همراهی با طرح خدا و قواعد نزول نصرت الهی
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب چهارم محرم الحرام در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ است که در هیئت ثارالله قم برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. سنت قطعی نصرت الهی برای جبهه حق
«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ».[۱] [زمانی که] انبیاء الهی دعوت خودشان را آغاز کردند و انذارهای بزرگ خودشان را [دادند،] یک عده استقبال کردند و [عده دیگری] بغی و استکبار. [لذا] در تاریخ یک درگیری بین انبیاء که به توحید دعوت میکنند و جبهه مقابل که زیر بار این امر نمیروند و به شرک و نفاق روی میآورند، شکل گرفته است.
یک طرف این درگیری مستمری که وجود دارد، خدای متعال با جبهه انبیاء و اولیاء الله قرار دارد. خدای متعال این جبهه را جبهه حق میداند. نزاع ایشان بر سر ربوبیت حضرت حق است [و خدای متعال هم] این نزاع را نزاع حق میداند. انبیاء طرح ربوبیت خدا را قبول دارند و او را رب العالمین میدانند؛ معتقدند که طرح او باید در حیات انسان جاری بشود. جبهه مقابل [این را] قبول ندارد. [خدای متعال] در این نزاع، طرف جبهه انبیاء و با جبهه حق است.
منتها این همراهی، سنتهایی دارد. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ»؛[۲] «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ».[۳] خدای متعال طرف آنهایی است که پای طرح او میایستند، آنهایی که دامن خود را جمع میکنند و در عالم درست راه میروند و آنهایی که کار و طرح خدا را بهزیبایی جلو میبرند. اینها از سنتهایی است که اشاره کرده بودم.
بهخاطر اینکه خدا با ماست، پیروزی قطعی است. یعنی جبههای که خدا با اوست، [پیروز است.] البته این همراهی سننی دارد؛ اگر بایستیم، با تقوا در عالم حرکت کنیم، از طرح خدا تخلف نکنیم و از انبیاء تخلف نکنیم، خدا با ما خواهد بود. این معیت، معیت خاصه است و همراه با نصرت است. خدای متعال این جبهه را نصرت میکند. تعبیر این است: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا»؛ ما فرستادههای خودمان را که با طرحی آمدهاند، «وَ الَّذينَ آمَنُوا»، و آنهایی را که به این انبیاء ایمان آوردند، نصرت میکنیم. «فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»؛ در حیات الدنیا [هم آنها را نصرت میکنیم؛] این نصرت فقط مربوط به عالم آخرت نیست. «وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ»؛ در قیامت هم نصرت الهی با جبهه انبیاء است.
نصرت یعنی تقویت کردن در مقابل دشمن. اگر شما جبههای را در مقابل دشمن تقویت کنید، او را نصرت کردهاید. در [معنای] قوت، [وجود جبهه] مقابل و دشمنی نیست، ولی در نصرت، این معنا وجود دارد؛ نصرت یعنی تقویت کردن یک جبهه در مقابل دشمن. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ». نصرت، وعده خدا و از سنتهای الهی است.
[اما] این نصرت قواعدی دارد. [فرمود:] «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ».[۴] این [نصرت] به انبیاء و مؤمنین تعلق میگیرد؛ به کسانی تعلق میگیرد که خدا و دین او را نصرت میکنند؛ «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»؛ [اگر خدا را نصرت کنید، خدا] به شما ثبات قدم میدهد. «وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ».[۵] مکرر آمده است که خدای متعال شما را یاری میکند. خدای متعال، خدای قوی و عزیز است. او قدرتمند است؛ [یعنی] اینگونه نیست که وقتی یاری میکند، قدرتی بتواند در مقابل او بایستد. او عزیز و نفوذناپذیر است؛ [یعنی] کسی نمیتواند رأی خودش را به او تحمیل کند. [بنابراین او] بر اساس رأی و اراده خودش عمل میکند؛ «إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ».
[پس] این نصرت، از سنتهای قطعی است، [ولی] قواعد و اشکال مختلفی دارد. قرآن در موارد مختلف از نصرت خدا صحبت میکند و این نصرت [در هر مورد،] شکلی پیدا میکند. در سوره مبارکه انفال، وقتی نصرت الهی نسبت به مؤمنین را در جنگ بدر توضیح میدهد، میفرماید: «إِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفينَ»؛[۶] شما استغاثه کردید، به خدا پناه بردید و به خودتان تکیه نکردید، [خدا هم شما را نصرت کرد.] این سنت نصرت است. وقتی دست خود را به سوی حضرت حق دراز کردید، «إِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ»، از پروردگار خود استغاثه کردید، «فَاسْتَجابَ لَكُمْ»، او شما را اجابت کرد و بعد شما را با ملائکه امداد کرد. این یک نوع نصرت است. شرطش هم این است که شما استغاثه به رب داشته باشید. کسی که به خودش تکیه میکند و معجب است، نصرت نمیشود.
[سپس فرمود:] «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ».[۷] وقتی که ما این ملائکه را میفرستیم، بشارتی برای آرامش قلب شما به شما میدهیم. ولی «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ»؛ حقیقت نصرت از ناحیه خداست؛ اینها همه واسطهاند. به تعبیر دیگر اینها همه هیچکارهاند؛ خدای متعال [است که] نصرت میکند. اما خدای متعال در قالب ملائکه نصرت میکند.
[سپس میفرماید:] «إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ».[۸] نصرت یعنی در آن شب سخت و پراضطراب که دشمن با اینکه جمعیت و امکانات بیشتری داشته، ولی چشم روی هم نگذاشته، خدای متعال خواب را بر مؤمنین مسلط کرد. [اینها به] یک خواب آرام رفتند. برای مؤمن امنیت الهی نازل میشود؛ «إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ». الان هم این دشمن با همه قوا آمده، [ولی] مؤمنین واقعاً آراماند. این نصرت خداست.
«وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ»؛ خدا آبی را از آسمان میفرستد و شما را تطهیر میکند. این باران، به بارانی که در شب بدر آمده تطبیق شده است، ولی یک معنای گستردهتر هم دارد. خدای متعال کسانی را که در راه او میایستند، تطهیر میکند و حقیقتی از عالم بالا بر وجود ایشان نازل میشود. [این حقیقت،] حقیقت ولایت حضرت حق و ولایت اولیاء معصوم است که اینها را مطهر میکند. کسانی که پای حرف خدا میایستند، خدای متعال آنها را تعلقاتی که دارند آزاد میکند؛ اینها از گناهان و آلودگیهایی که داشتند مطهر میشوند. این نصرت خداست. خدای متعال کسانی را که پای عهد خود میایستند، تطهیر میکند؛ «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً».
در روایت این [آب] به ولایت امیرالمؤمنین (ع) تطبیق شده است. فرمود سماء، مقام رفیع وجود مقدس نبیاکرم (ص) است که اسلام را با خودش آورده. اگر بایستید، حقیقتی از آن مقام نازل میشود. آن حقیقت، ولایت امیرالمؤمنین (ع) است؛ این تأویل آیه است.
«وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ»؛ خدای متعال آلودگیهایی را که شیطان در شما ایجاد کرده تا شما را زمینگیر و کُند کند، [رفع کرد. اینها] آلودگیهای شیطان است. [شیطان سعی میکند که] در این مسیر برای شما کسالت عارض بشود، [ولی] خدا اینها را رفع میکند. «وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ»؛ قلوب شما را با سرچشمهای مرتبط میکند و [آنها را] محکم میکند. گویا قلب شما را محکم اخذ میکند. «وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ»؛ قدمهای شما را ثابت میکند. اینها انواع نصرت خداست.
«إِذْ يُوحي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ»؛[۹] خدای متعال به ملائکه وحی میکند که من با شما هستم؛ نگران نباشید و به میدان بروید. «فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا»؛ به مؤمنین ثبات قدم بدهید. یعنی قوای ملائکه در اختیار مؤمنین است و در آنها ثبات قدم، آرامش و استقامت ایجاد میکند. این هم نصرت خداست. «سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ»؛ در قلوب کفار هم رعب القا میکنم. اینها میشوند نصرتهای الهی. پس نصرتهای الهی که بر جبهه مؤمنین نازل میشود، چهرههای مختلفی دارد و یکی از چهرههای مهم آن که در قرآن مکرر آمده، همین آرامش و سکینه است. [خدای متعال ایشان را] در سختترین صحنهها آرام میکند.
خدای متعال در سوره مبارکه فتح که از فتوحاتی که در راه حضرت است بحث میکند میفرماید: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً».[۱۰] خدای متعال در این میدان درگیری که فتح را نازل میکند، سکینهای را به قلوب مؤمنین نازل میکند. نتیجه آن سکینه چیست؟ «لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِمْ». ایمان قبلی بود؛ [سپس] ایستادند؛ [سپس] ما هم ایمان ایشان را افزون کردیم. در روایات داریم که سکینه مقامی از ایمان است. [پس مؤمنین ابتدا] با منزلتی از ایمان وارد میدانی میشوند که یک صحنه سنگین و زلزلهگاه است [و سپس به ایمان ایشان با نزول سکینه افزوده میشود.]
خدا در صحنه جنگ احزاب میفرماید: «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»؛[۱۱] خدای متعال با ابتلایی که ایجاد میکند، یک زلزال شدید در وجود مؤمن [ایجاد میکند. در پی آن زلزله،] آن سازههای سست میریزند و بناهای مستحکم [درون او] باقی میماند. آدم نمیتواند با این سازههای سست راه خدا را برود. در این زلزالها، آن ایمان قبلی کفایت نمیکند. [لذا] خدای متعال یک منزلت دیگری از ایمان به خدا و ولایت امیرالمؤمنین (ع) را بر قلب مؤمن نازل میکند. نتیجه این نور، ثبات قدم و آرامش است.
در صحنه سخت قیامت که همه مضطرباند، آنهایی که با خودشان حسنه آوردهاند، «مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ»؛[۱۲] از آن فزع سخت قیامت در امان هستند. همه در اضطراباند، [ولی] اینها آراماند.
این حسنه چیست؟ در کافی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: «الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ».[۱۳] کسی که امامش را شناخته و به او تعلق دارد، در صحنه قیامت هم در آرامش است. این همان سکینه و ایمان است. کسی که با امام میایستد و در جبهه حق استقامت میکند، [در قیامت آرام خواهد بود.] محیط ولایت امام، محیط امن و آرامش است.
اینها انواع امدادهای الهی است که حالا خدای متعال مفصل در قرآن از آن بحث کرده. این سنت الهی است که خدای متعال با جبهه مؤمنین و انبیاء است؛ بیطرف نیست؛ فقط ناظر و قاضی نیست، بلکه در متن حادثه، کنار این جبهه است. این معیت، نصرت میآورد. البته [نصرت خدا] قواعدی هم دارد؛ «إِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ»، توکل، صبر و استقامت میخواهد.
