تبیین حقیقت نبأ عظیم و پیوند آن با امر ظهور امام زمان (عج)
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب دوم محرم الحرام در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
نبأ عظیم، ولایت ائمه علیهمالسلام
«قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ»[۱]در این شبها انشاءالله آیاتی از قرآن که در مورد امام زمان علیهالسلام است و روایات ما این آیات را تأویل به امام زمان (ع) کردهاند، تقدیم میکنم. انشاءالله بتوانیم با مسیری که حضرت در عالم گشودهاند و آن راه پر فراز و نشیب همراه بشویم و انشاءالله با عافیت از دل این امتحانهای سختی که جامعه مؤمنین در پیشِرو دارند، عبور کنیم. البته این نکته را عرض کردم، هرچه امتحان یک امتی سختتر میشود، عنایاتی که خدا به آن امت دارد، افزایش پیدا میکند. این علامت بزرگی این امت، شرح صدر این امت، ظرفیتشان برای این امتحانهای عظیم است و خدای متعال از دل همین امتحانها، جامعههای بزرگ و انسانهای بزرگ را متولد میکند.
یکی از آیاتی که در قرآن تطبیق به ولایت ائمه علیهمالسلام، به ویژه امام زمان علیهالسلام شده، «نبأ عظیم» است. خدای متعال در دوجای قرآن از یک خبر با عظمت و بزرگی سخن به میان آورده، یکی در سوره مبارکه «عم یتسائلون» هست، یکی هم در ذیل آیات سوره مبارکه «ص».
سیر نظام خلقت و یوم القضا در سوره نبا
در سوره مبارکه نبأ خدای متعال میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم * عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ * كَلَّا سَيَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ»[۲] بعد میفرماید: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا»[۳] وارد یک فضایی میشود که ادامه سوره است. ترجمه اجمالی آیات این است که خدای متعال میفرماید درباره چه چیزی گفتگو و سؤال میکنند؟! از همدیگر میپرسند؟ پرسش مستمر دارند؟ یک مطلبی است که گویا دائماً محل بحث و گفتگو و تسائل و پرسش قرار میگیرد. از چه چیزی سؤال میکنند؟ از یک نبأ عظیم، یک خبر بزرگ. درباره او، «الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ» درباره او اختلاف میکنند و به اختلاف میرسند، در باب او «الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ». بعد قرآن میفرماید: «كَلَّا سَيَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ» در دو مرحله اینها متوجه میشوند که نباید در باب امر به این عظمت اختلاف میکردند، باید میپذیرفتند، باید یکدست در مسیر این خبر بزرگ قرار میگرفتند.
بعد خدای متعال در این سوره مبارکه از نحوه خلقت عالم صحبت میکند ـ من اجمال آن را عرض میکنم، تفصیل آن یک بحث تفسیری پردامنهای است ـ «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»[۴] ما این زمین را مهد و آرامشگاه شما قرار ندادیم؟ کوهها را در زمین میخهایی که عامل ثبات این زمین هستند، «أَوْتَادًا» قرار ندادیم؟ «وَ الْجِبَالَ أَوْتَادًا» ما شما را به صورت ازواج نیافریدیم؟ «وَ خَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا * وَ جَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا »[۵] ما شب را پوشش شما قرار ندادیم؟ خواب را مایه آرامش شما قرار ندادیم؟ از یک نظم فوقالعادهای در خلقت عالم صحبت میکند: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» از خلقت این عالم که این عالم با یک کیفیت خاصی خلق شده که گویا همه این خصوصیاتی که در این آیات ذکر میشود، با آن نبأ عظیم تناسب دارد. چرا شما در باب آن خبر اختلاف میکنید؟ شما خلقت این عالم را نمیبینید؟ همه چیز بر اساس او آفریده شده است.
بعد میفرماید: «إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا»[۶] به دنبال این نظم یک یومالفصلی است. این وعده قطعی است و میقات همه است. روزی که اشخاصی که در این عالم ارض زندگی کردند از هم جدا میشوند. ما این عالم را برای هدف خاصی، برای یک نوع خاصی از زندگی آفریدیم. آنهایی که در این عالم زندگی کردند، اختلاف کردند، مختلف از هم زندگی کردند؛ عدهای بندگی کردند، عدهای طغیان کردند، عدهای متقی بودند و دامنشان را جمع کردند، در مدار همین نبأ عظیم و خبر الهی حرکت کردند؛ عدهای هم نه، در این عالم تَردامنی کردند، ولنگاری کردند. یک یومالفصلی هست که اینها از هم جدا میشوند. مردمی که در این زمین زندگی کردند، گویا دو دسته هستند. یک عده متقیناند، یک عده هم طاغیناند: «إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً».[۷] بحث از متقین و طاغین میشود که این دو دسته از هم جدا میشوند. یک عده جهنمی هستند، جهنمی برای آنها فراهم شده که توضیح داده میشود. یک عده هم متقین هستند که بهشتی برای آنها آفریده شده است.
