تحلیل جبهه دشمن و لزوم توکل به خدا و آمادگی در معاهدهها
متن زیر سخنرانی آیتالله سید محمدمهدی میرباقری در دهه آخر صفر (جلسه سوم) در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ است که در هیئت ثارالله قم برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. توصیف دشمنان و جبهه کفر
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ * الَّذينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ».[۱] خدای متعال بعد از داستان بدر و پیروزیهایی که با امداد الهی برای مؤمنین حاصل شد، آنها را برای صحنههای بعد مهیا میکند. این درگیری تا ظهور امتداد دارد، «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ».[۲] [خدای متعال] اینها را [برای ادامه راه] مهیا میکند و میفرماید ملاقاتهایی برای شما پیش میآید. در این ملاقاتها، ثبات قدم و ذکر کثیر داشته باشید، بر محور حضرت منسجم و متحد باشید، از امر اطاعت کنید و پایداری کنید تا این نصرت ادامه پیدا کند.
[سپس] از دشمن توصیفی میکند و میفرماید: شما مثل دشمن نشوید که برای قدرتنمایی و رسیدن به لذات و شهوات، وارد میدان جنگ میشوند. [آنها] به قدرت خودشان معجب هستند و کارهای زشت خودشان را زیبا میبینند؛ شما اینگونه نباشید. اگر در این مسیر به امکانات و قدرت رسیدید، مواظب باشید که این اتفاق برای شما نیفتد. مثل آل فرعون نباشید که به آیات کفر میورزند و آیات را تکذیب میکنند. [وقتی آنها کفر ورزیدند و تکذیب کردند،] ما هم با آنها مواجه کردیم، «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ»[۳] و «فَأَهْلَكْناهُمْ»؛[۴] [اگر شما هم مثل اینها باشید،] گرفتار خواهید شد.
این توضیحی که خدای متعال [در رابطه با اینکه] چگونه در ملاقاتها با دشمن مواجه شوید میفرماید، [برای این است که] درگیریهای اسلام، برای قدرت نمایی، شهوترانی و اعجاب به قدرت نیست؛ این درگیریها برای اهداف بلند است، دنبال آن اهداف باشید.
[سپس] میفرماید در این مواجهها، طبیعی است که با آنها به قراردادهایی میرسید، ولی اول طرف قرارداد خود را بشناسید. میفرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ»؛ بدترین جنبندهها در محضر خدا، «عِنْدَ اللَّهِ»، [اینها هستند. البته] این توضیح دارد که مقام عندالله یعنی چه؟ «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»؛ بدترین جنبندهها در نزد خدا آنهایی هستند که نسبت به آیات خدا کفر ورزیدند و ایمان هم نخواهند آورد.
دستگاه محاسبه ما با دستگاه محاسبه خدای متعال، متفاوت است. خیلی وقتها ما کفار را آدمهای موفقی میبینیم و [از آنها] تعریف میکنیم که چنین و چنان هستند، [اما] خدای متعال میفرماید در نگاه من، اینها بدترین جنبندهها هستند؛ [حتی] از مار و عقرب و گرگ و گراز هم بدتر هستند. بدترین جنبندهها در عالم، کسانی هستند که به آیات خدا کفر ورزیدند، به خدا مؤمن نیستند و ایمان نمیآورند. کسانی که با شما مواجه هستند، چنین انسانهایی هستند. طرف خودتان را بشناسید. فریب این ظاهر تزیین شدهای که دارند را نخورید، اینها از منظر الهی بدترین جنبندههای عالم هستند.
[حال] اینها چه کسانی هستند؟ «الَّذينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ»؛ با آنها معاهده که میبندید، «ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في كُلِّ مَرَّةٍ»؛ هر بار قرار میبندند، دوباره به هم میزنند. شما الان قرارهای بینالمللی که اینها بستهاند را ببینید. بعد از جنگ جهانی دوم، نهادهای بینالمللی را برای سلطه خودشان درست کردند، [با این حال] قراردادهایی که بر اساس این نهادها بستهاند را چندین بار نقض کردهاند. مرتب نقض میکنند و تعهدی به قرار ندارند؛ حتی قرارهایی که خودشان پایه آن را گذاشتهاند.
یکی از سیاستمدارهای آمریکا بعد از مواجهه اخیر آمریکا با جبهه مقاومت و ایران، گفته بود باید صلح را بپذیرید. [این، صلح] بر مبنای قدرت است؛ یعنی [ما] قدرت داریم و بر شما تحمیل میکنیم. [با این کار،] خودتان تمام نهادهایی را که برای کنترل جهان ایجاد کردهاید را نابود کردید. بعد جنگ جهانی دوم، نهادهایی را درست کردید تا اعمال قدرت کنید؛ حداقل این نهادها را زیر پا نگذارید. همه نهادهایی مثل سازمان انرژی اتمی و امثال آن را زیر پا میگذارند.
