سوره حدید؛ امت منتظر، ویژگیها و فضیلتها
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب ششم محرم الحرام در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
مروری بر سوره حدید
آیاتی را که مربوط به وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه است، بر اساس روایات و فهم از قرآن تقدیم میکردیم که طرح و برنامه حضرت و تکلیف ما را در همراهی با حضرت بهویژه در دوران غیبت، معین میکند. بعضی از این آیات مربوط به سوره مبارکه حدید بودند. یک نکته دیگر در این سوره مانده که شاید مربوط به حضرت باشد، این نکته را هم تقدیم میکنم. در ابتدای سوره بحث از الوهیت حضرت حق و رسالت نبیاکرم (ص) و طرح بزرگ حضرت و دوران قبل الفتح و بعد الفتح این طرح و اینکه بیایید ایمان بیاورید، همراه بشوید، امکاناتتان را خرج بکنید، بحث از این امور هست. بعد هم بحث از فضیلت همراهان حضرت در دوران قبل از پیروزی است، بعد هم موانع راه هست که حیات الدنیاست، بعد اینکه چگونه از این حیات الدنیا به سلامت عبور کنید.
در آیات پایانی سوره، خدای متعال بیان لطیفی نسبت به رسالت انبیاء دارد که من از آن عبور میکنم، این آیه خودش یک بحث پُردامنه است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّنات»،[۱] ما انبیاء را چگونه فرستادیم؟ چه مأموریتهایی روی دوش آنها بوده؟ بعد میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهيم»،[۲] از داستان رسالت انبیاء و رسل الهی صحبت شده است؛ حضرت نوح، حضرت ابراهیم، این دو پیامبر اولوالعزم آمدهاند، تکالیفی داشتهاند. «وَ جَعَلْنا في ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتاب»، این نبوت از بین نرفته و در ذریه حضرت نوح و حضرت ابراهیم باقی است [و] کتب الهی در اختیار هست. «فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»، بسیاری از آنهایی که با این انبیاء باید راه میرفتند، نتوانستند راه بروند. بله، عدهای هدایت شدهاند، از این کتاب، از این پیامبر، از انبیاء استفاده کردند، ولی «وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»؛ بسیاری از آنان هم پای عهدهای خودشان نایستادند و از مدار انبیاء خارج شدند. رسول بود، کتاب بود [اما] نخواستند راه بروند.
الفت قلوب مؤمنین و رحمت و رأفت الهی
بعد به اینجا میرسد؛ «ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعيسَى ابْنِ مَرْيَم»،[۳] پیامبرانی را پیدرپی فرستادیم، از نظر قرآن آخرین پیامبر اولوالعزمی که [قبل از نبی مکرم اسلام (ص)] مبعوث شده است، حضرت عیسی مسیح هستند؛ «وَ آتَيْناهُ الْإِنْجيل»، امکاناتی به حضرت دادیم، یکی انجیل بود که کتاب آسمانی است که به حضرت عیسی مسیح علینبیناوآلهوعلیهالسلام اعطا شده است. «وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَة»، ما در دل آنهایی که تبعیت از حضرت عیسی مسیح کردند، نسبت به همدیگر رأفت و رحمتی قرار دادیم. امتی برای حضرت عیسی، شکل دادیم که رابطه اینها رابطه رأفت و رحمت است. این نکته مهمی است که خدای متعال بر محور انبیاء، امتی درست میکند که اینها به هم پیوستهاند، با همدیگر رأفت دارند، رحمت دارند. این راجع به وجود مقدس نبیاکرم (ص) هم هست. وقتی حضرت تشریف آوردند، تعبیر قرآن این است: «وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا»،[۴] بهیاد بیاورید وقتی پیامبر گرامی اسلام تشریف آوردند، مبعوث شدند، وقتی این نعمت الهی آمد، این نعمت از عالم بالا بر شما نازل شد، رابطه شما با همدیگر عداوت و دشمنی بود، ما این عداوت را به الفت و اخوت تبدیل کردیم.
بر لبههای جهنم و پرتگاه جهنم بودید، شما را از لبه جهنم با این پیامبر گرفتیم و به وادی بهشت و جنت هدایت کردیم. بعد هم میفرماید همین کسانی که ما دلهای آنها را به هم گره زدیم، یکی از بهترین امکاناتی است که به پیغمبر گرامی اسلام دادیم. میفرماید ما شما را به نصرت خودمان و با مؤمنین یاری کردیم و ما بودیم که امتی با ائتلاف قلب، برای شما درست کردیم. با امکانات مادی چنین چیزی قابل دستاورد نبود.