بعد از یومالقضا و یومالفصل صحبت میکنند، بهشتیها و جهنمیها از هم جدا میشوند و بعد در صحنه قیامت داوری و حکم میشود. صحنه بسیار فوقالعادهای است: «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلَائِكَةُ صَفًّا صَفًّا»،[۸] بعد میفرماید در آن روز کسی حق صحبت کردن ندارد، «لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ» خیلی روز با عظمتی است، صحنه فوقالعادهای است. به کسی اجازه صحبت داده نمیشود، مگر آن کسانی که «إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ قَالَ صَوَابًا»؛ جز آن کسی که خدای رحمان به او اجازه بدهد، حق صحبت ندارند. همینهایی که اینجا با هم اختلاف میکردند و حرف میزدند و خبر درست میکردند، آنجا کسی حق حرف زدن ندارد: «إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ قَالَ صَوَابًا» و حرف صوابی هم بزند.
«فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا» هرکسی میخواهد در عالم ارض، در این زندگی، مسیری به سوی پروردگار خودش اخذ کند، راه برای او گشوده شده است. دنیایی است و نبأ عظیمی و [وقتی] از این دنیا که عبور کنید، روز قیامتی در پیش است، یومالفصل است، صفها جدامیشوند، متقین و طاغین و بهشت و جهنمی هست. بعد هم یومالقضا و داوری است که در آن روز فقط کسی اجازه حرف زدن دارد که «قَالَ صَوَابًا». آن روز، روز حق است: «ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا».[۹]
بعد میفرماید: «إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيباً»[۱۰] ما شما را از عذابی که دور نیست و نزدیک است، انذار میکنیم. از نظر قرآن صحنه قیامت صحنه دوری نیست. ما او را دور میبینیم، اهل دنیا او را دور میبینند. آنهایی که با قرآن مأنوس میشوند، با طرح خدا آشنا میشوند، این روز در نگاه آنها روز قریبی است. حالا این قرب قیامت هم توضیحی دارد، در قرآن مفصل از این قرب بحث شده. «إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيباً» چه روزی است آن روز؟ «يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ» انسان آنچه پیش فرستاده میبیند؛ «وَ يَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا» کافری هست؛ گویا این نبأ عظیم، این طرح الهی، کافری دارد. کافر در آن روز میگوید: «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا» ای کاش من خاک بودم و اصلاً در مراحل بعد آفریده نشده بودم، تا دچار این کفر و طغیان بشوم.
نظام خلقت، متناسب با نبأ و خبر عظیم
پس یک خبر عظیمی است که در باب او اختلاف میشود، نظام خلقت، متناسب با آن نبأ و خبر عظیم است. این عالم که انسانها در آن زندگی میکنند، میتوانند بر اساس آن طرح و نبأ الهی حرکت کنند، میتوانند مستقل از او راه بروند، میتوانند متقی باشند، دامنشان را جمع کنند، میتوانند طغیان کنند و طاغی باشند. ولی یک یومالفصلی بعد از عبور از این عالم ارض هست که صفها از هم جدا میشوند. اینطور نیست که همینطور که در اینجا مؤمنین و کافرین و منافقین با هم آمیختهاند، همیشه همینطور بماند. صفها جدا میشود، عدهای به بهشت میروند، عدهای به جهنم میروند.
مفصل از این تفکیک در قرآن بحث شده که چگونه این تفکیک واقع میشود. این جدا کردن قواعدی دارد که در سوره بینه و جاهای دیگر از آن سؤال شده است. بعد [از تفکیک] یک صحنه قضا هست، در آن صحنه قضا کسی حق ندارد حرف بزند، «إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا»، مگر کسی که خدای متعال به او اجازه بدهد و قول صواب داشته باشد. گویا این دنیا خیلیها حرف میزنند، کسی جلوی حرف زدنشان را نگرفته است، ولی آن عالم دیگر اینطور نیست، فقط کسی که حرف صواب میزند، حق صحبت دارد.
در جاهای مختلف قرآن از جمله مثلاً در سوره حجرات، خدای متعال میفرماید یک نفر باید صدایش در این عالم بلند باشد، بقیه صداها باید فروافتاده باشد. او سخنگوی خداست، او مؤذن خداست، او حرف صواب میزند، آن هم پیغمبر خداست. میفرماید جلو دست او حرکت نکنید، «لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ»[۱۱] صداهایتان را در مقابل او بالا نبرید، فقط صدای او باید در عالم شنیده بشود. او حرف حق میزند، او مؤذن الهی است، او منادی الهی است، اوست که کلام خدا در اختیارش است و متصل به سرچشمه وحی است. شما در مقابل او غض صوت داشته باشید و صدای خودتان را فرو بخوابانید. «لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ»، حق ندارید صداتون را بالاتر ببرید. ولی اجازه داده شده عدهای مقابل انبیاء سر و صدا میکنند، صدایشان را بالا میبرند، حرف میزنند، سر و صدا میکنند تا صدای انبیاء شنیده نشود.
همینطوری که ظاهراً عدهای این کار را روز عاشورا میکردند، وقتی سیدالشهداء شروع به موعظه کردند، لشکر عمرسعد همهمه میکردند، سر و صدا میکردند تا صدای حضرت شنیده نشود. عدهای در این عالم اینگونهاند، در مقابل این کلمه حق، ندای نبیاکرم و این دعوتی که میکنند، سر و صدا راه میاندازند، خودشان را هم با سواد میدانند و به اصطلاح مدعیاند، مثل این مستکبرین عالم. مقابل پیغمبر خدا سر برمیدارند، مقابل امیرالمؤمنین، مقابل سیدالشهداء، حرف میزنند. حضرت دعوتی دارند، آنها هم مقابل دعوت میگویند من هم یک راهی برای خودم دارم. امیرالمؤمنین به یک راهی دعوت میکنند، بنیامیه مقابل حضرت میایستند، سر و صدا میکنند. همه اینها برای این دنیاست، در این دنیا اجازه این کار داده شده، ولی این مسیر به یومالفصلی ختم میشود. آنجا صفها را جدا میکنند. دیگر اینطوری نیست که مؤمنین و منافقین با هم باشند، باز هم دست منافقین برسد، فتنه کنند، فساد کنند، اغوا کنند، فریب بدهند.
