سوره حدید، بیان حقیقت زهد، حیاتالدنیا بزرگترین مانع همراهی با امام زمان
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب پنجم محرم الحرام در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
همراهی با امام و خرج امکانات در راه امام
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور».[۱] سوره حدید معارف گستردهای دارد، ولی بحث ما از زاویه ارتباط این سوره با وجود مقدس امام زمان (ع) بود و درسهایی که برای ما از این منظر، این سوره دارد.
عرض کردیم خدای متعال در این سوره بعد از معرفی حضرت حق، ما را به ایمان به این خدا و به رسول و فرستاده او، کسی که طرح خدا در دست اوست و با او این برنامه الهی در عالم محقق میشود، دعوت میکند و دستور میدهد که امکاناتتان را بیاورید [و] اینجا خرج کنید تا تلف نشود. این پیامبر، عبد ماست؛ آیاتِ بیناتی در دست اوست، شما را از ظلمات به سمت نور بیرون میبرد. شما را به پروردگارتان دعوت میکند؛ دعوت اوست که دعوت شنیدنی است. دعوتها در دنیا زیادند؛ دعوت به نفس و دنیا، شیاطین هم ما را دعوت میکنند به سمت خودشان. مستکبرین عالم هم صدایشان بلند است، ما را صدا میزنند، میخواهند ما را برده خودشان کنند. [اما] این دعوت، دعوت به رب است. این پیغمبر میخواهد قرارهایی که شما با خدا داشتید، نقد کند؛ پس بیایید و ایمان بیاورید. این دعوت با بقیه دعوتها فرق میکند، این طرح با بقیه طرحها فرق میکند، این پیغمبر با بقیه متفاوت است؛ ایمان بیاورید، امکاناتتان را بیاورید، مالتان را، جانتان را اینجا خرج کنید؛ «أَنْفِقُوا وَ قَاتِلُوا».
مواظب هم باشید دیر نیایید. طرح حضرت، دوره قبل از فتح دارد، بعد از فتح دارد؛ در دوره قبل از ظهور و قبل از فتح بیایید. اگر آمدید [و] امکاناتتان را خرج امام زمانتان کردید، به تعبیر قرآن، قرضالحسنه به خدا دادید، با امکاناتتان به امام پیوند خوردید، «صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَة»؛[۲] امکاناتتان، هم محفوظ میماند و از دست نمیرود، هم به شما برمیگردد و هم اینکه به یک اجر کریم میرسید. خدای متعال از اجر کریم پرده برداشت.
آفت طول الامد
یکی از آفتهای همراهی با این طرح ـ دوره قبل از فتح ـ [که] ائمهای و پیشوایانی دارد، در زمان همراهی با امام زمان، «طُولُ الأَمَد»[۳] است. این طرح، طرح بزرگی است؛ باید بزرگ بشوید تا با پیامبر و طرحش بتوانید راه بروید. افق نگاهتان افق بلندی باشد؛ پیروزی و تحقق طرح را دور نبینید، وگرنه این ذکر و این تذکراتی که داده میشود، در شما اثر نخواهد گذاشت [و] دچار قساوت قلب میشوید. بعد هم فرمود، دو تا «اِعلَمُوا» دارد؛ یکی از آنها این است: بدانید قطعاً این طرح محقق میشود؛ «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها».[۴] امامی که سرچشمه حیات است، سرچشمه عدالت است، سرچشمه نور و ایمان است، این امام حتماً تجلی خواهد کرد [و] عالم وارد دوران حیات میشود؛ خودتان را آماده کنید. مثل اهل کتاب نباشید که نتوانستند خودشان را به پیامبر گرامی اسلام (ص) برسانند؛ شما خودتان را به امام زمان برسانید.
اجر کریم و مقام شهادت
بعد هم یک بشارت بزرگ میدهد، میگوید [هرچند] شما هنوز به دوران فتح نرسیدهاید، ولی اگر امکاناتتان را آوردید [و] اینجا خرج کردید، ضایع نمیشود، تلف نمیشود. آنهایی که قرضالحسنه میدهند، آنهایی که امکاناتشان را میآورند، خدای متعال آنها را به آن دو مزدی که گفت، میرساند؛ [یکی]، امکاناتشان را دو چندان میکند [و] به آنها برمیگرداند. یک تعبیری حضرت امیر ارواحنا فداه دارند که خیلی لطیف است؛ میفرمایند فقرا به شما کمک میکنند، فقرا امکانات شما را اینجا از شما میگیرند، از گردنههای صعبالعبور عبور میدهند [و] آن طرفِ عالم به شما برمیگردانند. اگر امکاناتتان را به امام دادید، امام این امکانات را برای شما حفظ میکند، رشدش میدهد [و] آن طرف به شما برمیگرداند. [دومی هم]، به اجر کریم میرسید که در قرآن از اجر کریم صحبت شده است [و] عرض کردم این پاداش کریم چیست.