[خدای متعال] میفرماید آنها در محضر خدا، بدترین جنبندههای عالم هستند. به ظاهرشان نگاه نکنید که ادکلن میزنند و لباس شیک میپوشند، «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ»؛ اینهایی که مقابل شما هستند، بدترین جنبندههای عالماند؛ از مار و مور بدتر هستند. کدام ماری اینگونه نیش میزند؟ اینها از آنطرف عالم میآیند و با یک بمب شیمیایی، چند هزار آدم را یک دفعه نابود میکنند. مار و عقرب چه زمانی اینگونه هستند؟ گرگ و گراز چه زمانی اینگونه درندگی دارند؟ این کاری که اینها در جهان انجام میدهند، [نمونه ندارد.] اینها بدترین جنبندهها در محضر خدا هستند.
[بنابراین باید] دستگاه محاسباتی خود را با خدا تنظیم کنیم. [میفرماید] شما در ادامه برخوردها، به قراردادهایی میرسید، اما بدانید که طرف قرارداد، «شَرَّ الدَّوَابِّ» است؛ اینها تعهدی به قرارهای خود ندارند. اینها کسانی هستند که آیات خدا را تکذیب میکنند. [اینگونه نیست] که بگویید ما قرار بستیم و قرار فلانی و قول فلانی [تضمین شده است؛ آیا] اینها که با خدا کنار نمیآیند، پای قول شما میایستند؟ دشمنتان را بشناسید. در مواجهها، به قرار میرسید، ولی بدانید [که دشمن شما،] «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» [است.]
کسی که به خدا کفر میورزد و به خدا مؤمن نیست، پایگاهی برای عهدهای او وجود ندارد. «الَّذينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في كُلِّ مَرَّةٍ»؛ قرار میبندد که به هم بزند. ببینید که در همین حوادث اخیر، چند مرتبه آتشبسهایی که خودشان منعقد کردهاند را به هم میزنند. [اینها] پایگاهی برای تعهد به قرار ندارند. بدانید که طرف شما اینگونه است؛ خیال نکنید که آدمهای متعهدی هستند.
بعد میفرماید: «وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ»؛ هیچ تقوایی ندارند. گاهی آدم تقوای الهی دارد و گاهی تقوای الهی ندارد ولی به امور [دنیوی] پایبند هست؛ در حالی که آنها به هیچ امری پایبند نیست. «وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ»؛ [اینها] از هیچ کاری ابا ندارند. جبهه مقابل شما این است. این معرفی قرآن است. میفرماید اینهایی که کافر هستند و ایمان نمیآورند، [اینهایی که] به خدا کفر میورزند و آیات را تکذیب میکنند، پایگاهی برای قرارشان نیست، هیچ تقوایی ندارند و به هیچ چیزی متعهد نیستند.
آدمی که به خدا متعهد نباشد، به هیچ چیزی متعهد نیست. این اخلاق انسانی که غرب امروز میگوید حرف بیپایهای است؛ شاهدش هم این است که هیچ وقت عمل نمیشود. پایگاه اخلاق، توحید است. اگر انسان به خدا متعهد نباشد، به هیچ عهدی متعهد نخواهد بود. قرآن میفرماید اینهایی که ایمان نمیآورند و کفر میورزند، شر الدواب هستند و به هیچ قراری متعهد نیستند. با آنها قرار ببندید، ولی بدانید که متعهد نیستند؛ قرار میبندند و زیر قرار بزنند.
۲. راهکارهای مواجهه با نقض عهد و خیانت دشمن
۲ـ۱. لزوم مقابله قاطعانه با نقضکنندگان عهد
[سپس میفرماید:] «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛[۵] اگر اینهایی که اینگونه با شما قرار میبندند، قرار را به هم زدند، زمانی که دست شما به آنها رسید و به چنگ شما افتادند، رهایشان نکنید. کأنه همیشه اینگونه نیست که اینهایی که زیر قرار میزنند، آتشبس و عهدها را نقض میکنند، [کسانی که] معاهدات بینالمللی را که خودشان در محیط زیست و غیر آن بنا گذاشتهاند پشت سر هم نقض میکنند، در چنگ شما باشند؛ اگر به چنگ شما افتادند، بهگونهای با آنها مواجهه کنید که «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ»، پشتسریهای آنها را تشرید کنید.
این را به چند شکل معنا کردهاند که همه آنها درست است. یک معنا این است که بهگونهای با آنها برخورد کنید که مایه عبرت دیگران بشود؛ اگر در چنگ شما افتادند، بهگونهای با آنها برخورد کنید که پشتسریها عبرت بگیرند و دنبال این نباشند که قرارها را نقض کنند و از نقض قرار بترسند. اینها تقوا ندارند و حدود الهی را ملاحظه نمیکنند، فقط باید خائف باشند. [وقتی اینها] قرارها را نقض بکنند، این نقض قرار، به درگیری کشیده میشود. [حال] اگر در این درگیری در چنگ شما افتادند، آنها را رها نکنید، «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ»؛ بهگونهای با اینها مواجه کنید که مایه عبرت دیگران بشود. «شردت به» یعنی بهگونهای زدم و مقابله کردم که دیگران عبرت گرفتند و ترسیدند.