این نصرت به اشکال مختلفی نازل میشود؛ حتی گاهی در قالب همین امکانات مادی نازل میشود. به ما میگویند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»؛[۱۴] شما امکانات و قوای نرم و سخت را بهگونهای آماده کنید که دشمن را به رعب بیندازد. ممکن است این خودش از ابزار نصرت الهی باشد. بنابراین نصرت اشکال مختلفی دارد. منافاتی هم ندارد که نصرت الهی مشروط به این باشد که ما تکالیفی را انجام بدهیم، اعداد قوه کنیم و دشمن را به نقطه رعب برسانیم. [ممکن است] امداد و نصرت الهی [بعد از همه اینها] برسد.
۲. توجه به پشت صحنه و لایههای غیبی و عبور از ظواهر
[نکته مهم این است که] این نصرتها، معمولاً یک غیب و پشت صحنه دارند و یک ظاهر. آدم وقتی ظاهر صحنه را میبیند، ممکن است نفهمد که دارد چه اتفاقی میافتد. معمولاً اینگونه است. خدای متعال قوم بنیاسرائیل را [چگونه] نصرت میکند؟ حضرت موسی کلیم (ع) پشت دریا ایستاده بودند و [خدا] دستور داد دریا را بشکافید. دریا هم باز شد و اینها رفتند.
[حال] هر کس نخواهد بفهمد، میتواند نفهمد و توجیه کند. کما اینکه الان هم یک عده این صحنه تاریخی را توجیه میکنند و غیب عالم را قبول ندارند؛ همه را توجیه مادی میکنند. این خیلی واضح است که نصرت خداست و [شرایط] در نقطهای [قرار گرفته که] خدای متعال اجازه میدهد. اما قرآن وقتی میخواهد این صحنهها را بگوید، غیب صحنه و حوادث پشت صحنه را هم میگوید.
خدای متعال ذیل داستان حضرت نوح (ع) و داستان حضرت یوسف (ع) میفرماید: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ»؛[۱۵] اینها خبرهای غیبی است که من دارم به شما میگویم. معنای خبر غیبی، فقط این نیست که شما چند هزار سال قبل نبودید و من حالا دارم برای شما نقل میکنم. [خود] واقعه حضرت نوح یک ظاهر دارد و یک غیب.
یک مورخ نمیتواند پشت صحنه آن واقعه را بگوید. مورخ میگوید سیل آمد و قومی غرق شدند و یک عده در کشتی بودند و نجات پیدا کردند. اما قبل از آن چه گذشت؟ حضرت نوح (ع) چه عهدی با خدا داشت؟ [ایشان] نهصد سال پای این عهد ایستاد و دعوت کرد، [ولی] اجابت نکردند. [سپس] رفت و برگشت کرد تا کار به جایی رسید که نفرین کرد. [سپس] خدا فرمود حالا برو کشتی بساز. کسی این پشت صحنهها را نمیداند. یک مورخ چه میداند که پشت صحنه چه بود؟ [مورخ چه میداند که] ارتباط حضرت نوح (ع) با عالم الهی و مأموریت ایشان [چه بوده و این] مأموریت را در چه مراحلی انجام دادهاند؟ [چه میداند که ایشان] در هر مرحله با خدا چه گفته و بعدش چه اتفاقی افتاده است؟ اینها پشت صحنه است.
اینکه حضرت موسی کلیم (ع) قدرت دارد، عصا دارد، ید بیضا دارد و میتواند دریا را بشکافد و برود ـ هرچند الان مأمور نیست و بعداً به ایشان اجازه میدهند که این کار را بکند ـ پشت صحنه است؛ ظاهر صحنه نیست.
روایتی داریم که [میفرماید] حضرت عزرائیل به قبض روح مأمور شد. روح ما را حضرت عزرائیل قبض میکند. اگر آدم حواسش جمع باشد، هیچوقت نگران نمیشود؛ [چون] این مأمور و موکل الهی، حکیم، عالم، تحت فرمان و مهربان است. زمانی که آمریکا به عراق حمله کرده بود و کشتار میکرد، استاد ما میگفت حضرت عزرائیل در مورد هیچکدام از اینهایی که الان دارند در عراق قبض روح میشوند، از رئیس جمهور آمریکا فرمان نمیگیرد. او تحت فرمان خداست. [علی ای حال زمانی که] جناب عزرائیل مأمور شد که قبض روح کند، به خدا عرض کرد با این مأموریت، همه دشمن من میشوند. خدا فرمود نه؛ من اسباب را بهگونهای درست میکنم که جز اهلش هیچکس متوجه نمیشود که کار تو است؛ برخی سکته میکنند، برخی فلان بیماری را میگیرند.
[بنابراین] گرچه نصرتهای الهی پشت صحنه دارند، ولی یک صحنه ظاهری هم دارند. خیلی وقتها غیر اهلش [آن پشت صحنه را] نمیفهمد؛ [لذا اگر کسی بخواهد] میتواند انکار کند. در داستان حضرت نوح (ع) نیز همینگونه است. [ظاهر امر این است که] سیل و طوفان آمده بود. [اما] اینکه اینها تمرد کردند، زیر بار نرفتند و رفت و برگشت کردند تا کار به جایی رسید که پیامبرشان دست [به دعا] برداشت: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً»،[۱۶] پشت صحنه است. [سپس] خدا فرمود حالا کشتی بساز. «وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ»؛[۱۷] وقتی بر حضرت نوح (ع) میگذشتند، میگفتند این پیرمرد عقل خود را از دست داده و دارد وسط بیابان کشتی میسازد. [ایشان] کشتی را ساخت و بعد آب از آسمان بارید و از زمین جوشید.