بعد هم فرمود که اگر شما ایمان به خدا و رسول بیاورید، سختیهای راه، دشواریهای راه، شبهات دشمن، شهواتی که ایجاد میکند، وسوسههای شیطان، غفلتهایی که ایجاد میکند، رغبتهایی که ایجاد میکند، اینها شما را از خدا و رسول جدا نکرد و شک نکردید [و] مؤمن ایستادید، هر کجای این طرح که باشید، جزو شهدای این طرح، جزو صدیقین آن هستید و در محضر خدا قرار میگیرید. اینطور نیست که امکاناتتان تلف میشود [و] دیگران فقط رشد میکنند؛ نخیر، شما وقتی اینجا میایستید، [هرچقدر] دارید مسیر را جلو میبرید، خودتان هم به مقام صدیقین و شهدا میرسید، ولو در بستر [بیماری] از بین بروید. در روایتی حضرت فرمود اگر کسی در عصر غیبت پای تکلیف خودش بایستد، وظیفهاش را عمل کند، کنار نرود، سستی نکند، تنبلی نکند، استقامت کند، طول غیبت موجب شک و تردیدش نشود، این آدم ثواب شهدا را دارد؛ فرمود به آنهایی که در راه خدا کشته میشوند، ثواب دو شهید میدهند، هم این ثواب، هم ثواب شهادتِ بالاتر، ولی همه به شهادت میرسند.
حیاتالدنیا، آفت بزرگ و مانع همراهی با امام
خدای متعال در این سوره از مانع بزرگی که بر سر راه این طرح هست و مانع حرکت در کنار نبیاکرم (ص) و ائمه این طرح و مانع حرکت با امام زمان است، صحبت میکند؛ حالا ما در تراز بحث عصر غیبت بحث میکنیم. این، مانعی است که نمیگذارد انسان با امام زمان (ع) حرکت کند؛ آن «حَيَاةُ الدُّنْيَا» است.«اعْلَمُوا»؛ یعنی برای دشمنانی که با حضرت راه نمیروند، آنهایی که مسیرشان را جدا کردند، آنهایی که ایستادند، سد سبیل کردند و راه دیگری درست کردند. منافقین این امت، بنیامیه، دیگران و کفاری که بیرون جبهه اسلام هستند، یک حیات الدنیایی درست میکنند. این حیات دنیا را خدای متعال با پنج مختصات توضیح میدهد که هر کدامش برای اینکه یک جامعهای را ببرد [و] غرق کند، کافی است. ولی بدانید که این حیات دنیا با همه این جلوههایش، امر کوچکی است؛ مثل باران بهاری است که میبارد، یک خرمیای پیدا میشود. آنهایی که پشت صحنه را نمیبینند [و] چشمشان بسته است، شگفتزده این خرمیها میشوند، ولی طولی نمیکشد که یک باد پاییزی میوزد و زرد رنگ میشود و خس و خاشاک زیر دست و پا میشود. کل حیات دنیایی که قبل از ظهور است، همین است. تمام امپراتوریهای بزرگ را قرآن خلاصه میکند، میفرماید که حیات دنیا سر راهتان است.
ـ خصوصیات پنجگانه حیاتالدنیا
این حیات الدنیا هم، خدای متعال اول جلوههایش را میفرماید: بدانید حیات الدنیا، «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد»؛[۵] این پنج چیز است، بیش از این نیست: یک بازی درست میکنند به وسعت یک تمدن؛ همه دارند بازی میکنند فقط بازیچههایشان عوض میشود. تیلهها را تبدیل میکنند به بزرگتر، عروسکها تبدیل میشود، ولی همهاش لعب است. آن بازی، آن امر حکیمانهای که در تراز شما، به اندازه شما [باشد نیست]؛ شما مسافران عالم ابدیت هستید، شما به سوی خدا میروید، [اما] شیطان سر راه لعب درست میکند.