در سوره مبارکه انفال خدای متعال به حضرت میفرماید که ما شما را [با] این مؤمنین تأیید کردیم؛ «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنين * وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»،[۵] خدای متعال شما را با نصر خودش و با مومنین تایید کرده است و بین قلوب آنها الفت ایجاد کرده است. این الفت قلب با امکانات مادی حاصل نمیشود. یک رحمت و رأفتی است از عالم الهی نازل میشود. همه امکانات زمین را هم خرج میکردی، با این پول دادن و خرج کردن، امت مؤتلفه و به هم پیوسته که همدیگر را دوست بدارند، درست نمیشد. این کار، کار خداست، این الفت اثر عزت و حکمت خداست. اینگونه نیست که با پول و امکانات بشود یک امت مؤتلف بسازی.
بعد میفرماید خدای متعال و این مؤمنین تو را حمایت میکنند و برای اینکه به مقصد برسی همین کافی است؛ «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنين»،[۶] خدای متعال و این مؤمنینی که خدای متعال برای تو فراهم کرده، دنبال تو هستند، الفت قلب دارند، خدای متعال با عزت و حکمتش اینها را ساخته، اینها برای شما کافی هستند. بعد دستور دعوت به قتال میدهد، میگوید حالا با اینها وارد میدان درگیری با دشمن بشوید.
قرآن میفرماید نسبت به حضرت عیسی هم اینگونه است، ما حضرت عیسی را در سلسله انبیاء فرستادیم، انجیل به او دادیم، و امتی که «وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَة»، در قلوب آن کسانی که دنبال حضرت عیسی مسیح بودند، رأفت و رحمت گذاشتیم. یک امت به هم پیوسته دارای الفت و رحمت؛ این امکانات حضرت عیسی مسیح بود. با این امکانات این امت باید سیر میکرد تا به دوران وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم برسد.
رهبانیت در امت حضرت عیسی و حضرت رسول اکرم برای آمادگی
بعد میفرماید: «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها»،[۷] یک رهبانیتی را هم خود اینها ایجاد کردند، ما به آنها دستور نداده بودیم، جزو دستورات نازله ما نبود، ولی خدای متعال هم رد نمیکند، گویا بهنوعی این را امضا کرده است. «رهبت» یعنی خشیت، رهبانیت یعنی انسان از خشیت خدای متعال خلوتی بگزیند و مشغول به عبادت و مناجات و انس با خدای متعال باشد. «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّه»، ما رهبانیت را بر آنها واجب نکرده بودیم، آن چیزی که ما از آنها میخواستیم، رضوان الله بود، مسیر رضای خدا را بروند، اینها خودشان این مسیر را برای اینکه به رضای خدا برسند، برای خودشان قرار دادند.
بعد میفرماید: «فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها»، آنگونه هم که باید رعایت نکردند، خودشان رهبانیت را قرار دادند، خودشان هم به آدابش عمل نکردند. این رهبانیت چیست؟ مرحوم طبرسی در مجمع [البیان] از وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل میکند که حضرت به ابن مسعود فرمودند علت اینکه خیلی از مسیحیها و علمای آنها خلوت گزیدند و در خلوتگاهها مشغول عبادت شدند، این بود که چندبار با دشمنان درگیر شدند، [اما] نتوانستند از عهده کار برآیند. با همدیگر تصمیم گرفتند که اگر اینگونه وارد میدان درگیری با دشمن بشویم، ممکن است چیزی از ما باقی نماند، برویم خلوت بگزینیم و خودمان را آماده کنیم و مهیا باشیم برای پیامبر گرامی بعد که [به ما وعده داده شده است]، آنوقت دستبهدست بدهیم، با ایشان راه را ادامه بدهیم، این راه احتیاج به یک رسول و پیغمبری دارد. لذا این مسیر را برای خودشان ایجاد کردند. تصمیم گرفتند اینگونه کار را جلو ببرند.