[پس] این نصرتها یک شکل ظاهری دارد که اگر کسی بخواهد نفهمد، میتواند نفهمد. قرآن [میفرماید] گاهی قومی را با صاعقه از بین برده، گاهی با طوفان و سیل و گاهی هم با سنگباران؛ قوم لوط را [با سنگباران] از بین برد. حتی روایت داریم که وقتی ملائکه الهی وارد خانه حضرت لوط (ع) شدند، آنقدر امر پنهان بود که آن قوم فاسد طمع کردند و آمدند درِ خانه این پیغمبر الهی ایستادند.
[بنابراین] اگر بخواهند ظاهر آن را بپوشانند، ممکن است. میگویند صاعقهای آمده دیگر؛ یک حادثه طبیعی بود. [اینگونه نصرتهای خدا،] شکل طبیعی پیدا میکند. البته بعضی از آنهایی که معجزه است، یک مقدار متفاوت میشود. پس این نصرتها معمولاً یک شکل طبیعی دارند؛ خیال نکنید که شکل غیرطبیعی دارند.
امام بزرگوار در طوفان طبس میفرمودند این شنها مأمور خدا بودند. اینها واقعاً جنود [خدا] بودند؛ «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». خدای متعال در همان آغاز سوره فتح وقتی از فتوحات و نصرت الهی صحبت میکند، میفرماید او سکینه و آرامش را بر جبهه مؤمنین نازل میکند. بعد بلافاصله میفرماید: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»؛ تمام جنود آسمان و زمین برای خدا هستند؛ اینها لشکریان الهی هستند. نه فقط عالم ملائکه، [بلکه] همه عالم، [حتی] شنها هم لشکر خدا هستند؛ باد و آب هم لشکر خدا هستند.
پس اینها مأمور و تحت فرماناند، ولی [نصرت خدا] یک چهره ظاهری پیدا میکند که اگر آدم بخواهد نفهمد، میتواند نفهمد؛ [اگر] بخواهد توجیه مادی کند، میتواند توجیه مادی کند. خدای متعال قحطی میفرستد، [میگوید] قحطی که همیشه پیش میآید. اینکه آدم بفهمد که خدا دارد پیامبر خود را نصرت میکند، ارتباط و ایمان به غیب و فهم روابط پنهان عالم را میخواهد. آنهایی که اهل ایماناند، این پردهها را کنار میزنند و آن روابط پنهانی و پشت صحنه سنتهای الهی را [میبینند.]
ـ
ـ سنت خدا در نصرت خود
[حال این] سنتهای الهی چیست؟ خدای متعال در ربوبیت خود، قوانینی دارد که گویا تخلفناپذیر است. ولی یک قوانینی هم دارد که اراده ما با آن برخورد میکند. این هم قانون [است،] ولی به ما اجازه داده که ذیل این سنت حرکت بکنیم یا نکنیم. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» قطعی است، ولی اگر نصرت کنید، نصرت [خدا میآید و] اگر نکنید، نمیآید. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ»؛ اگر پای طرح خدا بایستید، خدا هم با شماست. اگر دامن خود را جمع کنید، «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا». این سنت هم قطعی و تخلفناپذیر است، ولی در عین حال یک طرف آن را به اختیار ما واگذار کرده است. ما میتوانیم با خدا باشیم و میتوانیم نباشیم؛ اگر نباشیم، «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا» شامل حال ما نمیشود؛ اگر باشیم، شامل حال ما میشود.
نصرتهای خدا از سنتهای قطعی است؛ یعنی تردیدناپذیر و تخلفناپذیر است، منتهی بر اساس یک سری قواعد. قواعدی جاری میشود که در آن قواعد، به ما اجازه و اختیار دادهاند که نسبت به این سنت، موضع بگیریم. میتوانیم اینطرف بایستیم و نصرت بشویم و میتوانیم آنطرف بایستیم و نصرت شامل حال ما نشود.
[بنابراین] نصرتهای خدای متعال قواعد و انواعی دارد، ولی نوعاً در قالب پدیدههای ظاهری شکل میگیرد. گرچه این پدیدهها غیب و پشتصحنه دارد؛ این پشتصحنه را [انسان] مؤمن به غیب میفهمد. بقیه نمیفهمند که چه اتفاقی افتاد که قوم فرعون غرق شدند؛ چه اتفاقی افتاد که برای قوم حضرت نوح (ع) باران آمد و سیل شد. ولی وقتی انسان آن پشتصحنه را از خدای متعال میشنود، میفهمد که اتفاق دیگری دارد در عالم میافتد.
۳. تناسب نصرت با طرح بزرگ و طولانی خدای متعال
نکته دیگر در باب نصرت الهی این است که طرح خدا طرح بسیار بزرگی است. در این طرح بزرگ الهی، مراحلی وجود دارد. به ما گفتهاند عجله نکنید و استقامت کنید؛ طرح، طرح پیروزی است و قطعاً به پیروزی میرسد. تردیدی در این نیست؛ پس این را بدانید که این طرح، بسیار بزرگ است.
این طرح از عاشورا شروع میشود. [در این طرح] امام حسین (ع) حتماً منصور است. «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً».[۱۸] این آيه که در سوره اسراء آمده است، [در رابطه با] انتقام خون امام حسین (ع) است. ما برای ولیِّ کسی که مظلومانه کشته میشود، حق و سلطان قرار دادیم؛ اجازه دادیم که انتقام بگیرد. «إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً»؛ او از اول منصور بوده است.
پس طرح نصرت الهی یک طرح بزرگ است. [این طرح] از عاشورا و قبل از عاشورا شروع میشود. خدای متعال [در این طرح] امکاناتی را برای حضرت فراهم میکند؛ یارانی برای حضرت فراهم میکند. حال این نصرتی که از قبل شروع شده چه زمانی آشکار میشود؟ در صحنه ظهور. چقدر طول میکشد؟ یک مهلت و أمد طولانی دارد.