در این دنیا آنها میتوانند فریب بدهند، نقشه بکشند، طرح دارند، بجنگند، بزنند، ولی جدا میشوند، «إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتاً»، این یومالفصل هم قیامت است، هم در روایات ما تأویل به عصر ظهور شده است. یکی از ایامالفصل، روز جدایی، ظهور است که آنجا ندا میآید و از هم جدایشان میکند. هر کدام به یک وادی میروند. دیگر دست جبهه باطل به جبهه حق نمیرسد و میتوانند وسوسه کنند. روایت در غیبت نعمانی است؛ نمیتوانند ایذاء و اذیت کنند. در این دنیا اینگونه است، با هم آمیخته هستیم که این هم دلیلی دارد.
این سوره خیلی عجیب است، این مطلب را توضیح میدهد. این هم یک دلیلی دارد که در این عالم خدای متعال اینها را با هم آمیخته؛ مسیر امتحان است، در این امتحان صفها از همدیگر جدا میشوند. حالا کیفیت جدا شدنش هم اگر مجالی بود، خدمتتون عرض میکنم، ولی خدای متعال اینها را جدا میکند و نمیگذارد با هم بمانند. این آیه شریفه را سیدالشهداء علیهالسلام سحر عاشورا میخواندند؛ این آیه برای بعد از جنگ احد، در پایان آیات جنگ احد و در سوره مبارکه آلعمران آمده است. در جنگ احد مسلمانها هم آسیب زدند و هم ضربه سنگین خوردند و آسیب دیدند، با آن جمعیت کمشان ۷۰ شهید دادند، حمزه سیدالشهداء سلاماللهعلیه شهید شدند.
در پایان این جنگ خدای متعال هشداری به کفار میدهد: «مَا كَان اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ»[۱۲] خدای متعال مؤمنین را در همین وضعیت رها نمیکند که دست شما برسد و عربدهکشی کنید و حمله کنید و بزنید. این مسیر، مسیر جدا شدن و پیروزی حق است. اینطور نیست که همیشه به همین وضع تا آخر عالم بماند، نه، یومالفصلی هست که جدا میکنیم، «حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»، طیب و خبیث، پاک و ناپاک را خدا از هم جدا میکند. اینجا آمیختگی است، دست خبیثها به مؤمنین میرسد و ضربه میزنند. [البته] این هم برای رشد مؤمنین است، بستر امتحان مؤمن است. ابتلاء مؤمنین به کفار و منافقین، بستر رشد و پرورش آنهاست، ولی اینطور نمیماند و از هم جدا میشوند. این آیه را شب عاشورا سیدالشهداء میخواندند که سرباز لشکر دشمن هم که مراقب خیمههای حضرت بود، وقتی صدای حضرت را شنید، فهمید حضرت چه میخواهند بگویند. میخواهند بگویند فردا یومالفصل است.
این جدا شدن به آسانی نیست، عاشورا به پا میشود تا حق و باطل از هم جدا بشوند. معلوم میشود، حق کدام طرف است، باطل کدام طرف است و عدهای این طرف میآیند، عدهای آن طرف میروند. لذا عاشورا «یوم الاستبدال» است، عدهای جدا میشوند و آن طرف میروند، عدهای هم از آن طرف به این طرف میآیند؛ زهیر میآید، جناب حر میآیند، از این طرف هم بعضیها سستی میکنند، رها میکنند و میروند، سستی میکنند. این جدا شدن هم همراه با یک ابتلاهای عظیمی است. پس عنایت کنید، خدای متعال از یک خبر بزرگی صحبت میکند. خبر بزرگی است که در باب او گفتگو میشود، اختلاف میشود، ولی ما نظام عالم را بر مدار او آفریدیم. اگر خوب نظام عالم را ببینید، میفهمید که یک مسئلهای خیلی بزرگتر از این حرفهایی است که شما بر سر آن اختلاف میکنید.
عالم بر مدار خبر عظیم
خلقت این عالم بر مدار این خبر عظیم است که بر سر آن اختلاف میکنند. در مسیر این خبر عظیم، یومالفصلی هست که ادامه این خبر است. یک یومالقضایی است، قضاوتی میشود. در مدار این خبر عظیم صفها از هم جدا میشوند. این خبر کافری دارد که آن روز آرزو میکند «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَاباً» ای کاش اصلاً من وارد این عوالم نشده بودم تا بخواهم مخالفت کنم و در مقابل آن صفبندی کنم. قرآن میفرماید در این خبر عظیم اختلاف میکنید و در دو مرحله میفهمید نباید اختلاف میکردید. نباید بر سر او نزاع راه میانداختید و باید قبول میکردید. [آن دو مرحله] کجاست؟ «كَلَّا سَيَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ»؛ [مفسرین] گفتهاند یکی در زمان ورود به عالم برزخ و دیگری در قیامت است. شاید از خود این سوره استفاده بشود، آن دو مرحله یکی یومالفصل است، روزی که صفها از هم جدا میشوند، آنجا معلوم میشود که این خبر، خبر حقی بود. آنهایی که مقابلش ایستادند و صفبندی کردند، جدا میشوند و شکستشان واضح و آشکار میشود. یکی هم یومالقضاست، ادامه این نبأ عظیم یک قضا و داوری است. آن روز معلوم میشود که نباید اختلاف میکردید.