بعد حضرت به ابن مسعود فرمودند ولی رهبانیت امت من اینها نیست. ممکن است امت من هم یک دورانی داشته باشند که در آن دوران قدرت دست دیگران باشد، اینها مسلط نباشند، تحت فشار باشند، ولی این رهبانیت برای آنها نیست که بروند خلوتگزینی کنند و در خلوتها بنشینند تا امام زمان (ع) تشریف بیاورند و ظهور محقق بشود. رهبانیت امت من، هجرت است، جهاد است، صلاة است، صیام است. باید هجرت کنند، اگر در عصر غیبت، در جایی شرایطی بود که نمیشد بندگی خدا کنند، به جایی که امکان این بندگی هست، بروند. با اقامه صلاة و صیام خودشان را مهیا کنند، با جهاد در راه خدا خودشان را مهیا کنند، و بعد فرمود یکی از آنها هم حج است، حج و عمره هم جزو این رهبانیتهاست.[۸]
آن چیزی که امت را در دوران غیبت حفظ میکند، تا بتوانند سرِ پا بایستند، دین خدا را حفظ کنند، دینداریشان را حفظ کنند تا از دست نروند، آن رهبانیت مسیحیت نیست. در امت من هجرت و جهاد و صلاة و صیام و حج است که جای آن قرار داده شده است. باید با این بالها راه بروند، مهیا و آماده بشوند برای دوران ظهور، انشاءالله. این آن وظیفهای است [که] بر عهده ماست در دوره غیبت؛ هجرت و جهاد است، حج است، این تجمعهای بزرگ است، اینهاست که کمک میکند امت بتوانند خودشان را حفظ بکنند.
ایمان به الله و پیامبر و همراهی با طرح نبی اکرم
بعد میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا»،[۹] یک خطاب به مؤمنین میکند، آنهایی که ایمان به خدا دارند، ایمان به رسول دارند، «اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِه». شما که ایمان آوردید، دامنتان را جمع کنید در این دورانهای سخت، تا قبل از دوره فتح، درست راه بروید؛ اتقوا الله، گرفتار نشوید، دشمنی هست، برنامهای دارد، طرحی دارد، مواظب باشید شما در آن طرح نیفتید. دشمن میخواهد شما را در این دوران در درون هاضمه خود هضم بکند. مؤمنین را ببرد به طرف جبهه خود. اتقوا الله، شما که مؤمنید، حدود الهی را رعایت کنید، دامنتان را حفظ کنید، عرض کردم، با همین جهاد و هجرت و صلاة و صیام و حج و [مراقبت]، خودتان را برسانید به دوران پیروزی و فتح.
بعد میفرماید: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِه»، به این پیامبر ایمان بیاورید. عرض کردم، ایمان دوم معنایش همین است؛ این پیامبر یک برنامهای دارند که به نتیجه میرسد، اینگونه نباشد که سست بشوید و بگویید یک حرفی به ما زدهاند، حالا ۱۴۰۰ سال گذشته است، درست است یا غلط است؟! چه زمانی به نتیجه میرسد؟! اینگونه نباشد. به این پیامبر ایمان بیاورید، برنامهای که آورده، به نتیجه میرسد، که قبلاً هم آیات را خواندیم. اگر کنار این پیامبر بایستید، طرح حضرت، امامانی دارد، رسالت حضرت ائمهای دارد؛ با ائمه بایستید، ایمان بیاورید، تردید نکنید، شک نکنید. مثل ادیان دیگر و مسیحیها نشود که مقابله کردند، بعد رهبانیت گزیدند، از عهده رهبانیت هم برنیامدند، «وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»، از برنامه بیرون رفتند.
پیامبر بعدی، وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم هم که تشریف آوردند، اینها دیگر همراهی نکردند؛ اینگونه نباشید. «اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ»؛ اگر این کار را کردید، در این دوران سخت، که دوران رهبانیت این امت است، باید خودتان را با حج و جهاد و هجرت و نماز و روزه و استقامت در راه خدا به ظهور برسانید، اگر در این دوران استقامت کردید، شک نکردید، ایمان به این پیامبر داشتید، دچار وسوسه نشدید، «يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِه»، دو بهره از رحمت خدا میبرید. آنهایی که در این دوره میایستند، دو نصیب میبرند. هم نصیب جهاد در راه خدا، هم نصیب تقیه و در دوره غربت [کنار امام] راه رفتن.