[پس] اینگونه نیست که معنای نصرت خدا این باشد که همین که حضرت به شهادت رسیدند، قوم بنیامیه نابود بشوند و زلزلهای بیاید. نصرت خدا از همان گودی قتلگاه، بلکه از قبل آن شروع شده و خدای متعال دارد حضرت را نصرت میکند؛ طرح حضرت، طرح پیروز است و قطعاً به نتیجه میرسد، [ولی در یک طرح بزرگ و طولانی. اما] در این تردیدی نیست که امر حضرت غالب و اظهار میشود. در صلوات امام حسن عسکری (ع) بر سیدالشهداء (ع) آمده که خدای متعال [شما را] نصرت کرده و طرح حضرت غالب و آشکار میشود، ولی این پیروزی و نصرت، مراحلی دارد. تا الان نصرت بوده و ادامه هم دارد؛ ادامه نصرت، به ظهور میرسد.
این نصرت یک نصرت مستمر و با یک سری سنن و قواعدی است. ما باید قواعد این نصرت را بفهمیم، و الا ممکن است نتوانیم پای طرح نصرت خدای متعال بایستیم و محروم بشویم. [اگر نفهمیم، ممکن است] عجله کنیم و دولت مستعجل بخواهیم و به نصرت خدای متعال نرسیم. طرح نصرت خدای متعال یک طرح دمدستی نیست. حتماً جبهه مؤمنین منصورند، [چون] «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ»،[۱۹] «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا»، «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا»، ولی این نصرت یک طرح مستمر تاریخی است.
انبیاء تا اینجا منصور بودند؟ بله، بودند. صدای ایشان در عالم بلند است و پرچم حق در دست ایشان برافراشته است. هر کسی بخواهد بفهمد، میفهمد و هر کسی هم نخواهد بفهمد، نمیفهمد. خدای متعال نمیگذارد که این چراغ با این شبههها و حرف و حدیثهایی که اینها درست میکنند خاموش بشود؛ چراغ را روشن نگه میدارد. این میشود نصرت. ولی آن مرحلهای که «مُتِمُّ نُورِهِ»[۲۰] و نور را تمام میکند و [عالم] به ظهور میرسد، مرحله خاصی است.
خدای متعال در آیه آخر سوره مبارکه احقاف وعدههایی به پیامبر داده [است و فرموده] برای امت شما امکاناتی در نظر گرفتهایم. در سوره ضحی [یک عده] میگفتند خدای متعال با پیامبر وداع کرده، او را رها کرده و به او غضب کرده است، و الا اگر پیغمبر مورد نصرت خدا باشد که نباید اینقدر در مشکلات باشد. این چه پیغمبری است که از وقتی که مبعوث شده، در مشکل بوده؛ از شعب ابیطالب تا الان که در مدینه است و اصحاب صفه [اطراف او هستند.] اینکه پیغمبری نیست. لابد پیامبر راه را بد پیچیده که از نعمتها جا مانده و [خدا] بر او غضب کرده. یک عده این شبهات را القا میکردند. یک عده هم کسانی بودند که دستشان از پیامبر کوتاه شده بوده؛ آنها فتنهگر نبودند، [ولی] دچار سؤال و شبهه شده بودند.
قرآن میفرماید اینگونه نیست. ما نه با این پیامبر وداع کردهایم، نه او را رها کردهایم و نه به او غضب کردهایم. طرح پیامبر بزرگ است و ما این پیامبر را نصرت میکنیم. ما وعدههایی به این پیامبر دادیم. «وَ الضُّحى * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى * ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى»؛[۲۱] خدای تو نه بر تو غضب کرده و نه تو را رها کرده. عالم شب و روز دارد؛ معنای شب این نیست که خدا بر مردم غضب کرده و شب شده. طرح پیامبر دورانهایی دارد؛ در هیچ دوران آن، نه دوران قبل الفتح و نه بعد الفتح، غضبی نیست. خدا حتی در دوران قبل الفتح و در دوران سختی و غربت، با پیامبر است.
«وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى».[۲۲] صحنه بعدی برای تو خیلی بهتر از اولی است. گویا خدا میخواهد بفرماید الان هم وضع شما خیلی خوب است. اگر چشم خود را باز کنید و باطن آن چیزی را که در دست پیامبر و امت اوست ببینید، میبینید که خدای متعال ایشان را رها نکرده؛ [میبینید که] در متن این سختیها، چه سفرهای برای پیامبر پهن شده و چه ضیافتی به پا شده؛ [میبینید که] چه مؤمنینی در همین سختیها رشد میکنند و درها به روی ایشان باز میشود.
طرح ما اینگونه است. ما اگر از همان اول که انبیاء میآمدند سفره دنیا را جلوی ایشان پهن میکردیم، کسی با انبیاء راه نمیرفت. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ»؛[۲۳] هر پیغمبری که میآمد، ما اهل آن محل اصلی را که این پیامبر در آن مبعوث شده بود، دچار سختیها میکردیم تا به تضرع برسند و بستر برای پذیرش دعوت آماده بشود. وقتی که برای ایشان ذکر نازل میکردیم، بستر غفلت برای ایشان درست نمیکردیم. پس باطن این [سختیها] خیر است؛ این سختیها مقدمه نزول خیر و پذیرش دعوت است.