سوره جمعه را ملاحظه کردهاید؛ قرآن میفرماید روز جمعه «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ»، با تمام قدرت بروید به ذکرالله برسید. ذکرالله چیست؟ خود پیامبر است. پیامبر روز جمعه میایستد، نماز میخواند، دعوت به ذکر میکند، میخواهد به ما ذکرمان را بدهد، ما ذکرمان را بگیریم [و] در عالم با ذکر زندگی کنیم. شیطان برای اینکه این نماز خلوت بشود، چه کار میکردند؟ طرح درست میکرد؛ «وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا»،[۶] جمعهبازار درست میکرد، سر و صدا راه میانداخت [تا] یاران حضرت را آن طرف ببرد، [تا] حضرت تنها بماند. یک زمانی جمعهبازار و لهو در حد طبل و دهل است، زمانی هم بازاری درست میکنند به وسعت کل دنیا، طبل و دهلش هم میشود این رسانههای بزرگ دنیا. همین است، چیزی غیر از این نیست. شما خوب چشمهایتان را باز کنید؛ آن طرف چیزی میبینید؟
بله، آدم کوچک که شد، خیلی به نظرش میآید. ما وقتی بچه بودیم، سر گردوها با هم دعوا میکردیم، الآن همه آن گردوها و اسباببازیها را جلوی شما بریزند، نگاه هم نمیکنید. قرآن میگوید بزرگ شوید؛ من شما را برای یک طرح بزرگ خلق کردم، این پیامبر را فرستادم، میخواهد شما را به یک قلههایی برساند. سروکار شما با خداست، با یک نظام مادی کر و کور نیست؛ سروکارتان با خدایی است که «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ»،[۷] «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»؛[۸] با یک همچین خدایی سروکار دارید. او پیامبری با یک برنامه بزرگ فرستاده، شما را میخواهد به سمت خدا ببرد، میخواهد بزرگتان کند، میخواهد دنیا در نگاهتان کوچک بشود. به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) متقین اینگونهاند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم».[۹] میخواهد خدای متعال را در دل شما بنشاند؛ وظیفه این پیامبر این است: «وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ».[۱۰] میخواهد عظمت و کبریای الهی را در دل ما بنشاند [تا] همه چیز از چشم ما بیفتد.
مقابل آن چیست؟ شیطان حیات الدنیا بهپا میکند؛ لعب و لهو و زینت و تفاخر بر سر امکانات و تکاثر در اموال و اولاد، ولی همهاش بازی است. به او میگوید چقدر ثروت داری؟ میگوید الآن میگویی یا الآن؟ خاک بر سرت کنند، فایدهاش چیست؟! نمیگویم ما نسبت به امکانات عالم بیتفاوت باشیم [و] بگذاریم کفار غارت کنند، آن یک سخن دیگری است. آدم وقتی بزرگ شد، مقابل اینها میایستد؛ آدمی که کوچک است، در طرح آنها گم میشود، اگر هم دعوا کند، سر همین تیله و توپها با آنها دعوا میکند، سر همین بازیچهها دعوا میکند. مگر الآن قدرتهای مادی با هم نزاع ندارند؟ نزاعشان بر سر همین لهو و لعب است. انبیاء هم با فراعنه میجنگیدند، اما نه سر لهو و لعب؛ دعوایشان سر امکانات و بازیچهها نبود.
وقتی حضرت ابراهیم آمد [و] دعوت به توحید کرد، به حضرت ابراهیم میگویند: «قالُوا أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللاَّعِبين»؛[۱۱] تو هم مثل خود ما داری بازی میکنی؟ میخواهی زمین بازی را طرف خودت بکشی یا حق آوردهای؟ خودشان هم میفهمند بازی است. سرِ زمین بازی با هم دعوا میکنند، سرِ بازیچهها دعوا میکنند. آدم اگر بزرگ نشد، جنگش هم با اهل دنیا بر سر همین بازیچههاست. آن میگوید نفت این منطقه مال من است، [دیگری] میگوید مال من است. نمیگویم بیتفاوت باشید؛ نه، وقتی بزرگ شدیم با آنها میجنگیم، اما در یک طرح بزرگتری میجنگیم. میگوییم امکانات مال خداست، باید خرج راه خدا بشود، آنها را برگردانید. قرآن از امکاناتی که از کفار برمیگردد، تعبیر به «فِیء» میکند؛ «فیء» یعنی چیزی که برگشته سر جای اصلی خودش. اینها برای پیغمبر خدا بوده، باید در طرح حضرت خرج بشود. آنوقت دعوا سر این نیست که ذخایر نفتی برای کیست، دعوا سر راه خداست. آدم وقتی بزرگ شد، دیگر سر این چیزها دعوا نمیکند. البته وقتی طرح پیغمبر خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میخواهد جاری بشود، امکانات عالم هم باید در این طرح بیاید و خرج بشود، نباید دست فراعنه باشد؛ ولی این یک دعوای دیگری است.
قرآن فرمود این پنج امر در دنیا هست که هر کدامش هم گفتگو دارد [و] من الآن نمیخواهم آن را باز کنم. قرآن فرمود خارج از اینها هم نیست؛ خیال نکنید حقیقتی پشتش هست. آخرش این است برای قدرت و ثروت، با یکدیگر مسابقه داشته بدهی که چه کسی بیشتر داشته باشد؛ اینقدر آدم کوچک بشود که با دیگران مسابقه [بگذارد] بر سر اینکه چقدر از دنیا جمع کند! در حالی که انسان باید اینقدر بزرگ بشود که همه دنیا را به او بدهند، خوشحال نشود، همه دنیا را از او بگیرند، غصه نخورد. [آیا این به معنای این است که] این آدم نشسته [تا به او] ظلم کنند؟ نخیر، سیدالشهداء (ع) مصداق همین است. ولی بزرگترین مبارزه علیه بیعدالتی و ظلم و کفر و نفاق را هم امام حسین (ع) در عالم راه انداختند؛ آدم باید بزرگتر از دنیا بشود.