ذیل این آیه روایت لطیفی است؛ به حضرت عرض کردند، آقا، خدای متعال در مواردی به اهل کتاب فضیلت خاصی داده که برای ما نیست، چرا؟! حضرت فرمودند برای شما هم هست. خدای متعال [آن فضیلتی که به امتهای گذشته داده شده است را] در سوره قصص نقل فرموده است؛ امت انبیاء گذشته، یک فضیلتی به آنها داده شده، آن فضیلت چیست؟ میفرماید: «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون»،[۱۰] ما هدایتمان را پیدرپی برای اینها فرستادیم که بتوانند از تذکرات آنها استفاده بکنند؛ [یعنی] امام بعد از امام، اینطور نیست که هدایت خدا قطع بشود. برای چه کسانی؟ «الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُون»،[۱۱] آنهایی که از قبل، کتب آسمانی به آنها داده شده است، درست راه رفتند، خدای متعال به عدهای از آنها کتاب داد، «حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها»،[۱۲] بار کتاب را برنداشتند، اینها به پیامبر خدا هم نرسیدند. تورات داشتند، پیرو حضرت موسی بودند، اهل کتاب بودند، کافر نبودند، با انبیاء آشنا بودند، ولی بار آن کتاب را برنداشتند، وظایفی که باید بعد از حضرت موسی کلیم «علینبیناوآلهوعلیهالسلام» عمل میکردند، عمل نکردند.
وقتی وجود مقدس نبی اکرم مبعوث شدند، همینهایی که منتظر بودند، مقابل حضرت ایستادند. با خدا هم نزاع کردند، گفتند چرا نبوت را به این پیامبر دادی؟ چرا در نسل حضرت اسحاق قرار ندادی؟ چرا منتقل شده به نسل حضرت اسماعیل؟! خدای متعال در قسمتهای متعدد قرآن این نزاع را توضیح میدهد، میفرماید اینها بیخود با جبرئیل مخالفت میکنند، یا میگویند جبرئیل وحی را اشتباهی آورده است، اینطوری نیست، اگر میخواهید مخالفت کنید، با خدا مخالفت کنید، این کار خداست. منتظر بودند، چون درست راه نرفتند، وقتی وجود مقدس نبیاکرم (ص) آمدند، نتوانستند با پیامبر همراه بشوند. کارشان به درگیری کشید، به نزاع کشید، انواع درگیریهایی که هنوز هم ادامه دارد. قرآن میفرماید: «الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُون»؛ اینها به این قرآن، به این کتاب، ایمان خواهند آورد. آنهایی که درست راه رفتند، راه حضرت مسیح را دنبال کردند، مسیر حضرت مسیح، مسیری است که ما را به وجود مقدس نبیاکرم (ص) میرساند.
در این امت هم همینطور است، آنهایی که راه را درست میروند، ما امام بعد از امام قرار دادیم؛ «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْل»، ما نگذاشتیم این قول حق قطع بشود و دست اینها از هدایت کوتاه باشد؛ فرمود امام بعد از امام، روایت متعددی دارد. ما کتاب فرستادیم، وجود مقدس نبیاکرم (ص) را فرستادیم، طرح هم طرح طولانی است، امام بعد از امام داریم، ما امت را رها نکردیم. آنهایی از اهل کتاب که درست راه رفتند، خودشان را به این پیامبر خدا میرسانند و ایمان میآورند، «وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِه»،[۱۳] قرآن برایشان تلاوت میشود، میگویند قبول داریم، این کتاب خداست. چون درست راه رفتند. وقتی درست راه رفتند، مسیر را درست طی کردند، وقتی به پیامبر بعدی میرسند، آمادهاند، همهچیز مهیاست؛ میگویند: «قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين».
این کتاب کتاب حق است، از ناحیه رب ماست، بهانه نمیآورند که خب حالا این کتاب چرا برای یکی از قوم ما نازل نشده است؟! چه فرقی میکند؟ کتاب رب است؛ به هرکس خواسته باشد میدهد، هرکس را میخواهد پیامبر قرار میدهد، اراده اوست، حکمت اوست؛ «إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا»، رب ماست، پروردگار ماست، کتابی آمده است، ما هم ایمان میآوریم. «إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين»، ما از قبل مسلم بودیم، خودمان را آماده کرده بودیم، ایمان به این پیامبر داشتیم، میدانستیم این پیامبر میآید، منتظر این پیامبر بودیم، حالا هم ایمان میآوریم. قرآن میفرماید اینها دو بار اجر میگیرند، «أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا»،[۱۴] اینها بخاطر پایداری که در دوران نبودن پیامبرشان کردند، بهگونهای راه رفتند که خودشان را به این پیامبر برسانند، اینها دو برابر اجر میبرند. اینها یک پایداری خاصی کردند، در دوران هدنه و غربت صبر کردند.
