده باشد و آن را به یک امر فراگیر تبدیل کنیم و بر اساس آن، گفتمان اجتماعی ایجاد کنیم.
گمان میکنم که ظرفیت شما عزیزان، ظرفیت قابلتوجهی برای انجام این کار است. امیدوارم که بتوانیم در مسیر انقلاب اسلامی و در مسیر امام انقلاب و رهبر عزیز انقلاب اسلامی، در مسیری که ایشان برای ما ترسیم میکنند، بایستیم و استقامت کنیم.