ـ بزرگتر از دنیا شدن راه نجات
«اعْلَمُوا»؛ چشمتان را باز کنید، بدانید؛ حیات الدنیا همین پنج چیز است. ممکن است طول بکشد، بعضیها غرق در آن بشوند، از سرشان هم بالا بزند [و] در دنیا خفه بشوند؛ ولی شما بدانید کل حیات الدنیا مثل یک رویش بهاری است. آنکه چشمش بسته است، پشت صحنه را نمیبیند، تدبیر خدا را نمیبیند، عالم ملکوت را نمیبیند، فریفته همین خرمی بهار میشود. طولی نمیکشد [که] این روئیدنیهای بهار خس و خاشاک میشود. یک موقع بیخودی خوشحال است، یک موقع هم بیخودی توی سرش میزند. آن موقعی که میدان بازی طرف اوست، خوشحال است، میدان بازی میرود یک طرف دیگر، غصه میخورد!
ولی اگر بزرگتر شد، همه بازیچههای دنیا را به او بدهند، کره مریخ را به اسمش کنند، خوشحال نمیشود. در یک صحنهای همه اینها را یکجا از دست بدهد، غصه نمیخورد؛ چه فرقی برایش میکند؟ قرآن فرمود بزرگ شوید؛ اگر میخواهید با امام زمان حرکت کنید، حضرت میخواهد شما را به یک قلههای دیگر برساند، وعده ملاقات با خدا به شما داده شده است. در روایت است، حضرت موسی کلیم (ع) چهل روز در طور بود، خیلی عجیب است، نه غذا خورد، نه آشامید، نه خوابید، نه گرسنه شد، نه تشنه شد، نه خسته شد. چرا؟ چون خدای متعال وعده ملاقات به او داده بود؛ اینقدر مسئله مهم است. میخواهند ما را به این قلهها برسانند.
سرِ راهمان چیست؟ حیات الدنیاست. در آن گیر افتادی، تا دم مرگ آدم را میبرد؛ «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»،[۱۲] تا سرت نخورد به سنگ قبر، متوجه نمیشوی بد میرفتی. ولی قرآن میگوید وارد این بازی نشوید. چه کار کنیم در قبالش؟ میفرماید مواظب باشید اهل سبقت باشید، هرچه زودتر بارتان را بردارید [و] از وسط این حیات الدنیا بروید. دیدهاید آدم از وسط گِلوشِل که رد میشود، هرچه هم دامنش را جمع میکند، پروپای آدم گِلی میشود؟ قرآن میگوید طوری راه بروید، پروپایتان هم گلی نشود. طوری در دنیا راه بروید [که] غبارش هم روی لباستان ننشیند؛ طوری زاهدانه، با تقوا، با صبوری و زیبایی از وسط این دنیا عبور کنید که بوی عفونت دنیا روی شما ننشیند. نمیگویم آلوده نشوید، گرد و غبارش هم روی شما ننشیند.
اگر میخواهید از این دنیایی که بسیار هم به ظاهر گسترده است؛ الآن از رحلت وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بیش هزار و چهارصدسال است که میگذرد و قدرت، دست امپراتوریهای مادی بوده است. بعد هم از دنیای اسلام [به] جامعه کفار منتقل شد؛ الآن امپراتوری عالم را میبینید؛ وسعت دارد، گستردگی دارد، سروصدا دارد. ولی آدم اگر بزرگ شد، همه این دنیای آنها در نگاهش «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم»، نه فقط در دل انسان جا پیدا نمیکند، بلکه در چشم انسان هم کوچک میشود. اهل دنیا خودشان گرفتارند، میخواهند مؤمنین را هم گرفتار کنند، تحقیر کنند، کوچک کنند. هر وقت هم صحبت از زهد [و] بزرگتر شدن میکنی، میگویند آقا، اینها میخواهند مردم را دعوت به بیکاری و بیعاری کنند؛ اصلاً اینطوری نیست. امیرالمؤمنین زاهدترین آدم عالم است، مبارزترین آدم این عالم هم است. در دوره ما، قائد شهیدمان زاهدترین عالم در دنیا بود، خب زندگیشان را ببینید؛ مبارزترین آدم دوران خودش هم بود، اینها منافات با هم ندارد.