ویژگی و فضیلت فضیلت امت منتظر
ـ فضیلت امت منتظر
روایت مفصلی در کافی شریف از امام صادق علیهالسلام نقل شده است. به حضرت عرض کرد، آقا، در دورانی که قدرت ندارید، در کنار امام بایستی، از امام تبعیت کنی، خودت را به امام برسانی، همراه امام عبادت کنی، این افضل است یا عبادت در حال ظهور؟ حضرت مفصل توضیح دادند، در دوران غربت کنار امام ایستادن، این عبادت، عبادت افضلی است. فرمودند به خاطر اینکه شما در دوره غربت هستید، در دوره غربت هم خودتان را به امام رساندهاید، سرخود، راه نرفتهاید، خدای متعال امامی قرار داده، خودتان را رساندهاید، در دوران سختی با تقیه دارید، دینداری میکنید.
بعد حضرت به تفصیل توضیح دادند نمازتان چند برابر ثواب دارد، فلان عبادتتان [چند برابر ثواب دارد] و [چند مورد] شمردند. این دوران دورانی است که اگر کسی عبادت کند، یک الزاماتی دارد. البته این راوی دچار یک توهمی شد، به حضرت عرض کرد خب پس ما برای چه منتظر ظهور باشیم؟ اکنون کنار شما ایستادهایم، عبادتمان را هم میکنیم، از ظهور افضل است، از دوران پیروزی افضل است. حضرت فرمودند تو دوست نداری دین حق بر عالم حاکم بشود؟ دوست نداری عدالت حاکم بشود؟ دوست نداری همه مردم نجات پیدا کنند؟ مسئله این نیست که ما فقط اکنون عبادت کنیم و به فضیلت برسیم. تعلق ما به ظهور، تعلق به این است که آن دولت محقق بشود.
البته دوران ظهور هم مختصات خودش را دارد که در هیچ دوره دیگری آن مختصات نیست. حضرت تصرف در عقلها میکنند، عقول کامل میشود. تصرف در قلوب میکنند، صفات رذیله میرود، قلوب تهذیب میشوند. آن هم یک دوران فوقالعادهای است. دوران فوقالعادهای است؛ آنهایی که برزخ را هم گذراندهاند، در رجعت دوباره برمیگردند، مثل جناب سلمان، مالک اشتر، میآیند با امیرالمؤمنین (ع)، با امام زمان (ع) راه بروند. ولی علیأیحال سختیهای این دوران موجب میشود، خدای متعال آنهایی که در این دوران ایستادهاند [را مضاعف اجر بدهد]. ایستادن یعنی چه؟ حضرت عیسی مسیح به آنها فرموده بود، پیامبری میآید، با اوصیاء من راه بروید، راه را گم نکنید تا به دست این پیامبر دست بدهید. اینها این حرف را قبول کردند، «كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين»، ما از قبل این راه را قبول داشتیم. درست راه رفتند، همین که وجود مقدس نبیاکرم (ص) میآیند، ایمان میآورند. با کمترین آیهای که از حضرت میبینند، راه خودشان را تشخیص میدهند.
امیرالمؤمنین در خطبه قاصعه میفرمایند من کنار حضرت بودم، قریش گفتند شما اگر پیغمبری، بگو این درخت بیاید به سوی شما. حضرت دستور دادند این درخت از جا کنده شد، با سر و صدا محضر حضرت آمد، شاخههایش را روی دوش حضرت انداخت. گفتند اینگونه نمیشود، بگو برگردد سر جایش، درخت دو نیمه بشود، یک نیمهاش بیاید، یک نیمه بماند. حضرت این کار را کردند. گفتند عجب ساحر بزرگی است، چه سِحری میکند! در چشم ما تصرف میکند!
آدمی که آماده نیست، این معجزات را هم ببیند، ایمان نمیآورد. آدمی هم که آماده است، کارش را به درستی انجام داده، به کمترین نشانه میشناسد و ایمان میآورد. راجع به جناب سلمان تعبیر این است که آمده بود مدینه دنبال پیامبر میگشت، میدانست پیامبر اینجا مبعوث میشود. یک روز در نخلستانی بود، دید یک آقایی تشریف آوردند، با یک جمعی. دلش رفت، آمد نگاه کند، ببیند چهکار میکنند. صاحب باغ مقداری خرما آورد، گفت این صدقه است. حضرت خودشان میل نکردند، به اطرافیانشان دادند. بعد یک ظرف دیگری را گفت این هدیه است، حضرت از آن ظرف تناول فرمودند. [سلمان] گفت این همان پیامبر آخرالزمان است. کسی که درست راه نرفته، این همه نشانهها هم که نشان بدهند، ایمان نمیآورد.