۳ـ۱. باطن سختی ضیافت الهی
[بنابراین] وضع کسانی هم که در دوران سختی کنار حضرت میایستند، خیلی خوب است؛ بد نیست. وضع اصحاب عاشورا در روز عاشورا بد بود؟ وضع لشکر ابنزیاد خیلی خوب بود؟ وقتی که آدم از اینجا نگاه میکند، میفهمد که همه خیر، طرف اصحاب است. [با اینکه] در سختی بودند و حتی قطعهقطعه شدند، ولی خیر در طرف آنها بود. در همان سختی میدان، رزق آنها بهتر بوده یا رزق لشکر ابنزیاد؟
باطن این سختی میدان، ضیافت است. «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»[۲۴] در همین صحنه به سیدالشهداء (ع) خطاب میشود. اصل آن خطاب به حضرت است و بهتبع حضرت، به اصحاب و شیعیان ایشان هم هست؛ آنها هم مخاطب این خطاباند. پس ضیافت آنها بهتر است یا ضیافت لشکر ابنزیاد؟ آن لشکر هم برای پیروان خودش سفره انداخته. وسط صحنه و میدان نبرد، سر ظهر عاشورا، دو سفره پهن شده؛ سفره سیدالشهداء (ع) و سفره [یزید.] کدام رنگینتر است؟ حتماً سفره سیدالشهداء (ع) رنگینتر است.
«وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى»؛ [پس] آینده خیلی از این بهتر است. در روایت دارد «وَ لَلْآخِرَةُ» یعنی رجعت؛ «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ»[۲۵] هم یعنی قیامت. بنابراین نصرت حضرت، الان هم هست؛ الان هم این پیامبر منصور است و خدای متعال سفرهای برای ایشان و همراهان ایشان انداخته است. آنها در ضیافت غرقاند. منتها [انسان] باید چشم خود را از سفره اهل دنیا بپوشد تا چشمش به آن سفره باز شود. اگر چشم انسان فریفته این سفره بشود، دیگر نمیتواند آن سفره را ببیند.
در قرآن [آمده است] آنهایی که نگاهشان به سفره اهل دنیا امتداد پیدا میکند، خیال میکنند که دست پیامبر خالی است. وقتی هم که دست پیامبر خالی باشد، [یعنی حتماً] دست خدا هم خالی است. [لذا میگفتند:] «إِنَّ اللَّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ»؛[۲۶] خدا فقیر است و ما غنی هستیم. اینگونه نیست؛ همه غنا آنطرف است. اینکه [خدا] سفره پیامبر را به یک شکل خاص میچیند، به معنای این نیست که سفرهای نینداخته است. پس نصرت همیشه هست، اما این نصرت گاهی در پردههای غیب است و گاهی آشکار. پس آنجایی هم که دشمن قدرت دارد، حضرت منصور است، نه آنها. خدای متعال با آنها نیست و آنها را نصرت نمیکند؛ نصرت الهی اینطرف است. امام حسین (ع) حتی در گودی قتلگاه هم منصور است.
این طرح نصرت، طرحی همیشگی و مستمر است؛ یک طرح گسترده و طولانی است. خدای متعال سیدالشهداء (ع) را از همان گودی قتلگاه نصرت کرده [و این نصرت] تا ظهور و قیامت [ادامه دارد.] ایام غلبه حق که ظهور، رجعت و قیامت است، همه یوم الحسین (ع) است.
۳ـ۲. کیفیت نصرت الهی
پس نصرت یک کیفیت خاص دارد. خدای متعال وعدههایی به این پیامبر داده که قطعاً نقد میشود. ولی میفرماید: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ»؛[۲۷] همانگونه که انبیاء اولواالعزم ایستادند، شما هم استقامت کن. ما به امت شما وعده دادیم که به آن سفرههای رنگین برسند؛ برای ایشان عجله نکن؛ ما این سفره را در دوره ظهور انداختهایم. روایات را ببینید؛ [عصر ظهور] با هیچ کدام از دولتهای قبلی قابلمقایسه نیست. آنها دورانهای محدودی دارند و میگذرند، [ولی] دوران حضرت، یک دولت دیگر و با امکانات دیگری است؛ امتداد و عمقی که [دولت حضرت] دارد، چیز دیگری است. عجله نکن؛ «وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ»؛ به این سفره میرسند.
[حال] چقدر طول میکشد؟ میفرماید خیلی هم دور نیست. «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ»؛ لحظهای میآید که به آن وعدهها میرسند و میبینند که سفره جلوی ایشان پهن است. «لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ»؛ گویا یک ساعت از روز بیشتر طول نکشیده. این هم راجع به ظهور است و هم راجع به قیامت. راجع به قیامت آمده است که وقتی چشم خود را در صحنه قیامت باز میکنند، گویا [فقط] ساعتی [در دنیا] درنگ کردهاند.
بنابراین زمان، طولانی نیست. بزرگواران میفرمایند زمان عوالم با هم فرق میکند. اگر شما در عالم بالا باشید، زمان شما هم عوض میشود و هزار سال برای شما میشود یک روز؛ «إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»؛[۲۸] یک روز در محضر خدا، هزار سال پیش شماست. آدم باید به عالم بالاتر برود تا زمانش عوض بشود. «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً * وَ نَراهُ قَريباً»؛[۲۹] کفار ظهور را خیلی دور میبینند و میگویند کو تا پیروزی. وقتی خدای متعال به شیطان مهلت داد، [شیطان] تاجگذاری کرد و به قوای خودش گفت بروید جشن بگیرید؛ فعلاً مهلت داریم. خدای متعال میفرماید [این] مهلت خیلی کم است. «أَتى أَمْرُ اللَّهِ»؛[۳۰] فرمان صادر شد. «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ»؛[۳۱] قیامت نزدیک شد. کجا نزدیک است؟ اگر آدم در آن زمان مناسب قرار بگیرد، میفهمد که خیلی نزدیک است.