یک معنای دیگر «شرد»، یعنی تجمعشان را به هم بزنید. «تشرید»، یعنی پراکنده کردن. اینهایی که به شما حمله میکنند، نقض عهد میکنند، عقبهای دارند و یک انسجام پشت سرشان هست. کسی که دارد در خط مقدم میجنگد، یک تجمع و قراردادهایی پشت سر او هست؛ یک عده با هم متحد شدهاند و با شما درگیر میشوند. بهگونهای آن عده را که دست شما در صف مقدم به آنها رسید بزنید که اتحاد آنها را به هم بزنید.
گاهی وقتی شما مقاومت میکنید، اجماع آنها به هم میخورد. اینها اهل قرار نیستند. اینها «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ» هستند؛ اینها از مور و ملخ و مار و عقرب بدتر هستند؛ از گراز و خوک بدترند و هیچ حرمتی ندارند. هیچ حرمتی هم برای خودشان و عهد خودشان قائل نیستند و به هیچی متعهد [نیستند.] کسی که پروایی از خدای متعال ندارد، به هیچ چیزی متعهد نیست.
[علی ای حال] این نقض عهدها، به درگیری میرسد و اینها در درگیری، در چنگ شما میافتند. با آن کسی که در خط مقدم در چنگ شما افتاد، بهگونهای برخورد کنید که آن اجماع پشت سر را بشکنید و آن تجمع پشت سر را پراکنده کنید. نگذارید که منسجم باشند؛ انسجامشان را به هم بریزید و بهگونهای بزنید که دیگران عبرت بگیرند.
کأنه [عبارت] «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ»، یعنی [اینها] همیشه به چنگ شما نمیآیند. [اینها] نقض عهد میکنند و راحت هم نجات پیدا میکنند، ولی اگر جایی در قدرت شما گرفتار شدند و به چنگ شما آمدند، بهگونهای برخورد کنید که انسجام پشت سر آنها به هم بریزید؛ بهگونهای برخورد کنید که دیگران عبرت بگیرند.
۲ـ۲. برخورد متقابل و متوازن در صورت بیم خیانت
بعد میفرماید: «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً»؛[۶] اگر از این قومهایی که قوم کافر هستند و با آنها عهد بستهاید، خوف خیانت پیدا کردید، چگونه برخورد کنید؟ اگر نقض عهد کردند، جایی که اینها به چنگ شما آمدند، «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ». [اما اگر] نقض عهد نکرده، [ولی] «تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً»، خوف خیانت دارید، [باید به شکل دیگری برخورد کنید.]
خوف خیانت زمانی پیدا میشود که امارات نقض عهد پیدا بشود. قرار بسته، آتشبس را قبول کرده، [ولی] تحرکاتی میکند که پیداست میخواهد از قرارداد خارج بشود. [گاهی شما] خوف خیانت پیدا میکنید و قرائن و اماراتی پیدا میشود که اینها درصدد به هم زدن قرارهایشان هستند. حالا چه کار کنیم؟ میفرماید: «فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ»؛ به همان اندازه که آنها اقدام میکنند، شما هم قرارهایشان را به هم بزنید. اگر او دارد تحرک میکند و برای برخورد آماده میشود، شما نگویید اگر برخورد کردی میزنم؛ شما هم اقدامات پیشدستانه را شروع کنید تا او بترسد.
همین کاری که الحمدالله نیروهای مسلح ما دارند میکنند. [اگر] آنها تحرک میکنند، شما هم تحرک کنید. اگر از اینکه منابع مادی آنها را در خطر بیندازید میترسند، آبراههای جهان را ناامن کنید؛ [حداقل] بسترش را آماده کنید. [زمانی که] نگران خیانت آنها هستید و اماراتی بود که اینها دارند خودشان را برای برخورد بعدی آماده میکنند، نگذارید برخورد کنند، بعد پاسخ بدهید؛ شما هم برابر با آنها، برخورد کنید و قرار را برابر به هم بزنید. [اگر] او پیشدستانه تحرک میکند، شما هم پیشدستانه تحرک کنید؛ [اگر] تجمع میکنند، شما هم تجمع کنید؛ [اگر] محیط را ناامن میکنند، شما هم بستر ناامنی را آماده کنید و بگویید همه چیز آماده است.
[پس] صبر نکنید که وقتی آنها خیانت کردند، پاسخ بدهید. همین که خوف خیانت و امارات خیانت و قرائنی پیدا شد که [آنها] دارند عهد را به هم میزند، شما هم اقدامات پیشدستانه را شروع کنید که او هم احساس کند شما ممکن است [او را] پیشدستانه بزنید و پیشدستانه از امکاناتتان استفاده کنید. منتظر نمایند که آنها بزنند و بعد پاسخ بدهید؛ چون [کسی] که بعد میزند معمولاً دست ضعیفتر را دارد. با آنها به همین کیفیت مقابله کنید.
«إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ»؛ خدا خائنین را دوست ندارد. رابطه آنها با خدای متعال، رابطه محبت نیست و از دایره محبت بیرون هستند. [وقتی که] دیدید میخواهند خیانت کنند، [بدانید که] دیگر از دایره احترام الهی بیرون شدهاند.