قرآن به ما هشدار میدهد، «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون»، کتاب فرستادیم، امام فرستادیم. اهل کتابی که درست راه رفتند، [هنگام ملاقات با پیامبر میگفتند] این کتاب پروردگار است و به پیامبر ایمان آوردند؛ «إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين»، ما از قبل منتظر شما بودیم، این پیامبر را قبول داشتیم و کتاب شما را قبول داشتیم. [اینها] مقابل نفسانیاتشان میایستند. قرآن میفرماید چنین افرادی دو بار اجر میگیرند، «أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا»، [چراکه] اینها پایداری خاصی کردند، در دوران هدنه و غربت صبر کردند، اجر صبرشان را میگیرند. «وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَة»، یکی از کارهای دیگرشان این بود با حسنه، سیئه را دور میکردند، در این دوران نمیگذاشتند کار از دست برود. در مقابل بدیها، حسناتی داشتند، در مقابل بدی های دشمن با آن میایستادند. در یک روایتی دارد، با تقیه در مقابل اذاعه میایستادند.[۱۵]
ـ تقیه
یک دورانی، دوران تقیه است، باید با پنهانی طرح را دنبال بکند، نباید طرحت را بفهمند. تقیه یعنی همین، یعنی راه خدا را دنبال میکند، اما بهگونهای دنبال میکند که دشمن متوجه نشود. [تقیه] جزو عبادتهای بزرگ است. فرمود اینها در این دوران که قدرت دستشان نبود، بهگونهای راه میرفتند که نقشهشان را دشمن نفهمد. اینها با تقیه جلوی اذاعه را میگرفتند. اگر یک جایی هم بعضیها بیمبالاتی میکردند، طرح را لو میدادند، اینها بهگونهای مسیر دشمن را میبستند، نمیگذاشتند دشمن بفهمد طرح چیست و ما در عالم داریم چهکار میکنیم.
همینطور که انبیاء امت خودشان را آماده میکردند، هدایت میکردند، دستبهدست به پیامبر بعدی میدادند، شیاطین هم اینگونه بودند؛ از قبل میدانستند طرح چیست، میایستادند، راه را بر پیامبر بعدی ببندند. اینها در مقابل آنها «يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَة». [درحال حاضر] یکی از مطالعات گستردهای که دشمنان ما انجام میدهند، ـ شاید از ما بیشتر برای آن مراکز بزرگ پژوهشی و تحقیق درست کردند ـ راجع به آخرالزمان و ظهور امام زمان (ع) از نظر اهلبیت و شیعه است. خط به خط کتب ما را خواندند، چرا؟ چون میخواهند جلوی آن را بگیرند و مقابل آن طرح، طرحی رو کنند.
ما اگر بخواهیم درست عبور کنیم، احتیاج به یک پیچیدگیهایی داریم که این توضیح میخواهد. «يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَة»، نباید طرح ما را بفهمند. اینها علت اینکه دو تا اجر میبرند این است که در دوران سخت استقامت کردند، مواظب بودند، دوران تقیه بوده است، هم راه را میرفتند هم با پیچیدگی راه میرفتند که دشمن نفهمد.
ـ انفاق امکانات
[نکته] بعدی این است: «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون»، اینها در این مدت از امکاناتی که به آنها داده بودیم، برای راه پیامبرشان خرج میکردند. برای اینکه این مسیر ادامه پیدا کند، سرمایهگذاری میکردند. عصر غیبت هم همین است، عصر غیبت دورانی است که ما باید بیاییم و امکاناتمان را بیاوریم، ایمان داشته باشیم، با دقت حرکت کنیم، طرح دشمن را ببینیم، مقابل طرح دشمن طرح داشته باشیم. «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُم»،[۱۶] اگر در جایی نمیتوانستند حریف بشوند، اگر دشمن حرف باطلی میزد، لااقل، دنبالهروی نمیکردند؛ «أَعْرَضُوا»، از لغوِ دشمن اعراض میکردند.