کما اینکه در مکان هم اینگونه است. وقتی نسبت آدم عوض میشود و از بالا نگاه میکند، گاهی دو شهری را که با هم صد فرسخ فاصله داشتند، کنار هم میبیند. زمان نیز همینگونه است. اگر انسان وارد آن افق زمانیِ دیگر بشود، حوادث در نگاه او فرق [خواهد کرد.] مؤمن باید اینگونه باشد. «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً * وَ نَراهُ قَريباً» یعنی این. مؤمن وارد یک وسعت دیگر میشود که در آن وسعت، ظهور واقعاً قریب است. «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً * وَ نَراهُ قَريباً» توهم و خیالزدگی و گفتاردرمانی نیست؛ اگر واقعاً در آن افق قرار بگیری، قیامت نزدیک میشود.
[بنابراین قرآن] به پیامبر میفرماید عجله نکن؛ ما به اینها وعده دادهایم و این وعده هم نقد میشود. «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ»؛ برای ایشان عجله نکن. سفره را انداختهایم و امت شما میرسند. «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ»؛ [برای] رسیدن به سفره ظهور و قیامت، [فقط باید] ساعتی از یک روز را درنگ کنند.
اهل برزخ مختلفاند؛ بعضی در عذاباند، بعضی در رحمت و «عِنْدَ رَبِّهِمْ»[۳۲] هستند و یک عده هم هستند که گویا خواب هستند؛ وقتی بیدار میشوند، میبینند که قیامت شده. بعضیها این آیات را اینگونه معنا کردهاند. [علی ای حال وقتی که] آدم وارد عالم برزخ میشود، مرور زمان در آنجا برای او متفاوت خواهد بود. هزار سال [اینجا در] آنجا بهاندازه یک روز است. لذا مکرر در قرآن آمده که وقتی سر برمیدارند و از ایشان میپرسند چقدر درنگ کردید، میگویند یک روزی یا نصف روز. در داستان اصحاب کهف هم آمده که وقتی بیدار شدند، از هم پرسیدند چقدر خوابیدیم؟ گفتند نصف روز. [حال واقعاً] چقدر خوابیده بودند؟ سیصد و چند سال. [پس در عوالم مختلف،] زمان متفاوت میشود. این یک معنای آیه است.
[بنابراین میفرماید] سنتهای خدا یک زمان خاص دارد؛ عجله نکن، زمانش میرسد؛ «وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ». از این بالاتر هم هست. شما میتوانید افق زمانی خود را عوض کنید و همین الان قیامت را ببینید. «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ»؛[۳۳] گویا متقین الان دارند بهشت و جهنم را میبینند. این یک افق دیگر است که انسان میتواند پیدا بکند. در آن افق، زمان برای انسان متفاوت میشود. حقیقتاً نزدیک است، نه اینکه توهم نزدیکی باشد. [این بستگی دارد که انسان] در کدام افق زمانی قرار گرفته و دارد در کدام عالم سیر میکند. بعد خدای متعال میفرماید: «بَلاغٌ». این سوره و بهخصوص این آیه، ابلاغ روشنی است. «فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ»؛ جز قوم فاسق که عهد خود را میشکنند، مابقی هلاک نمیشوند و نجات پیدا میکنند.
پس نصرتهای خدای متعال انواعی دارد؛ ظاهر و غیب هم دارد. طرح نصرت هم یک طرح گسترده و وسیع است و ما باید در افق آن طرح قرار بگیریم تا آن طرح شامل حال ما بشود. باید در افق آن زمان هم قرار بگیریم تا این طرح برای ما قابل تحمل بشود. اگر افق ما آن افق نباشد، ممکن است نتوانیم وسعت طرح را تحمل کنیم و به تعبیر قرآن، دچار طول الأمد و طول عهد بشویم؛ [ممکن است] نتوانیم پای عهد خدای متعال بایستیم.
۳ـ۳. صدیقه طاهره منصوره طرح الهی
پس نصرت سیدالشهداء (ع) هم از عاشورا شروع میشود تا ظهور. صدیقه طاهره منصوره طرح است. [خدای متعال] در سوره روم، غلبه جبهه امام زمان (عج) بر بنیامیه را توضیح میدهد. این غلبه ایران هم هست و روایات [ذیل سوره] توضیح دارد. [علی ای حال] در طرح آخرالزمان، جبهه امام زمان (عج) که ایران است، بر روم و جبهه بنیامیه و کفار غلبه میکنند. قرآن میفرماید: «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ»؛[۳۴] مؤمنون آن روز از نصرت الهی خوشحال هستند. در روایت داریم که این نصرت، بر حضرت زهرا (س) نازل میشود. منصوره این طرح، حضرت زهرا (س) است. با نصرت او مؤمنین در ظهور پیروز میشوند.
[در روایت داریم که] وقتی حقیقت حضرت زهرا (س) به نبیاکرم (ص) نشان داده شد، جبرئیل به حضرت عرض کرد ایشان فاطمه در ارض است و «الْمَنْصُورَةُ فِي السَّمَاءِ».[۳۵] فرمود عرض کرد بهخاطر این در ارض فاطمه است که شیعیان خود را از ورود به جهنم حفظ میکند؛ فَطم دارد و جدا میکند. و دشمنان ایشان هم نمیتوانند به ولایت ایشان راه پیدا کنند. هم فاطمه و جداکننده است و هم مفطومه و جدا شده است. نه دشمن به ایشان راه دارد و نه اجازه میدهد که دوستان ایشان به وادی جهنم بروند؛ آنها را از جهنمی که به پا میشود جدا میکند. این در عالم ارض. اما در بین آسمانیها منصوره است. ملائکه حضرت زهرا (س) را بهعنوان منصوره میشناسند.