خدای متعال بعد از همین سوره انفال، در سوره مبارکه توبه که اجازه برائت و تبری جستن و درگیری میدهد میفرماید: «إِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكينَ»،[۷] آنهایی که با آنها قراری داشتید، «ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً»، با دشمن همکاری نکردند و دارند به پیمان عمل میکنند، «فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ»، شما هم تا پایان عهد، به عهد وفادار باشید. [وقتی] قرار بستید، زیر قرار نزنید؛ چرا؟ «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ»؛ خدای متعال متقین را دوست دارد. متقین وقتی قرار میبندند، برای قرار احترام قائل هستند و حدود را رعایت میکنند. شما هم [وقتی که] قرار بستید، پای قرار بایستید و تا [وقتی که] آنها نقض نکردهاند و با دشمن همکاری نکردهاند، به قرار احترام [بگذارید،] «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ». [حال] اینطرف میفرماید اگر بوی خیانت شنیدید و خوف خیانت پیدا شد، [اگر] اماراتی آمد که اینها میخواهند خیانت کنند و قرار را به هم بزنند، اقدام پیشدستانه کنید، «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ».
قرآن میفرماید اینها اهل تقوا نیستند و هیچ حدودی، حتی [حدود] قرار برای خودشان محترم نیست. [فقط تا زمانی که] قدرت باشد، ملاحظه میکنند؛ چون به هیچ چیزی متعهد نیستند. کسی که روی نعمتهای الهی پا میگذارد، به آیات کفر میورزد و آیات را تکذیب میکند، چه قرار محترمانهای میتواند با شما بگذارد؟ «وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ»؛ اینها خائنن هستند. ولی «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ»؛ شما خائن نباشید. اگر قراری بستید، آنها قرار را به هم نزدند، پای قرار ایستادند و با دشمن شما هم همکاری نکردند، شما قرار را تا پایان قرار محترم بدانید. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ»؛ این تقوایی است که خدا دوست میدارد. ولی اگر آنها خیانت بکنند، اینکه من در قبال خیانت خویشتنداری بکنم که تقوا نیست. شاید اصلاً قرآن میخواهد همین را بفرماید. [اگر در این حالت خویشتنداری کردید،] شما هم خائن میشوید. اگر شما در مقابل خیانت آنها بیتفاوت بشوید، شما هم جزو آنها میشوید و «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ».
بنابراین دستوری که خدای متعال میدهد، [این است که] در ملاقاتهای بعدی که به قرارهایی میرسید، بدانید که طرف مقابل شما، به هیچ قراری متعهد نیست. اینها «شَرَّ الدَّوَابِّ» و «لا يَتَّقُونَ» هستند و هیچ پروایی از هیچ چیزی ندارند. اگر دستتان به اینها رسید، [اگر] این نقض عهدها به درگیری کشید و اینها در چنگتان افتادند، «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ»؛ رهایشان نکنید و کاری [کنید] که اتفاق و وحدت پشت سر آنها را به هم بریزد، برای پشت سریها عبرت درست کنید. اگر هم خوف خیانت بود، برابر برخورد کنید.
۲ـ۳. توهم قدرت دشمن
بعد میفرماید: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ»؛[۸] آنهایی که کفر میورزند و درگیر میشوند، [آنهایی که] ما بهشان امکانات دادیم و با این امکانات با جبهه مؤمنین درگیر میشوند، دچار خطای در محاسبه نشوند؛ خیال نکنند که بر خدا پیشی گرفتهاند، قدرت پیدا کردهاند، طرح خدا را زمین گیر کردهاند و طرح آنها دارد در عالم محقق میشود. «إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ»؛ شما که نمیتوانید خدا را ناتوان کنید و بر خدا غلبه پیدا کنید. دچار خطای در محاسبه نشوید. [ما] به شما اجازه و امکانات میدهیم [که شما] قدرت پیدا میکنید و نقض عهد و خیانت میکنید. گمانتان این نشود که شما پیروز شدهاید؛ اینها که پیروزی نیست.
۳. فرمان «اعداد قوت» و اهداف آن
خدای متعال در آیه بعد دستور میدهد: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ»؛[۹] هرچه از امکانات و تجهیزات نظامی که برای شما ممکن است، [فراهم کنید. تجهیزات نظامی] آن زمان، رباط الخیل، مرکبها و اسبهای راهوار برای جنگ بوده. [میفرماید] هر چه میتوانید از «قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ»، مهیا کنید. پیداست که این قوه، فقط ساز و برگ نظامی نیست، شاید قدرت نرم و قدرتهای دیگری هم باشد. هر قدرت ممکنی را در مقابل آنها فراهم کنید.
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ»؛ چرا؟ «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»؛ به واسطه این اعداد و قدرت، کاری کنید که دشمن به رعب و رهبت بیفتد؛ دشمن خدا و دشمن شما، از امکانات و قدرت شما بترسد.