ـ اعراض از لغو طرح دشمن
دشمن در دوره غربت، طرح دارد، بنیعباس، بنیامیه، اکنون امپراتوریهای دنیا، چهکار میکنند؟ «لغو» به پا میکنند. حداقل [کاری ما باید انجام دهیم] این است که دنبالهروی نکنیم، «أَعْرَضُوا عَنْهُ». گاهی این لغو [مثل این تمدن مادی] اینقدر بزرگ است، [حداقل وظیفه ما اعراض کردن از این طرح لغو است]. [در دوره هدنه، مؤمنین] در جایی حرفشان این بود: «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُم»، یک مراحلش اینگونه است، آقا ما با شما همراه نمیشویم، شما مسیر خودتان را بروید، ما را به دنبال خودتان نکشید. بعد به آنها میگفتند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلين»؛ با قول سلام، یک قولی که بشود مسیر را ادامه داد، ادامه میدادند و میگفتند ما دنبالهرو جاهلین نیستیم. این یکی از کارهایی است که در این دوران میکردند. دشمن طرح دارد، آدم لااقل میتواند از او تبعیت نکند. میتواند دنبالهروی نکند، طرح دشمن را نپذیرد. اگر دنبال آن طرح رفتی، از امامت جا میمانی، نمیتوانی با امام راه بروی.
آنها برنامهریزی میکنند که مردم را جدا کنند. اینهایی که در این دوران میایستند، استقامت میکنند، صابرند، «يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَة»، انفاق میکنند، دنبال لغو دشمن نمیروند، اعراض میکنند، اینها کسانی هستند که وقتی هم وجود مقدس نبیاکرم (ص) تشریف میآورند، ایمان میآورند. اینها دو اجر میبرند، اینطور ایمان و استقامت دو پاداش دارد.
به حضرت عرض کرد، آقا، خدای متعال به اهل کتاب یک چنین ثوابی داده، حضرت فرمود به شما هم داده است. در باب شما اینگونه فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه»؛ اگر [اینطور راه بروید] دو نصیب رحمت میبرید؛ این دو نصیب رحمت در دوره غیبت برای همین است، هم مجاهده میکنید، هم تقیه میکنید.
لذا مکرر در روایات فرمودند «كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِه» امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) است. ثواب هر دو طرح را میبرید. دوران غیبت، هم دوران مجاهده است، هم دوران تقیه است. دوران ظهور دوران دیگری است، دوران غلبه مطلق است. امر الهی اظهار میشود، غلبه مطلق حاصل میشود. قبلش دورانی است که ما، هم باید درگیر باشیم، هم باید طرح داشته باشیم، قبض و بسطهایی است. لذا کأنه آنهایی که در دوره غیبت صبر میکنند، هم اجر همراهی سیدالشهدا (ع) را میبرند، هم همراهی امام مجتبی (ع). چنین طرح پیچیدهای است، دو وجه در آن هست. هر دو وجه را با هم جلو میبرند. اینها کسانی هستند که «كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِه»، دو ثواب، دو نصیب از رحمت خدا میبرند.
بعد میفرمایند: «وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه»، اگر این کار را کردید، خدای متعال چراغی برایتان روشن میکند، اگر تردید نکردید، مسیرتان را از پیامبر خدا جدا نکردید، ایستادید، درست راه رفتید، دو نصیب میبرید، راه هم پیدا میکنید، خدای متعال چراغی قرار میدهد که از آن چراغ استفاده کنید. این چراغ چیست؟ امام. تأویل اصلی آن همین است؛ شما اگر رفتید، امام زمان (ع) سرِ راهتان است، راهتان روشن میشود. «وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً»، شما درست راه بروید، این دوران را بگذرانید، «وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه». امام آن چراغی است که خدا پیشِروی ما قرار داده است.
ـ حیات طیبه و هدایت با نور امام
قرآن میفرماید خدای متعال برای عدهای چراغ گذاشته، حیات به آنها داده است؛ «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاس»،[۱۷] ما به یک آدمهایی حیات طیبه دادیم، زندهشان کردیم، چراغی برایشان گذاشتیم، در بین مردم زندگی میکنند، اما اینها در نورند، کنار دستیاش در ظلمت است، این در نور است. راهش را میبیند، مسیرش برایش روشن است، ابهام ندارد. حضرت فرمود حیات با معارف است، خدای متعال دل عدهای را نورانی به معارف اهلبیت میکند، [نورانی] به علم امام [میکند]. فرمود: «نُوراً» یعنی امام. دستش به امام میرسد، با چراغ امام در عالم راه میرود. خدای متعال به ما میفرماید مسیحی ها مبارزه کردند، به رهبانیت رسیدند، پای رهبانیت خودشان هم نایستادند، اگر شما مسیر را درست طی کنید، ایمان بیاورید، اهل تقوا باشید، از مسیری که این پیامبر برایتان معین کردهاند، خارج نشوید، «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِه»؛ راه برایتان روشن میشود، از ابهام بیرونتان میآوریم، نمیگذاریم در تاریکی بمانید.