طرح سیدالشهدا تا یوم الفصل و آگاهی حضرت زینب از طرح الهی
آن جمله را از زینب کبری سلاماللهعلیها مکرر شنیدهاید، یک تتمیمی دارد که در مجلس ابن زیاد وقتی به حضرت عرض کرد «كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ»، همه چیز به ظاهر علامت پیروزی بنیامیه است. اهلبیت اسیر شدند، سر مطهر سیدالشهداء در مقابل ابنزیاد در تشت. گفتگوهایی کرد، در پایان گفت دیدی خدا با برادرت چه کرد؟ فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلاً»؛[۱۳] من در کار خدا جز زیبایی ندیدم. کار خدا سراسر زیبایی است. شما کارتان زشت است، جنایت کردید، ظلم کردید، بدترین کارها را انجام دادید، ولی کار خدا را با کار خودتان [خلط نکنید]. «هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ»، نکته اول این است که اینها عدهای بودند که با خدای متعال عهد شهادت بسته بودند، قراری داشتند که بیایند و عاشقانه همه چیزشان را در این راه بدهند. در راه دفاع از دین خدا و کلمه توحید و عزت دین خدا در عالم بایستند. اینها سر عهدشان آمدند، همه موانع را شکستند، همه [حجابها و] پردهها را دریدند و خودشان را به کربلا رساندند.
فردا که روز دوم محرم است، سیدالشهداء فاتحانه وارد کربلا شده است. بنیامیه همه [موانع را] درست کرده بودند اما سیدالشهداء طرحش را انجام داد، قراری با خدا داشته، محل آن هم کاملاً روشن بوده، خبرش را خدا به انبیاء گذشته داده، انبیاء را [در] این سرزمین کربلا آورده و به آنها خبر داده، اینجا یک اتفاقی میافتد، درستان را از امام حسین (ع) بگیرید. از حضرت ابراهیم خلیل تا حضرت نوح و حضرت آدم بشمارید، همه را بهگونهای با کربلا آشنا [کرده بود]. به وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم مکرر خبر آوردند که آقا این فرزندت [به] شهادت میرسد. امیرالمؤمنین (ع) در مسیر صفین اینجا رسیدند، دامن دامن اشک ریختند، خبر از شهادت دادند. قرارگاهی در اینجا بوده، جابهجا هم نمیشود، وگرنه حضرت جنگ را یک جای دیگری میکشاندند. خیلیها پیشنهاد میدهند بروید یمن، بروید کجا، اگر میخواهید بجنگید هم به این سمت نروید. حضرت گفتند قرارگاه ما اینجاست، ما با خدا یک قراری داریم. یک محلی است که خیلی موقف عظیمی است.
سیدالشهداء موانع را پشت سر گذاشتند و خودشان را رساندند. اصحابشان موانع را پشت سر گذاشتند، خودشان را به کربلا رساندند. حضرت فردا فاتحانه وارد کربلا میشود. امشب حضرت استراحت نکردند، تاختند تا به کربلا رسیدند. راه را که بستند، حضرت پرسیدند نام این سرزمین چیست، گفتند غاضریه، نینوا؛ نام دیگری هم دارد؟ گفتند کربلا. فرمود همینجا سرزمین ماست. یک مشت خاک را برداشتند، بوییدند و فرمودند وعدهگاه ما اینجاست، همینجا پیاده بشوید.
حضرت فرمود اینها عدهای بودند که خدای متعال با آنها قراری داشت و سر قرارشان آمدند، به قرارشان هم عمل کردند. این یک مسئله. مسئله دوم این است که اشتباه نکن، امامت سیدالشهداء که برای این محدوده نیست که شما خیال کنید سیدالشهداء شهید شدند و تمام شد. فرمود روزی میآید که خدای متعال شما را جمع میکند، «سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ». روزی میآید، «فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلجُ ذَلِكَ الْيَوْمِ»، ببین در آن روز چه کسی پیروز است. طرح خدا محدود نیست، این طرح ادامهدار است. یومالفصل دارد، یومالقضا دارد، ظهور دارد، قیامت دارد. اینطور نیست که یک طرح کوچک است. شما خیال میکنید در عاشورا تمام شد؟ تمام نشده است. اولاً اینها [که شهید شدند] چه ضرری کردند؟ اینها قراری با خدای خودشان بسته بودند، خودشان را به کربلا رساندند و به عاشقانهترین وجه به شهادت رسیدند. «مَصَارِعُ عُشَّاقٍ».[۱۴]
دوم اینکه این طرح، طرح کوچکی نیست و اینجا تمام نمیشود. خیال کردی تمام شد و احساس پیروزی میکنی؟ تازه اول راه است؛ «سَيَجْمَعُ الله بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ وَ تُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ»، با تو احتجاج میشود، مخاصمه میشود، «فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلجُ» ببین پیروز آن روز کیست؟ احساس پیروزی نکن. احساس شکست زودرس هم نباید کرد. در حالات زینب کبری سلاماللهعلیها اصلاً احساس افسردگی و شکست میکنید؟ سنگینترین مصیبتها بر او وارد شده، ۴۰ روز بار این مصیبت را کشیده تا به کربلا برگشته؛ یک جا احساس افسردگی، خستگی، زمینماندگی و شکست نمیبینید. این پاسخشان به ابنزیاد است. ظاهرش شکست مطلق است؛ حضرت میفرماید تو پیروز نیستی. عدهای عاشق به قرارگاهشان رسیدند، چه شکستی؟ چه کار سرشان آوردی؟ آنها را رساندی، پروازشان دادی، کار دیگری کردی؟! خدای متعال طرح تو را منحل کرد، به پیروزی امام حسین (ع) ختم شد. شما میتوانستید کنار امام حسین (ع) باشید [کار نحوی دیگری ادامه پیدا میکرد]، مقابل ایستادید، باز هم حضرت به مقصد و هدفش رسید. شما که [از یاری حضرت] ایستادید که حضرت از هدفش بازنماند، یاران حضرت به هدفشان رسیدند.