البته خدای متعال میفرماید که به این امکانات تکیه نکنید، به امکانات معجب نشوید. پیروزی شما با امکانات نیست؛ پیروزی، با سنن الهی است، «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ».[۱۰] داستان بدر، همین است. نوع انبیاء، با دشمن در موازنه نبودند و خدا آنها را پیروز میکرد. به حسب ظاهر حضرت موسی (ع)، در موازنه با فرعون نبود؛ حضرت ابراهیم (ع) در موازنه با نمرود نبود؛ حضرت نوح (ع) با کفار قومش در موازنه نبود، [ولی] خدای متعال پیروزشان کرد. پیروزی با سنن الهی جلو میرود، «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ».[۱۱] [در آيات ابتدایی سوره انفال هم] خواندیم که خدای متعال میفرماید ما شما را با ملائکه کمک کردیم، ولی نصرت از ناحیه خداست. «وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ»؛ نصرت از ناحیه خدا نازل میشود. سنتهایی هم دارد که اگر شما به سنتهای الهی متعهد بودید، نصرت میآید و پیروز میشوید. [پس] به این امکانات تکیه نکنید.
مسلمانها در یک مورد ـ جنگ حنین ـ امکانات برتر و دست برتر را داشتند، «يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرينَ»؛[۱۲] [با این حال] به دشمن پشت کردید و فرار کردید. «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ»؛[۱۳] در مرحله بعد، آرامش بر مؤمنین و رسول نازل شد و پیروزی حاصل شد.
[پس] ما نباید به امکانات خود، معجب باشیم. البته باید بدانیم که امکاناتی که با قصد قربت و برای اعداد و قوت در مقابل کفار حاصل میشود، غیر از امکاناتی است که برای درگیری با جبهه ایمان درست میشود. این امکانات محترم است، اما در عین اینکه محترم و مقدس است، شما به آن اعتماد نکنید، به خدا اعتماد کنید؛ ولی امکانات را فراهم کنید، چون نگاه دشمن، به امکانات شماست.
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ». شما خیلی دشمنهای دیگری هم دارید که آن دشمنها را نمیشناسید و نمیبینید. [اما] وقتی که اعداد قوت کردید، آنها هم پا پس میکشند و دچار رهبت میشوند؛ با خیال راحت، به سوی شما دست دراز نمیکنند، تعدی، زیادهروی و ظلم نمیکنند. بهگونهای امکانات فراهم کنید که «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ»؛ خیلی از دشمنها دیگر هم هستند که شما اینها را نمیشناسید ـ دشمنهای پنهان هم دارید ـ بهگونهای اعداد قوت کنید که آنها هم به رهبت بیفتند.
ـ مقایسه انفاق فی سبیل الله و هزینهکرد کفار
بعد میفرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ». پیداست که اعداد قدرت، تهیه زاد، توشه جنگی و فراهم کردن امکانات، انفاق میخواهد؛ جامعه باید انفاق کند، باید خرج کند. میفرماید امکاناتی که شما برای اعداد و قوت خرج میکنید و هزینهای که میدهید، جایی نمیرود و تلف نمیشود، «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ»؛ کاملاً به شما برمیگردد و هیچ کم و کسری نخواهد داشت.
امکاناتی که برای اعداد قوت، در راه خدا خرج و انفاق میکنید، [امکاناتی که] برای اینکه جبهه مؤمنین تقویت بشود [خرج میکنید،] اتلاف هزینه نیست. خدای متعال در همین سوره در آیه۳۶ میفرماید: [وقتی که] کفار اموال خود را خرج میکنند، خدای متعال نمیگذارد به نتیجه برسد. آنها هم خرج میکنند، انفاق میکنند، ولی «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ».[۱۴]
شما فی سبیل الله انفاق میکنید و میخواهید اعداد قدرت کنید تا راه بندگی خدا در عالم باز بشود و مسیر توحید در عالم گشوده بشود. شما که دنبال اشر و بطر و غلبه نیستید؛ دنبال خوشگذرانی و عیاشی و به رخ کشیدن قدرت به ملتها نیستید. اگر شما وارد میدان جنگ میشوید، برای راه گشودن راه توحید در عالم است. شما با انفاق کردن، امکاناتی فراهم میکنید تا دشمن دچار رهبت بشود و عقبنشینی کند؛ [کاری میکنید که دیگر] راحت دست ظلم و تعدی به شما دراز نکند. این انفاق فی سبیل الله است؛ این انفاق تلف نمیشود، «يُوَفَّ إِلَيْكُمْ»؛ به شما برمیگردد.
کفار هم انفاق میکنند، «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ»؛ چرا؟ «لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ». هزینهای که اینها الان در عالم برای این شیطنتهای خود میکنند، خیلی از هزینهای که ما برای دفاع از جبهه [حق] میکنیم، بیشتر است؛ اصلاً قابل مقایسه نیست. آنها برای بستن راه انفاق میکنند. «فَسَيُنْفِقُونَها»؛ این [انفاق،] امتداد خواهد داشت و بهزودی، پشت سر هم انفاق خواهند کرد، «فَسَيُنْفِقُونَها»؛ آنها مستمراً پول خرج میکنند و هزینه میکنند تا راه خدا را ببندند تا دعوت انبیاء شنیده نشود تا کلمه حقی که در عالم گفته میشود و صدای حقی که بلند شده، خاموش بشود. [اینها به این هدف،] پشت سر هم امکانات خرج میکنند و انفاق میکنند.