اتفاقاً آدم اگر بزرگ شد، میتواند برای خدا مبارزه کند، «الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّه». کوچک که شدی: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ الطَّاغُوت»؛[۱۳] او هم میکشد، کشته میشود، خونش را میگذارد، اما «في سَبيلِ الطَّاغُوت». میکُشد که بهرهاش را رئیسجمهور فاسد آمریکا ببرد! کشته میشود [تا بهرهاش را رئیسجمهور فاسد آمریکا ببرد]. الآن اینهایی که در اسرائیل کشته میشوند، برای چه کسی کشته میشوند؟ چه چیز گیرشان میآید؟ اینطور سفت و محکم ایستادهاند، میزنند، میکشند، به کجا میرسند؟!
پس قرآن میفرماید بیایید خودتان را به طرح نبیاکرم (ص) برسانید، قبل از فتح بیایید، همه امکانات اینجاست، اجر کریم اینجاست. ولی بدانید یک حیات الدنیای وسیعی پیشِروی شماست، ولی با همه وسعتش مثل یک رویش بهاری است، حواستان جمع باشد؛ پاییز دارد، خزان دارد، خسوخاشاک میشود. دستگاه نبیاکرم (ص) هیچوقت خزان ندارد، همیشه بهار است، هیچ چیزی در آن فوت نمیشه، هر دانهای که بکاری، میماند، ماندگار میشود؛ «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق».[۱۴] این دستگاه، دستگاه فناست، آن دستگاه، دستگاه بقاست؛ بیایید در دستگاه بقاء سرمایهگذاری کنید. بیایید بزرگ بشوید، بروید به سمت حضرت حق. حتی اینقدر بزرگ بشوید [که] بهشت هم به شما دادند، قانع نشوید. مناجات امام سجاد (ع) را ملاحظه کردهاید؛ به ما یاد میدهند، میگویند با خدای متعال اینطور حرف بزنید: «يَا نَعِيمِي وَ جَنَّتِي وَ يَا دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي».[۱۵]
باید بهگونهای از وسط این دنیا عبور کنید که مخاطب این خطاب بشوید: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي».[۱۶] چطور میشود؟ میگویند حواستان باشد: «سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»، سبقت بگیرید، شما جزو اولین آدمها باشید، بروید راه را برای دیگران باز کنید؛ این پا و آن پا نکنید که دیگران بروند، بعد شما بروید. راه امام زمان (ع) را اولراهرو شما باشید. برو راه را برای دیگران به سمت مغفرت الهی باز کن.
ما از حیات الدنیا که عبور میکنیم، بالاخره دستگاه دنیاست، ما هر چقدر هم دامنمان را جمع میکنیم، یک مقدار آلوده میشویم؛ اول میشویند، «سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ»، پاکت میکنند. بعد وارد آن جنات میکنند که همهاش حضور و ذکر و نعمت است؛ «سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ». پروردگار شما وادی مغفرت درست کرده، اول شستشویتان میدهد. «وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»، [بعد] وارد یک بهشت بسیار وسیعی میشوید، به وسعت همه عوالم. شما اولین کسی باشید که از این وادی مغفرت عبور میکنید [و] به آنجا میرسید. از حیات دنیا که عبور میکنید، اگر اهل سبقت بودید، اگر حواستان را جمع کردید، اول شستشویتان میدهند، بعد وارد جنتی میشوید که «أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ»؛ برای آنهایی که ایمان به خدا و رسول دارند، آماده شده است.
این سوره مکرر تأکید میکند، «آمِنُوا بِاللَّهِ»، ایمان به این انبیاء بیاورید. اینهایی که ایمان دارند، راه انبیاء را میروند، [از] وسط دنیای فراعنه عبور میکنند، اگر حواسشان جمع بود، به یک مغفرت میرسند، از وادی مغفرت عبور میکنند، میرسند به جنتی [که] «عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ»؛ همه چیز آنجا مهیاست. «ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ»؛ این هم فضل خداست، خیلی گسترده و واسع است؛ خدای متعال این سفره را از فضلش پهن کرده است.
ـ قبض و بسط و ابتلاء در مسیر عبور از حیاتالدنیا
بعد میفرماید که شما که به سمت خدا میروید، با سرعت هم میروید، مواظب هستید گرد و غبار دنیا روی شما ننشیند. دنبال مغفرت و جنت هستید، چشمتان را به حیات الدنیا بستهاید [و] از وسط آن عبور میکنید. شمایی که اینطور راه میروید، بدانید حوادثی در راه هست. این راه خدا، این راه عبور از حیات الدنیا، حرکت به سمت میدان مغفرت و رحمت و جنت خدا، این مسیری است که قبض و بسط دارد، سختی و خوشی دارد، مسیر ابتلاء و امتحان است؛ یک روز دنیا را به شما میدهند [و] تکلیف روی دوشتان میگذارند، یک روز از شما میگیرند [و] تکلیف روی دوشتان میگذارند. حواستان به این آمد و شدها پرت نشود. مواظب باشید از مسابقه جا نمانید، راه خدا را بروید.