بعد جبرئیل آیه «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ» را خواند. در روز پیروزی و روز ظهور، مؤمنین بهخاطر آن نصرت الهی که جبهه حق را پیروز میکند و جبهه امیرالمؤمنین (ع) بر بنیامیه و کفار پیروز میشوند، خوشحال میشوند. فرمود آن منصورهای که خدا نصرت را بر او نازل میکند، [حضرت زهرا (س) است.] آسمانیها او را به این نام میشناسند. منصوره این طرح، حضرت زهرا (س) است.
این نصرت از روز اول با حضرت است؛ الان هم با حضرت است، ولی ظاهر شدن آن تا ظهور طول میکشد. مرحله بعدی ظهور آن هم در قیامت است. یک مرتبه از نصرت سیدالشهداء (ع) نیز در ظهور است و یک مرحله از نصرت ایشان در قیامت است. در روایت داریم که در محشر، حضرت زهرا (س) با جلالت به پای عرش الهی تشریف میبرند و به خدا عرضه میدارند میخواهم فرزندم سیدالشهداء (ع) را همانگونه که به شهادت رسیده ببینم. حضرت به همان حالت وارد صحنه میشوند. تعبیر عجیبی است؛ خون از رگهای حضرت جاری است. غوغایی در محشر بهپا میشود. سپس حضرت از خدا شفاعتی برای دوستان و عقوبتی برای دشمنان تقاضا میکنند. [اینجا] حضرت نصرت میشوند و آن دستگیری و آن عقوبت اتفاق میافتد.
بنابراین طرح نصرت، یک طرح پردامنه است و در مراحل مختلفی محقق میشود. نصرت حضرت از روز عاشورا که ایشان به شهادت رسیدند تا الان محقق است. باطن طرح را ببینید. خدای متعال سیدالشهداء (ع) را کمک کرده است. «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»؛ خود ایشان و اصحاب و اهل بیت ایشان را مورد این خطاب قرار داد و [فرمود:] «ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً».[۳۶] این [نصرت] تا الان ادامه دارد. فهم این نصرت احتیاج به این دارد که انسان افق نگاه خود را نسبت به طرح خدای متعال و نصرتی که نازل میکند، [اصلاح کند. افق دید انسان باید] افق صحیحی باشد، و الا ممکن است غفلت کند و نتواند با طرح الهی حرکت کند؛ [ممکن است] احساس شکست و یأس کند.
اصحاب و اهل بیت سیدالشهداء (ع)، با اینکه سختترین مصیبت را تحمل کرده بودند، هیچ وقت احساس شکست نمیکردند؛ کاملاً احساس پیروزی میکردند، چون این نصرت را میدیدند؛ چشم ایشان به این نصرت باز بود. در گودی قتلگاه حضرت به امام سجاد (ع) عرضه میدارند شما بهتر میدانید که اینجا زیارتگاه میشود و انبیاء [به زیارت] میآیند. اینجا محل رفت و آمد ملائکه و انبیاء است. در مجلس ابنزیاد هم میگویند کار اینگونه نمیماند. تو پیروز نیستی؛ احساس فتح نکن. آنهایی که طرح نصرت خدا را درست میبینند، هیچ وقت احساس شکست نمیکنند و در متن سختیها، نصرت، پیروزی و همراهی خدا را درک میکنند.
پاورقیها
. سوره غافر، آیه۵۱.
. سوره نحل، آیه۱۲۸.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ»؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»؛ سوره محمد، آیه۷.
. «الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ»؛ سوره حج، آیه۴۰.
. سوره انفال، آیه۹.
. «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ»؛ سوره انفال، آیه۱۰.
. «إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ»؛ سوره انفال، آیه۱۱.
. «إِذْ يُوحي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ»؛ سوره انفال، آیه۱۲.
. «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»؛ سوره فتح، آیه۴.
. سوره احزاب، آیه۱۱.
. «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ»؛ سوره نمل، آیه۸۹.
. «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيُّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ لَا أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» قَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ثُمَّ قَرَأَ عَلَيْهِ هَذِهِ الْآيَةَ»؛ الکافی، ج۱، ص۱۸۵.
. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»؛ سوره انفال، آیه۶۰.
. «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ»؛ سوره هود، آیه۴۹.
. «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً»؛ سوره نوح، آیه۲۶.
. «وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ»؛ سوره هود، آیه۳۸.
. «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً»؛ سوره اسراء، آیه۳۳.
. «إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ»؛ سوره انفال، آیه۱۹.
. «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»؛ سوره صف، آیه۸.
. سوره ضحی، آیات۱ـ۳.
. سوره ضحی، آیه۴.
. سوره انعام، آیه۴۲.
. سوره فجر، آیه۲۷.
. «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»؛ سوره ضحی، آیه۵.
. «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۱.
. «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ»؛ سوره احقاف، آیه۳۵.
. «وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»؛ سوره حج، آیه۴۷.
. سوره معارج، آیات۶ و ۷.
. «أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ»؛ سوره نحل، آیه۱.
. «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ»؛ سوره قمر، آیه۱.
. «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۶۹.
. نهج البلاغه، خطبه۱۹۳.
. «في بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ»؛ سوره روم، آیات۴ و ۵.
. «… فَإِنَّ ذَلِكَ النُّورَ الْمَنْصُورَةُ فِي السَّمَاءِ وَ هِيَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةُ قُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ وَ لِمَ سُمِّيَتْ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةَ وَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّيَتْ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فَطَمَتْ شِيعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِيَ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ» يَعْنِي نَصْرَ فَاطِمَةَ لِمُحِبِّيهَا»؛ معانی الاخبار، ص۳۹۶.
. سوره فجر، آیه۲۸.