احسان نراقی، یک جامعهشناس غیر مسلمان است، طرفدار نظام هم نیست. او تقریباً ۲۲ سال قبل، در ۲۵ سالگی انقلاب، مقالهای نوشته بود که هزینهای که غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی در طول این ۲۵ سال کرده، بیش از هزینهای است که در ۴۰ سال جنگ سرد، علیه بلوک شرق، [یعنی] شوروی و اتباعش کرده. الان هم که از ۲۲ سال قبل، هزینهها بیحساب افزایش پیدا کرده. [خودشان اخیراً] گفتند هفت تریلیون دلار در همین منطقه خرج کردیم. غرضشان چه بوده؟ غرضشان ضربه زدن به جبهه مقاومت بوده [است؛] با صدای بلند هم گفتند.
بنابراین آنها هم انفاق میکنند، منتها انفاق میکنند تا راه خدا بسته بشود و کلمه حق و ندای حق در عالم شنیده نشود. خودشان هم مکرر این را میگویند؛ میگویند آن رقیب حقیقی و بدیل ما، انقلاب اسلامی است و رقبای دیگر مثل چین و روسیه، دارند درون چهارچوبهای فکری ما بازی میکنند؛ به قول خودشان درون پارادایم ما بازی میکنند. آن چیزی که یک چهارچوب فکری جدید به عالم ارائه میکند و برای ما خطر است، انقلاب اسلامی است. برای همین مفصل هم هزینه کردند.
«فَسَيُنْفِقُونَها»؛ [پس] آنها هم امکاناتشان را خرج میکنند؛ ولی «ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ»؛ این هزینه کردن، برای آنها حسرت است و بعد هم شکست میخورند. [وقتی] که مؤمن هزینه میکند، اصلاً حسرت نمیخورد. وقتی انسان امکانات خود را به خدا میدهد و با خدا داد و ستد میکند، از انفاق خودش لذت میبرد و غصه نمیخورد که پول را خرج خدا کرده است.
در روایت نقل شده که محبت امام خواصی دارد: ۱۰ خاصیت در دنیا و ۱۰ خاصیت در آخرت. یکی از خواص مهم محبت امام در دنیا این است که محب به سخاوت میرسد و امکانات خود را سخاوتمندانه این در راه و آن مقصد عالی که دارد، خرج میکند. [دیگر] نگران نیست و غصه نمیخورد. این امکانات هم تلف نمیشود و کاملاً برمیگردد. این امکانات به نتیجه میرسد. هر ریالی که در جبهه ایمان خرج میشود، به نتیجه میرسد؛ [حتی اگر] یک نفس در این راه زده شده [باشد،] به نتیجه میرسد و تلف نمیشود. خدای متعال اجازه نمیدهد که امکاناتی که در راه او خرج میشود، تلف بشود.
[این امکانات خرج شده،] هم به خود شخص برمیگردد، هم به جبهه مؤمنین و هم ظهور در پیروزی حق پیدا میکند. هیچ کدام از امکاناتی که در طول تاریخ برای پیروزی جبهه مؤمنین خرج شده، تلف نشده و همه به خشتهای یک بنای عظیم تبدیل شده که این بنای عظیم بهتدریج محقق میشود.
ولی دستگاه شیطان جمع میشود. «ثُمَّ يُغْلَبُونَ»؛ هم شکست میخورند و هم از اینکه امکاناتشان را تلف کردند، حسرت میخورند. یکی از تفاوتهای انفاق در راه خدا با انفاق برای صد عن السبیل، این است که آنجا با شکست پایانی مواجه میشود ولی اینجا با پیروزی مواجه میشود؛ آنجا انفاق موجب حسرت است، ولی اینجا موجب حسرت نیست. انسان با رغبت خرج میکند، امکانات تلف نمیشود و دوباره به انسان برمیگردد. درست است که اگر شما بخواهید اعداد قوه بکنید و ساز و برگ تهیه کنید، باید هزینه کنید؛ ولی بدانید که این هزینه کردن به ضرر شما نیست.
[سپس میفرماید:] «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»؛ هیچ ظلمی به شما نمیشود. خیال نکنید [که وقتی] شما امکاناتی را در عالم خرج میکنید، تلف میشود. در سوره حدید [خداوند] میفرماید به این پیامبر ایمان بیاورید؛ [در راه او] انفاق و قتال کنید؛ جزء کسانی باشید که قبل از فتح و قبل از ظهور میآیند، آمدنتان را به تأخیر نیندازید. امکانات خود را در دوران هدنه و دوران غربت امام و دولت الفاسقین خرج امام کنید؛ از این به قرض الحسن تعبیر شده و [میفرماید:] «صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَةِ».[۱۵] سپس برکات این کار را توضیح میدهد.