این طرح دوران غیبت است. اگر درست راه برویم، بهره ما در این دوران بهره مضاعف است. عدهای با امام مجتبی (ع) راه رفتند، ثوابش را بردند، عدهای با سیدالشهدا (ع) راه رفتند، ثوابش را بردند. آنهایی که در دوره غیبت پای طرح امام زمان (ع) میایستند، درست عمل میکنند، از مسیر خارج نمیشوند، استقامت میکنند، اسیر طرح دشمن نمیشوند، دچار طول الامد و طولانی شدن وعده نمیشوند، دو بهره میبرند؛ فضیلت همراهی با هر دو طرح و هر دو صبر را میبرند. صبر و سختی است. ثواب دو استقامت را میبرند. انشاءالله خدای متعال توفیق بدهد، آیات دیگری است، محضرتان تقدیم میکنم.
پاورقیها
. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز»؛ سوره حدید، آیه۲۵.
. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهيمَ وَ جَعَلْنا في ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»؛ سوره حدید، آیه۲۶.
. «ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجيلَ وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»؛ سوره حدید، آیه۲۷.
. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون»؛ سوره آل عمران، آیه۱۰۳.
. سوره انفال، آیات۶۲-۶۳.
. سوره انفال، آیه۶۴.
. «ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجيلَ وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»؛ سوره حدید، آیه۲۷.
. « وَ رُوِيَ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ كُنْتُ رَدِيفَ رَسُولِ اللَّهِ عَلَى حِمَارٍ فَقَالَ يَا ابْنَ أُمِّ عَبْدٍ هَلْ تَدْرِي مِنْ أَيْنَ أَحْدَثَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ الرَّهْبَانِيَّةَ فَقُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ ظَهَرَتْ عَلَيْهِمُ الْجَبَابِرَةُ بَعْدَ عِيسَى يَعْمَلُونَ بِمَعَاصِي اللَّهِ فَغَضِبَ أَهْلُ الْإِيمَانِ فَقَاتَلُوهُمْ فَهُزِمَ أَهْلُ الْإِيمَانِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ إِلَّا الْقَلِيلُ فَقَالُوا إِنْ ظَهَرَنَا هَؤُلَاءِ أَفْنَوْنَا وَ لَمْ يَبْقَ لِلدِّينِ أَحَدٌ يَدْعُو إِلَيْهِ فَتَعَالَوْا نَتَفَرَّقْ فِي الْأَرْضِ إِلَى أَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ النَّبِيَّ الَّذِي وَعَدَنَا بِهِ عِيسَى يَعْنُونَ مُحَمَّداً فَتَفَرَّقُوا فِي غِيرَانِ الْجِبَالِ وَ أَحْدَثُوا رَهْبَانِيَّةً فَمِنْهُمْ مَنْ تَمَسَّكَ بِدِينِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها الْآيَةَ ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ أُمِّ عَبْدٍ أَ تَدْرِي مَا رَهْبَانِيَّةُ أُمَّتِي قُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ الْهِجْرَةُ وَ الْجِهَادُ وَ الصَّلَاةُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْعُمْرَةُ»؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۶۶.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم»؛ سوره حدید، آیه۲۸.
. سوره قصص، آیه۵۱.
. سوره قصص، آیه۵۲.
. «مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين»؛ سوره جمعه، آیه۵.
. «وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين»؛ سوره قصص، آیه۵۳.
. «أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون»؛ سوره قصص، آیه۵۴.
. «عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا» قَالَ بِمَا صَبَرُوا عَلَى التَّقِيَّةِ «وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ» قَالَ الْحَسَنَةُ التَّقِيَّةُ وَ السَّيِّئَةُ الْإِذَاعَةُ»؛ الكافی، ج۲، ص۲۱۷.
. «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلين»؛ سوره قصص، آیه۵۵.
. «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُون»؛ سوره انعام، آیه۱۲۲.