اگر حواستان به این قبض و بسطها بود، دیگر نمیتوانید راه خدا را بروید. میفرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُم»،[۱۷]حوادثی برایتان پیش میآید، چه در بیرون؛ قحطی میشود، محاصره اقتصادی پیش میآید، دشمن کار را سخت میکند؛ «فِي أَنْفُسِكُمْ»؛ در خودتان گرفتار میشوید، مریض میشوید، غصهدار میشوید؛ «إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا»؛ در یک مرحلهای، در یک جایی ما سرنوشت شما مؤمنین را که در راه خدا میروید، تقدیر میکنیم، سرتان را سپردهاید، ما آنجا معین کردیم، حوادث سر راه است. این حوادث هم بر اساس تقدیر ماست. یک جایی لازم است، به شما امکانی را بدهند، یک جا لازم است از شما بگیرند، یک جا لازم است، سالم باشید، یک جا لازم است مریض باشید، یک جا لازم است به وسعت برسید، یک جا لازم است برای این مسیر در تنگی قرار بگیرید؛ ما حواسمان به شما هست، قبض و بسطها دست ماست، یک جایی ما تقدیر میکنیم، بعداً در این عالم نازل میشود، «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا». قبل از اینکه به شما برسد [و آن را] ببینید، یک جایی ساماندهی شد، تصادف نیست؛ خیال نکنید وقتی دارید در راه خدا میروید، تصادفاً سختیها به شما میرسد، اصلاً اینطور نیست؛ قبل از اینکه به شما برسد، ما معینش کردیم؛ «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا».
خدایا حالا از ما چه توقعی داری؟ کسی که میخواهد با امام زمان (ع) راه برود [و] بزرگ بشود، بهخصوص در دوره قبل از فتح و سختیها و درگیریها و دشمنیها و ایذاءها، دنبال طرح حضرت است. خدای متعال میفرماید مواظب باشید از این حیات الدنیا به سلامت بگذرید، پاکتان میکنیم [و] شما را به جنت میرسانیم. اصل این مغفرت و جنت برای قیامت است، ولی بر اساس بیان علامه بزرگوار طباطبایی، یک منزلت آن برای ظهور است؛ این [آیه] وعده به ظهور است. شما از این حیات الدنیا که عبور کردید، آن طرفش ظهور است. قبل از ظهور یک وادی مغفرتی است، شما را تطهیر میکنند، بعد در جنتِ ظهور میبرند. عالم ظهور یک عالمی است، همین عالمِ ارض متحول میشود.
«جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»؛ اصل ظهور هم چنین چیزی است؛ البته اصل این آیه راجع به قیامت است، ولی ناظر به عصر ظهور هم هست. یک چنین چیزی سر راهش [است]؛ میخواهید به سمت ظهور بروید، «جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»، همه چیز آنجا آماده است. «يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خِلَالٌ»؛[۱۸] تعبیر به ظهور هم شده است. اصلاً خرید و فروش نیست؛ اینقدر امکانات فراوان است، اینقدر آدمها بزرگ میشوند که ـ بعضی روایات [میگوید] ـ با صلوات با همدیگر تجارت و معامله میکنند. دیدهاید، آدمهای سخاوتمند [نسبت به] امکانات [چگونهاند]؟ میگوید چه بدهم؟ میگوید یک صلواتی بفرست [و] برو.
بنابراین، یک بهشتی سر راه شما هست، همه چیز آنجا آماده است. ولی بدانید در مسیر این بهشت حوادثی است، قبض و بسطهایی است. بدانید این قبض و بسطها تصادفی نیست؛ ما برای مؤمنِ در راه، یک طرحی داریم، باید از این طرح بگذرد؛ خوشیها، سختیها، قبض و بسطها. آن روزی که دستش باز است، یک تکلیف از او میخواهیم، آن روزی که دستش بسته است، یک تکلیف دیگر از او میخواهیم. آن روزی که پیروزیها میرسد، یک چیز میخواهیم، آن روزی که سختیها میآید [یک چیز دیگر]. حواستان باشد اینها را ما تقدیر کردیم.