اول انسان را به عالم قیامت میبرد و میفرماید: «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ»؛[۱۶] آنهایی که کنار امام ایستاده بودند، در صحنه قیامت هم به امام پیوند میخورند و با نور امام راه میروند. آنهایی که با امام راه نرفتند، در تاریکی هستند. سپس دوباره به عالم دنیا برمیگردد و میفرماید خیال نکنید که کار در اینجا تمام میشود؛ «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها».[۱۷] وعده عصر ظهور را میدهد. [میفرماید] زمین دوباره زنده میشود و ثمرات کار شما، به احیاء ارض و به تحقق کلمه ایمان منتهی خواهد شد. بعد میفرماید اینگونه نیست که آنهایی که شهید شدند یا شهید هم نشدند، [ولی] امکاناتشان را خرج کردند و [قبل از] دوران ظهور از دنیا رفتند و دوره ظهور را ندیدند، امکاناتشان تلف بشود. در مکاتب مادی به آدم میگویند بیا خرج کن، ممکن است کشته بشوی یا اموالت از دست برود؛ بعدیها میآیند پیروز میشوند؛ خب چه چیزی گیر من میآید؟ هیچ؛ [فقط] یک نام در تاریخ [از تو] میماند. اما [خدای متعال] میفرماید آنهایی که امکاناتشان را در دوره قبل از فتح و قبل از پیروزی اسلام خرج میکنند، [آنهایی که] مال، آبرو و جان میگذارند، حتی اگر در بستر بمیرند، شهید هستند.
[پس] آنهایی که امکاناتشان را در طرح الهی و در کنار این پیامبر خرج میکنند، مثل کسانی که امکاناتشان را در دستگاه دشمن و برای صد عن السبیل و بستن راه خدا خرج میکند، نیستند. آن امکانات تلف میشود، «ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً»، برایشان حسرت میشود، «ثُمَّ يُغْلَبُونَ». هم شکست میخورند و هم امکاناتشان تلف میشود. اما امکاناتی که [شما] اینطرف خرج میکنید، هم در قیامت ظاهر میشود و هم در ظهور.
حضرت فرمود آن کسی که در دوره غربت [امام] و در دوره دولت الفاسقین، دولت بنیامیه، بنیعباس و امپراتورهای امروز عالم، کنار امام ایستاده و از دنیا رفته، مثل شهید در میدان قتال است. کسی که در این دوره کنار ولی خدا میایستد و امکاناتش را خرج میکند و از دنیا میرود، [حتی اگر] در میدان قتال هم کشته نشود و در بستر بمیرد هم شهید است. روایت متعددی ذیل این آیات داریم. اینگونه نیست که آنهایی که دارند امکاناتشان را در راه خدا خرج میکنند و روز پیروزی را نمیبینند، تلف شده باشند؛ هرچه برای شهدا هست، برای آنها هم هست. غیر از اینکه رجعت و قیامت هم هست.
بنابراین هر دو انفاق میکنند؛ [اما] تفاوت این است که آنها انفاق میکنند و امکاناتشان را میآورند، «فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ»؛ شکست و حسرت میخورند؛ هم تحسر است و هم شکست. چون به امکانات تعلق دارد و امکانات برای او اصل است؛ [لذا وقتی که] امکانات را خرج میکند، حسرت میخورد و چیزی هم جایگزین آن نمیشود، «ثُمَّ يُغْلَبُونَ». ولی امکاناتی که اینطرف خرج میکنید، تلف نمیشود.
بنابراین معاهداتی [در میان] است؛ طرف [مقابل هم] اهل تعهد به قرار نیست. [پس] آنجایی که قرار را به هم میزنند و وارد میدان درگیری میشوند، اگر به چنگ شما آمدند، با آنها برخورد کنید. [اگر هم] خوف به هم زدن قرار بود، با آنها برخورد برابر کنید و شما هم تحرک کنید. بروید امکانات را آماده کنید و مهیا بشوید تا دشمن بترسد. وقتی ترسید، ممکن است در مقابل حق، تواضع کند. این [تهیه کردن امکانات،] هزینه میخواهد. [اما بدانید که] این هزینهها، جایی نمیرود.
اینهایی که میگفتند ما خلع سلاح را میپذیریم و آن چیزی را که خرج قدرت نظامی میکنیم، خرج ساخت اقتصاد میکنیم و اقتصاد علمی درست میکنیم، از همین نکته غافل هستند. دشمن به هیچ قراری متعهد نیست و فقط از قدرت حساب میبرد. شما [باید] امکانات فراهم کنید تا آنها به رهبت برسند.
امکاناتی که در سبیل الله خرج میشود، تلف نمیشود. این تجهیز نظامی در مقابل دشمن، اعداد قدرت است و [لذا] این انفاق، تلف نمیشود. خرج کردن شما مثل آنها نیست که «فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ». امکاناتی که [شما] خرج میکنید، محفوظ میماند.