دوم اینکه این طرح را کوچک نبین. آدمی که طرح را کوچک میبیند، زود احساس افسردگی میکند. امام حسین علیهالسلام قصاصی دارند، خونخواهی دارند. قصاص حضرت طول کشید تا زمان مختار. چند سال طول کشید تا مختار آمد و قتله را گرفت و یکی یکی مجازات [کرد]؟ ولی خونخواهی حضرت که هنوز مانده، خونخواهی حضرت ظهور است. خونخواهی حضرت واقع نمیشود، مگر اینکه کل جبهه باطل بساطش باید جمع بشود. تا ریشه دستگاه شیطان کنده نشود، خونخواهی حضرت نشده است. شیطانی که ۶ هزار سال عبادت داشته، «لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ»،[۱۵] که ما نمیدانیم یعنی چه آن ۶ هزار سال. فکر میکنید یعنی ۶ هزار سال ما! شیطانی که اینقدر قوا دارد، این همه امکانات دارد، به اندازه هر فرزندی که به حضرت آدم دادند، دو تا به او دادند. در صدور ما وسوسه میکند، اجازه وسوسه به او دادهاند. این شیطان با طرح بزرگش که مقابل همه انبیاء طرح رو میکرده، مقابل این نبأ عظیم او هم یک سر و صدایی میکرده، یک خبری درست میکرده. این شیطان با همه عظمتش، ریشهاش کنده میشود. این «یوم الانتقام» است، روز خونخواهی این است.
این طرح، طرح بزرگی است. اگر انسان بزرگی این طرح را ندید، به تعبیر روایات ما دچار استعجال میشود. زمان دارد، اَمد دارد، سر موقع خودش واقع خواهد شد. انشاءالله آیاتی را خدمتتان تقدیم میکنم. همه آن کسانی هم که با امام زمان راه میروند، جزو شهدای رکاب حضرتند. اگر درست راه بروند، ولو در دوره غربت باشد، ولو در بسترشان از دنیا بروند. روایات متعددی داریم. شما یک جا احساس شکست میبینید؟ در یک نقلی دارد، بزرگِ این کسانی که کاروان اسرا را به سمت شام میبردند، به یزید گزارش میداد، همهاش گزارش پیروزی داد: اینطور زدیم، اینطور کشتیم، اینطور اسیر کردیم. گفت پس چرا اینقدر نگرانی؟ افسردهای؟ گفت از دست این کاروان؛ چقدر اینها بزرگند! ما هرچه تلاش کردیم، یک آخ نگفتند، یک آه نگفتند. یک کلمهای بگویند که احساس ضعف در آن باشد.
این ناشی از همین است، که وقتی انسان این طرح بزرگ خدا را میبیند، هیچوقت احساس شکست نمیکند. در گودی قتلگاه، در آن حالت سخت، به امام سجاد (ع) عرضه میدارد: پسر برادرم، شما خیلی بهتر میدانید، اوضاع اینطور نمیماند. این شهدا دفن میشوند، اینجا زیارتگاه میشود، مختلفالانبیاء میشود، هر شب جمعه صد و بیست و چهار هزار پیغمبر میآیند، ملائکه میآیند. چنین آدمی هیچوقت احساس شکست نمیکند. در مجلس یزید، آنجایی که اهلبیت را برده به یک طناب بسته ـ مجلس عجیبی بوده ـ و تحقیر میخواهد بکند. حضرت شروع میکنند خطبه خواندن، میگویند: «أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ»؛[۱۶] این عادلانه است؟ تو برده بودی، پدرت، جدت، در فتح مکه مشرک بودید، کافر بودید، حقتان بود برده بشوید، آزادتان کردند، حضرت مجازاتتان نکردند. «أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ»؛ نه فقط همسرانت را که کنیزهای خودت را هم پشت پرده بردی، بعد نوامیس رسول خدا را با نامحرمها مسافرت بردی، آوردی در مجلس نشاندی! بعد فرمود: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ» «فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا»؛[۱۷] هرچه تلاش داری انجام بده. تو که نمیتوانی نام ما را در عالم از بین ببری. [آن ایستادگیها] برای همین است، برای دیدن بزرگی و عظمت طرح است. عالم بر اساس این طرح آفریده شده است.