ـ ثبات قدم و لزوم زهد برای عبور از دار دنیا
خدایا اگر تو تقدیر کردی، من چه کنم؟ «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ»،[۱۹] امکاناتی به دستتان آمد، دلخوش به آنها نشوید؛ از دستتان رفت، نگران نباشید. اگر نگران این آمدوشدها شوید، دیگر نمیتوانید راه خدا را بروید. روایات ما مکرر میگوید زهد را در قرآن، این یک آیه تفسیر میکند. زاهد آن کسی است که یک، سرش را به خدا سپرده [و] راه خدا را میرود؛ دو، چشمش را به روی حیات الدنیا بسته [است]؛ سه، به سرعت دارد به سمت وادی جنت و مغفرت و رحمت میرود؛ چهار، اینقدر بزرگ شده است که حوادث راه، دست و پای او را نمیگیرند [و] کار خودش را میکند. یک روز سختی، یک روز خوشی؛ در سختی هم مشغول انجام وظیفهاش است، در وسعت هم مشغول انجام وظیفهاش است. نه در بهار دلخوشِ بیخودی است، نه در پاییز غصه میخورد؛ در بهار وظیفهاش را [و] در پاییز هم وظیفهاش را انجام [میدهد]. تلخکامیها و شیرینیهای روزگار، در هر دو حواسش به خداست.
کسی که حواسش به تلخکامیها و شیرینیکامیهاست، یک روز مشغول ذائقه شیرینش است، فردا هم نگران تلخیهاست و عمر تمام میشود؛ اینطوری راه خدا را نمیشود رفت. امیرالمؤمنین (ع) در روایتی نورانی که در توحید صدوق و در کافی نقل شده است، فرمود: «فَأَمَّا الزَّاهِدُ فَقَدْ خَرَجَتِ الْأَحْزَانُ وَ الْأَفْرَاحُ مِنْ قَلْبِهِ فَلَا يَفْرَحُ بِشَيْءٍ مِنَ الدُّنْيَا وَ لَا يَأْسَى عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا فَاتَهُ فَهُوَ مُسْتَرِيح»؛[۲۰] زاهد کسی است که همه دنیا را به او بدهند، خوشحال نمیشود، دنیا را از او بگیرند، غصه نمیخورد، «فَهُوَ مُسْتَرِيحٌ». پس کسی که مشغول قبض و بسطهای دنیا [نیست] در دنیا چکار میکند؟ مشغول کار بالاتری است، مشغول همان مسابقه است.
یاران امام زمان (ع) در این دوران، کسانی هستند که تمام تمدن مادی غرب با همه جلوههایش، لحظهای چشم آنها را [به] خودش مشغول نمیکند. بله، از وسطش دارند عبور میکنند، گرد و غبارش هم یک جایی ممکن است روی آنها بنشیند؛ به سرعت به سمت وادیِ مغفرت و جنتِ عصر ظهور حرکت میکنند. در این مسیر هم یک روز ضربه میزنند، یک روز هم ممکن است ضربهای بخورند، یک روز امکانات فراوان [است و] یک روز کمتر است، یک روز سالماند [و] یک روز مریضند، یک روز جوانند [و] یک روز پیرند؛ برایشان فرقی نمیکند. همان مسیری که در جوانی میرفته، در پیری هم میرود؛ در فقر میرفته، در غنا هم میرود. کار خودش را انجام میدهد؛ زاهدند، فارغاند، اهل سبقتاند.
در اینجا روایتی را سریع بخوانم [و] عرضم را جمع کنم. علیبنابراهیم نقل کردهاند، امام سجاد (ع) با اهل بیتشان بر یزید وارد شد. یزید برای امام سجاد (ع) قرآن خواند، گفت: «مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ»؛[۲۱] حوادثی که بر شما پیش میآید، کار خودتان است. ما هم اکثراً همینطور هستیم، اکثر حوادثی که برایمان پیش میآید، [بخاطر] گرفتاریهای خود ماست؛ «بِسْمِ اللَّهِ» نمیگوییم زمین میخوریم. [یزید] گفت برای این حادثه عاشورا خودتان مقصرید. حالا من به تعبیر خودم میگویم، حضرت فرمود تو برای ما قرآن نخوان، قرآن پیش ماست. به او گفت آیه ما این نیست، اشتباه نکن، آیه ما این است: «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ»؛ ما آن سابق الی الله هستیم که به سمت خدا میرویم و راه را برای همه امت باز میکنیم. امام حسین آن «أَسْبَقُ السَّابِقِينَ» است که بر همه سبقت گرفته، راه خدا را رفته و با شهادت خودش راه خدا را، راه اسلام را، راه بندگی را در مقابل حیات الدنیا و شهوات و غفلت باز کرده، همه را هم دعوت کرده بیایند، «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا».[۲۲] خودش قبل از همه رفته، راه را هم باز کرده است.
امام حسین آن اسبق السابقین است، ما هم جزو همان [هستیم]، ما داریم به سمت خدا میرویم [و] راه خدا را باز میکنیم. این کاروان شهادت و اسارت، راه خدا را باز کرده، وگرنه راه خدا بسته بود؛ «يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»؛[۲۳] کار بنیامیه صد عن السبیل [بود و] سیدالشهداء این راه را دوباره باز کردند. بعد از [آن فرمود] آیه ما این است: «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ». ما در این مسیر اصلاً تأسف نمیخوریم که چیزی از دست بدهیم؛ چیزی از دست نرفته است. امام سجاد (ع) سی و پنج سال گریه کرد؛ بحث بکاء و اندوه یک چیز است، بحث اینکه بگوییم چیزی از دست رفته است، [یک چیز دیگر است]. این است که افسرده نمی شوند، این است که بعد از شهادت هم میایستد؛ همه اش حماسه است.