۴. موضعگیری قاطعانه در مقابل تعدی کفار پس از صلح
یکی از برکات اعداد قدرت، ایجاد قوه و امکانات ساز و برگ در مقابل دشمن، «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»[۱۸] است. اگر شما امکانات خود را آوردید و اعداد قوه کردید، همینهایی که به هیچ چیزی متعهد نبودند و همه قرارها را زیر پا میگذاشتند، [در مقابل شما تواضع میکنند؛ همینهایی که] «وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ» [هستند و] هیچ مرزی را رعایت نمیکنند و هیچ تعهدی ندارند، [همینهایی که] نه به حدود الهی متعهد هستند و نه به قرارهای خودشان، ممکن است تواضع کنند. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ»؛ [اینکه] بال گشودند و در مقابل حق تسلیم شدند، نتیجه اعداد قدرت است. حالا اگر قرار دیگری ببندید، با قرار قبلی فرق میکند؛ اینجا دست برتر دارید و قرارداد میبندید.
[پس آنها] هیچ تعهدی ندارند. اگر تعهدهایشان را به هم زدند، «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ». [اگر هم] تحرک کردند، تحرک کن؛ «فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ». ولی امکانات فراهم کنید. امکانات، انفاق میخواهد؛ [بدانید که این] انفاق، تلف نمیشود و به شما ظلم نمیشود. حال اگر اعداد قدرت کردید، ممکن است آنها تسلیم حق بشوند. اگر تسلیم حق شدند، «فَاجْنَحْ لَها»؛ شما هم [قرارداد ببند. اگر] حق و عدالت را میپذیرند، قرارداد ببند.
[سپس میفرماید:] «وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ وقتی هم قرارداد میبندی، به قراردادت اعتماد نکن. نه در میدان جنگ به امکانات تکیه کن و نه آنجایی که اعداد قدرت کردی، دشمن مجبور شد که در مقابل حق خضوع کند و با شما قرارداد متوازن ببندد، به این قرارداد تکیه کن. «وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»؛ اوست که میشنود، علیم است، به احوال شما آگاه است و مراقب شماست.
آنجایی که دشمن در مقابل قدرت شما متواضعانه تسلیم میشود و قرارداد متوازن و عادلانه میبندد، باز هم متعهد نیست. آنجایی هم که از قدرت شما خائف هستند، باز هم در صدد خدعه هستند و میخواهد دوباره خدعه کند و قرار را به هم بزنند. نقش دشمن اینگونه است و به چیزی متعهد نیست، «وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ».
[پس وقتی هم که] قدرت پیدا کردید، پای قرار عادلانه نشستید و آنها تسلیم شدند، به خدا توکل کنید و اعتمادتان به قرار نباشد. ما قراردادی [مثل] برجام بستیم و سپس خیالمان راحت شد؛ اصلاً این حرفها نیست. [حتی] آنجایی که بر اثر غلبه و اظهار قدرت، در مقابل حق تواضع کردند هم به قرارداد تکیه نکنید، چه رسد به قراردادهایی که مبتنی بر توازن نیست. [در جنگ هم] به قدرتتان تکیه نکنید، [بلکه] به خدا توکل کنید.
«وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ»؛[۱۹] ممکن است اینها باز هم بخواهد خیانت کنند. آنجا که از قدرت شما [ترسیدهاند،] باز هم از خیانت پنهانی دست برنمیدارند. به خدا توکل کن و «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ»؛ اینجا دیگر خدا برای شما کفایت میکند و هیچ امکانات دیگری لازم نیست. شما [فقط] اعداد قدرت کنید و دشمن را تسلیم حق کنید. ممکن است دشمن زیر بار این قرار هم نرود؛ [اگر زیر بار نرفت،] دیگر خدا پشتیبان شماست و خدا کفایت میکند.
در آیات بعد هم صحبت از امکاناتی است که خدا به جبهه مؤمنین میدهد. خدای متعال به وجود مقدس نبیاکرم (ص) امکاناتی داده [است.] امکانات اصلی، این اعداد قدرتی که گفتیم نیست؛ امکان [اصلی] حضرت، چیز دیگری است که إنشاءلله [آنها را] خدمت شما تقدیم میکنم.
پاورقیها
۳
. «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَديدُ الْعِقابِ»؛ سوره انفال، آیه۵۲.
۴
. «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمينَ»؛ سوره انفال، آیه۵۴.
۶
. «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ»؛ سوره انفال، آیه۵۸.
۷
. «إِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ»؛ سوره توبه، آیه۴.
۹
. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»؛ سوره انفال، آیه۶۰.
۱۰
. «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ»؛ سوره بقره، آیه۲۴۹.
۱۱
. «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ»؛ سوره انفال، آیه۱۰.
۱۲
. «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ في مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرينَ»؛ سوره توبه، آیه۲۵.
۱۳
. «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ»؛ سوره توبه، آیه۲۶.
۱۴
. «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ»؛ سوره انفال، آیه۳۶.
۱۵
. «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِی فِي قَوْلِهِ تَعَالَی «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ» قَالَ صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَةِ»؛ کافی، ج۸، ص۳۰۲.
۱۶
. «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»؛ سوره حدید، آیه۱۲.
۱۷
. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»؛ سوره حدید، آیه۱۷.
۱۹
. «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ»؛ سوره انفال، آیه۶۲.