این طرح حیات الدنیا دارد، در عالم ارض اجازه دادند بایستی، حرف بزنی، سر و صدا بلند کنی، مقابل آن طرح، طرح ارائه کنی، بگویی ما هم حرف داریم. فراعنه این کار را کردند، مستکبرین مقابل انبیاء طرح آوردند. هر پیغمبری دشمنی داشته، به انبیاء وحی میشده، آنها هم به خودشان الهاماتی میکردند: «وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»؛[۱۸] ما مقابل هر پیغمبری، دشمنی از شیاطین انس و جن گذاشتیم. انبیاء وحی الهی را میگرفتند، طرح خدا را عمل میکردند، اینها هم بین خودشان حرفهای پر زرق و برق و خوشظاهر میزدند. ببینید مکاتب مادی امروز را، چه سر و صداهایی دارند! الحمد لله حالا تشتشان دارد از بام میافتد، معلوم میشود که پشت دموکراسی و این [حرفهای ظاهر فریب] یک نظام اپستینی است. یک مشت جنایتکارند که دارند به اسم آزادی و حقوق بشر حکومت میکنند. در اثر مقاومت جبهه حق، این پردهها بالا میرود و این سلطنت عریان میشود، وگرنه اینها خیلی برای خودشان [حرف داشتند]؛ «زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا»، حرفهای ظاهر فریب.
این طرف هم طرفدارانی پیدا میکند. قرآن میفرماید: چه کسانی به حرف آنها گوش میدهند؟ «وَ لِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ»؛[۱۹] آنهایی که طرح خدا را کوچک میبینند. آنهایی که این نبأ عظیم را نمیبینند، این خبر بزرگ را نمیبینند، عالم را محدود به چهل سال و پنجاه سال میبینند، دنبال این حرفهای ظاهر فریب میروند، با همه وجودشان اصغاء میکنند، میچشند، گوش میدهند، میپسندند. [آنها] آدمهای کوچک [هستند]، آدمهایی که ایمان به آخرت ندارند، آدمهایی که عظمت طرح را نمیبینند، میایستند، سر و صدا راه میاندازند، طرح درمیاندازند. ولی همه این طرحها جمع میشود، طرحها ماندنی نیست. تعابیر قرآن عجیب است. سر و صدا راه انداختن و تسائل و گفتگو و بعد مقابل این خبر ایستادن و حرف زدن، همه اینها برای این دنیاست و این [دنیا] یومالفصل دارد، یومالقضا دارد.
عظمت طرح و نبأ الهی با امر ولایت و ظهور
آن روز آن کسی که کافر به این طرح و به این نبأ است، آرزو میکند، ای کاش اصلاً من وارد این عوالم [نشده بودم]، «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا». این آیات [به افراد] تطبیق شده، نبأ عظیم در روایات خاصه و عامه، به امیرالمؤمنین [تطبیق شده]، روایات صحیح السند در کافی و در بصائر است که نبأ عظیم یعنی امیرالمؤمنین، یعنی ولایت ائمه. در بعضی روایات نبأ عظیم در سوره «ص» تطبیق به طرح امام زمان و ظهور امام زمان شده است.
«قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ».[۲۰] میفرماید اینقدر این طرح بزرگ است، اینقدر امر ظهور با عظمت است که اهل یقین به شک میافتند. روایت در معانی الاخبار است، در غیبت نعمانی است، اهل یقین به شک میافتند. غیبت امام زمان و ظهور حضرت یک خبر بسیار بزرگی است. اینقدر بزرگ است که کمکم پای اهل یقین هم سست میشود، در دل امتحانها شک میکنند. «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ». میفرماید این نبأ عظیم امام زمان و ظهور حضرت است. اینقدر این واقعه بزرگ است که کمکم اهل یقین سست میشود و از از این طرح پا پس میکشند.
این نبأ عظیم، این خبر عظیم، یعنی طرح ربوبیت خدای متعال، امر الهی که در این عالم میخواهد جاری بشود. یک سؤالی میکنم، مثلاً یکی از اخبار خیلی مهم که بخواهیم یکجا به آن نگاه کنیم، بعد از این ۴۰۰-۵۰۰ سال، این تمدنی است که در غرب شکل گرفته و برای خودش مبنای فلسفی دارد، علم دارد، دانشگاه دارد، مکتب علمی دارد. ساختارهای جهانی را ساخته، جنگ درست کرده، صلح درست کرده، سبک زندگی درست کرده. این واقعاً یک واقعه عظیمی است، یک خبر عظیمی است؛ اما از منظر قرآن این نبأ عظیم نیست، با همه دامنهاش، این دستگاه سرپرستی شیطان و استکبار، نبأ عظیم نیست. نبأ عظیم یعنی امیرالمؤمنین (ع)، یعنی ولایت امیرالمؤمنین؛ خدا عالم را بر این مدار آفریده است. نگاه کنید به این عالم، «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا»؛ این عالم را برای شیطنتها درست نکردند. نظم شب و روز عالم، خلقت این عالم ارض برای یک کار دیگری است.