ما هم همینطور هستیم، شهدای عزیزی از دست دادیم، یک مرجع کمنظیرِ تاریخ شیعه را این ناپاکها زدند؛ خیلی بزرگ است، ولی متأسف نیستیم؛ در راه خدا چیزی از دست نرفته است. حضرت فرمود سیدالشهداء (ع) شهید شدند، ولی ما متأسف نیستیم. عرض کردم بکاء چیز دیگریست. چیزی از دست نرفته و فوت نشده است. همه چیز در نزد خدا محفوظ است. ببینید این خون پاک چه بعثتی به پا کرده [که] انشاءالله تا پرچم آمریکا و تمدن غرب را نیندازد، این بعثت نمیخوابد. نگران هم نباشیم؛ «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذنِ اللَّهِ»،[۲۴] بایستیم، صبوری کنیم، خدای متعال این پرچم را میاندازد؛ خیلی جای نگرانی نیست. عده ما کم است؟ خب باشد، مگر اندکهایی بر کثیر، «بِإِذْنِ اللَّهِ» [پیروز نشدند]؟ این هم یکی از مصادیق آن است انشاءالله. ما چیزی از دست نمیدهیم، غصهدار هستیم، ولی عزاداریمان مثل عزاداری سیدالشهداء (ع)، حماسه است. امام سجاد (ع) فرمود چیزی از دست نرفته است.
عنایت کنید، مسیر ظهور این است؛ همراهان امام زمان(ع)، همراهان امام حسین (ع) هم اینطورند؛ آنها کسانی هستند که از وسط حیات الدنیای بنیامیه و ابنزیاد و یزید و اینها عبور کردند. به آنها وعده دادند، تهدیدشان کردند، اصلاً نه آن وعده خوشحالشان کرده، نه این تهدید نگرانشان کرده؛ چشمشان را بستند [و] خودشان را به امام حسین(ع) رساندند. اینها میشوند زاهد.
«سَابِقُوا»؛ اینها سبقت گرفتند به سوی امام حسین (ع) که وادی مغفرت و جنت است. ما هم الآن وظیفهمان همین است؛ با همه وجود در این دنیای پر سر و صدا، پرچم را دست بگیریم [و] به سمت قله ظهور برویم که انشاءالله قله به فضل الهی نزدیک است. حرکت به سمت ظهور، عبور از حیات الدنیا میخواهد. اگر این تمدن مادی، چشم دل ما را برد، دیگر از این قافله جا میمانیم؛ مطمئن باشید. آنهایی که دنبال این دنیا هستند، به جایی نمیرسند، اهل این میدانها هم نیستند، زمینگیر میشوند، میسازند، کوتاه میآیند، دست به پناه راه میروند. جسارت و جرأت آدم گرفته میشود، وقتی آلوده به دنیای اهل دنیا میشود؛ نمیتواند در راه خدا بایستد، نمیتواند با آنها مقابله کند، با آنها معامله میکند. اهل دنیا هم با هم معامله میکنند، اهل درگیری و قتال نیستند.
پاورقیها
. سوره حدید، آیه ۲۰.
. «عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ» قَالَ صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَةِ»؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۲.
. «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ»؛ سوره حدید، آیه۱۶.
. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون»؛ سوره حدید، آیه۱۷.
. «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور»؛ سوره حدید، آیه۲۰.
. «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقين»؛ سوره جمعه، آیه۱۱.
. «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليم»؛ سوره حدید، آیه۳.
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سوره حدید، آیه۴.
. نهج البلاغة، ص۳۰۳.
. سوره مدثر، آیه۳.
. سوره انبیاء، آیه۵۵.
. سوره تکاثر، آیات۱-۲.
. «الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفا»؛ سوره نساء، آیه۷۶.
. «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون»؛ سوره نحل، آیه۹۶.
. مناجاة المریدین، بحار الأنوار، ج۹۱، ص۱۴۸.
. سوره فجر، آیات۲۷-۳۰.
. «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسير»؛ سوره حدید، آیه۲۲.
. «قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خِلال»؛ سوره ابراهیم، آیه۳۱.
. « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور»؛ سوره حدید، آیه۲۳.
. الکافی، ج۲، ص۴۵۶.
. «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير»؛ سوره شوری، آیه۳۰.
. اللهوف علی قتلی الطفوف، ص۶۱.
. «الَّذينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُون»؛ سوره اعراف، آیه۴۵.
. «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرين»؛ سوره بقره، آیه۲۴۹.