چشمتان را باز کنید، میبینید یک خبر بزرگتری است. اگر این را دیدید، همه ساکت میشوند. اگر ندیدید که بحث خلافت امیرالمؤمنین یک امر با عظمتی است، بنیامیه هم سر برمیدارند میگویند ما هم هستیم. طلحه و زبیر هم سر برمیدارند میگویند شما یکی، ما هم یکی. این برای این است که بزرگی این امر را نمیفهمند. اگر آدم عظمت امر را فهمید، پیداست کنار میکشد. اگر طرح الهی را دید و دید این طرح الهی بر محور امیرالمؤمنین (ع) در عالم میچرخد، توحید وقتی میخواهد نازل بشود، دین الهی وقتی میخواهد نازل بشود، در هر دورهای این طرح بزرگ خدای متعال، امامی دارد که او پرچمدار این نبأ است، او صاحب این نبأ است، ولایت او نبأ مهم است. هرچه هم جلو میروی، این خبر پیچیدهتر میشود، امتحانها سختتر میشود. هر مرحله امامی میآید، این طرح بزرگ، این نبأ عظیم، در عالم جاری میشود. بر سر آن اختلاف میشود، امتحان سخت میشود، عدهای جا میمانند.
الآن هم که در عهد امام زمان ارواحنا فداه [هستیم]، آن نبأ عظیم دارد واقع میشود. طرح امام زمان دارد در عالم جاری میشود، این خبر الهی دارد جاری میشود و بر سر آن اختلاف میشود. عدهای پا پس میکشند، عدهای شک میکنند، عدهای انکار میکنند. به عکس، عدهای از آن طرف میآیند و مؤمنِ به این طرح میشوند. روز امتحان دارد، روز تمحیص و خالصسازی دارد، روز استبدال دارد، عدهای جابهجا میشوند. عدهای از طرف امام حسین (ع) به آن طرف میروند، عدهای از طرف ابنزیاد این طرف میآیند. چنین اتفاقهایی میافتد.
ظهور امام زمان مرتبهای از تحقق قیامت
انشاءالله مقداری این را محضرتان تقدیم میکنم. از نظر قرآن طرح امام زمان، طرح امامت، یک طرح بزرگی است. در بابش گفتگو میشود، اختلاف میشود. چه کسی باید بیاید و مثلاً این دین خدا را در عالم اقامه کند؟ شانه زیر بار میدهند، ادعا میکنند، طرح میآورند، میگویند خودمان مینشینیم با هم معین میکنیم که چه کسی این کار را بکند. ولی وقتی روز یومالفصل میآید، روز قضاوت میآید، همینهایی که شیطنت میکردند، حرف میزدند، آنجا همه ساکتند، اجازه حرف زدن ندارند. اینجا به آنها اجازه داده مکتب به پا کنند، دستگاه به پا کنند، مقابل طرح خدا حرف بزنند، سر و صدا کنند. آرامآرام این نبأ عظیم به روزهای اصلی خودش میرسد، به روز ظهور میرسد که مرتبهای از قیامت است. به رجعت میرسد، به قیامت میرسد، به یومالقضا و داوری میرسد.
آنوقت معلوم میشود که این امر خیلی بزرگتر از این حرفها بوده که بحث حکومت سال ۶۱ کوفه و شام در آن باشد که ابن زیاد بگوید من هم هستم، یزید بگوید من هم هستم! بحث حکومت سال ۳۸ هجری نیست که امیرالمؤمنین هست، یکی هم بگوید من هم در شام هستم، این حرفها نیست. وقتی صحنه را کوچک میکنیم، خیال میکنیم یک دنیایی است و میخواهیم یک بازی درست کنیم. به تعبیر یزید لعنتاللهعلیه، وقتی سر مطهر سیدالشهداء (ع) را جلویش دید: «لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا خَبَرٌ جَاءَ وَلا وَحْيٌ نَزَلَ»؛ یک مُلکی بوده که بنیهاشم با آن بازی کردند. حالا گوی آمده دست ما، توپ توی زمین ماست، با آن بازی میکنیم. اگر اینطور به آن نگاه کنی، یزید هم میگوید من هم هستم و بر سر آن اختلاف میشود. او هم مقابل سیدالشهداء یک طرح دارد. معاویه هم مقابل امیرالمؤمنین (ع) یک طرح دارد؛ با فکر و فرهنگ خودش، اسلام را در روم و امثال اروپا جلو برده که این اتفاق افتاده است. اگر میفهمیدند مسئله چقدر بزرگ است که اصلاً سمتش نمیرفتند و همه تسلیم میشدند. همینطور که در صحنه قیامت همه ساکتند، همه ساکت میشدند.
امیرالمؤمنین در مقابل وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و دعوت ایشان غض صوت دارند، «الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ».[۲۱] فرمود آنهایی که صدایشان را مقابل دعوت این پیامبر فرو میخوابانند، «أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى»؛ خدای متعال قلب آنها را برای ایمان امتحان کرده. مؤمن هستند. گفتند مصداق این آیه کیست؟ حضرت فرمودند: «خَاصِفُ النَّعْل»،[۲۲] بیرون آمدند و دیدند این امیرالمؤمنینی که وقتی میآمد در میدان یک سمتشان جبرئیل بود، یک سمت میکائیل؛ در لیلة المبیت آنها بالا سر و پایین پای حضرت ایستادند، این امیرالمؤمنین، نشسته کفش نبیاکرم را وصله میکند. آدم وقتی فهمید چه خبر است، اینطوری میشود. اگر فهمیدی چقدر حادثه بزرگ است، مقابل امیرالمؤمنین دیگر نمیآیی طرح بگذاری؛ طلحه و زبیر بگویند من هستم، بنیامیه بگویند ما هستیم.
طرح امام زمان یک چنین طرحی است. اگر کسی عظمت طرح امام زمان را نفهمد، در فراز و فرودهای این طرح، امتحانهای این طرح، نمیتواند دوام بیاورد، عقبنشینی میکند، پا پس میکشد. اگر فهمید، میداند این طرح خیلی طرح بزرگی است. این طرح، عاشورا دارد، روز عاشورای این طرح هم افسرده نمیشود. ائمه، ما را اینطوری بار آوردند، اهلبیت ما را اینطور بار آوردند. ما ابتلایی بالاتر از عاشورا نداریم، امام حق را زیر سم اسبها لگدمال کردند؛ لازم نبود این کار را بکنند، میخواستند تحقیر کنند. میبینید این مردک فاسد هر روز یک حرفی میزند، میخواهد تحقیر کند. با اینکه ضربه خورده، شکست خورده، دست برنمیدارد. بنیامیه احساس پیروزی که کردند، میخواستند تحقیر کنند. اینکه سر مطهر را میآورد، اسرا را میآورد، این چه کاری است؟! سر به نیزه زدند، سر را در تشت میگذارد، جسارت میکند، با خیزران میزند، این فقط میخواهد تحقیر کند. [ابتلایی] از این بزرگتر ما داریم؟ ولی شیعه احساس افسردگی نمیکند. عزاداری میکند، ولی احساس عزت میکند، احساس غرور میکند، احساس فتح و پیروزی میکند.
ما الآن در چنین وضعیتی هستیم. قائد ما را شهید کردند، خیلی مسئله بزرگی است. قصاصش یک چیز، و خونخواهی ایشان این است که انشاءالله بساط کل آمریکا و اسرائیل از عالم باید جمع بشود. ولی این طرح، طرح بزرگی است، ما باید احساس پیروزی کنیم، بایستیم، مقاومت کنیم تا این طرح به نتیجه برسد. با حوصله، با دقت، با قاطعیت، با قدرت، حتماً هم پیروزیم، در این شکی نیست؛ وعده خداست، «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا».[۲۳] خدای متعال وعده داده، «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»،[۲۴] «إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛[۲۵] خدای متعال که شکست نمیخورد. ماجرای امام زمان از نظر قرآن اینطوری است، یک نبأ عظیم است، یک خبر عظیم است، یک حادثه بزرگ است. حالا انشاءالله خدای متعال توفیق بدهد، ما بتوانیم در این مسیر بایستیم و استقامت کنیم.
پاورقیها
. سوره ص، آیات ۶۷-۶۸.
. سوره نبأ، آیات ۱ـ۵.
. سوره نبأ، آیه۶.
. سوره نبأ، آیه۶ـ۷.
. سوره نبأ، آیه۸ـ۱۰.
. سوره نبأ، آیه۱۷.
. سوره نبأ، آیه۳۱.
. « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًا»؛ سوره نبأ، آیه۳۸.
. سوره نبأ، آیه۳۹.
. «اِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا»؛ سوره نبأ، آیه۴۰.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون»؛ سوره حجرات، آیه۲.
. «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيم»؛ سوره آل عمران، آیه۱۷۹.
. «فَقَالَ ابْنُ زِيَادٍ كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ فَقَالَتْ مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ يَكُونُ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ هَبَلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ مَرْجَانَةَ»؛ اللهوف على قتلى الطفوف، ص۱۶۰.
. «رُوِيَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ مَرَّ عَلِيٌّ بِكَرْبَلَاءَ فَقَالَ لَمَّا مَرَّ بِهِ أَصْحَابُهُ وَ قَدْ اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ يَبْكِي وَ يَقُولُ هَذَا مُنَاخُ رِكَابِهِمْ وَ هَذَا مُلْقَى رِحَالِهِمْ هَاهُنَا مُرَاقُ دِمَائِهِمْ طُوبَى لَكِ مِنْ تُرْبَةٍ عَلَيْهَا تُرَاقُ دِمَاءُ الْأَحِبَّةِ وَ قَالَ الْبَاقِرُ ع خَرَجَ عَلِيٌّ يَسِيرُ بِالنَّاسِ حَتَّى إِذَا كَانَ بِكَرْبَلَاءَ عَلَى مِيلَيْنِ أَوْ مِيلٍ تَقَدَّمَ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ حَتَّى طَافَ بِمَكَانٍ يُقَالُ لَهَا الْمقدفان فَقَالَ قُتِلَ فِيهَا مِائَتَا نَبِيٍّ وَ مِائَتَا سِبْطٍ كُلُّهُمْ شُهَدَاءُ وَ مُنَاخُ رِكَابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لَا يَسْبِقُهُمْ مَنْ كَانَ قَبْلَهُمْ وَ لَا يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُم»؛ بحار الأنوار، ج۴۱، ص۲۹۵.
. «وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِد»؛ نهج البلاغة، ص۲۸۷.
. «أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ ص سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَد»؛ اللهوف على قتلى الطفوف، ص۱۸۲.
. «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا وَ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْكَ عَارَهَا»؛ اللهوف على قتلى الطفوف، ص۱۸۵.
. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُون»؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.
. «وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون»؛ سوره انعام، آیه۱۱۳.
. سوره ص، آیه۶۷ـ۶۸.
. «إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيم»؛ سوره حجرات، آیه۳.
. كشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۱، ص۳۳۵.
. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهاد»؛ سوره غافر، آیه۵۱.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم»؛ سوره محمد، آیه۷.
. «الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيز»؛ سوره حج، آیه۴۰.