طراحی جبهه مقاومت در مقابل طرح توسعه غربی توسط رهبر شهید و لزوم اقدام برای تغییر نظم منطقه و جهان
متن زیر سخنرانی آیتالله سید محمدمهدی میرباقری در سالگرد شهید ایزدی(حاج رمضان) در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۵ برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. درگیری تاریخی بین جبهه حق و جبهه باطل و نمود این درگیری در دوران فعلی
با درود و سپاس به درگاه خداوند متعال، اینجانب از توفیق حضور در این جلسه و عرض ادب و احترام نسبت به ساحت مقدس شهدای عزیز، بهخصوص شهید والامقام، سردار بزرگوارمان سردار ایزدی یا حاج رمضان، شکرگزار هستم. خدا توفیق داد که حضور پیدا کنیم و نسبت به ساحت این شهدا و خانوادههای معزز ایشان عرض ادب و احترام کنیم. [این مجلس،] بزرگداشت این شهید عزیز، همه همرزمان ایشان و در صدر همه، قائد و رهبر شهیدمان است که مسیر استقامت و شهادت را برای اینها گشودند. امیدوارم که بتوانم توضیح بدهم که این بزرگواران بر سر چه طرح باعظمتی ایستادند و شهید شدند و در مقابل چه طرح پیچیدهای از دشمن استقامت کردند.
همه ما میدانیم که یک درگیری گسترده و طولانی بین جبهه حق و ایمان با جبهه باطل و کفر در امتداد تاریخ وجود داشته است. این درگیری هنوز هم ادامه دارد. البته این درگیری در ادوار مختلف، شکلهای مختلفی پیدا میکرد و در صورتبندیهای مختلفی ظاهر میشد. شاید قالب و صورتبندی اصلی این درگیری، اکنون بین اسلام ناب، تفکر و اسلام شیعی و بین جریان تجدد باشد. یعنی بین تفکر و فرهنگ غربی با تفکر و فرهنگ اسلام ناب. این صورتبندی و قالب اصلی درگیری حق و باطل در دوران معاصر ماست.
موضوع این درگیری هم بر سر ایمان به خدای متعال و کفر است. گرچه این درگیری ابعادی دارد و اشکال مختلفی میشود برای آن معرفی کرد؛ [مثلاً این درگیری] در حوزه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قابل توضیح است، ولی محور درگیری، ایمان بالله و کفر بالله است. اگر بخواهیم با تعبیر دقیقتر و لطیف قرآنی این را بیان کنیم، [آیه شریفه] «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ»[۱] میفرماید اختصام، درگیری و منازعه، بر سر پروردگار است؛ بر سر کسی است که رب هر دو [گروه] است. یک عده ربوبیت را انکار میکنند و یک جبهه، این ربوبیت را میپذیرند.
ربوبیت یعنی [خدای متعال] هم خالق است و هم تدبیر میکند؛ اوست که رب عالم است، تدبیر میکند و طرح دارد. همانگونه که [خدا] برای همه عالم تدبیر دارد، برای نظام اختیارات ما هم تدبیر و برنامهای دارد، که همان طرح دین است. [خدای متعال] انبیاء را فرستاده تا اختیارات ما را سرپرستی کنند و در مسیری که ربوبیت الهی اقتضا دارد، حرکت بدهند. جبهه مؤمنین این را قبول دارند و به دنبال انبیاء حرکت میکنند و به طرح رب خود معتقد هستند. [اما] جبهه مقابل این را انکار میکنند؛ منکر ربوبیت هستند. این موضوع اصلی نزاع است.
اکنون نیز گرچه این نزاع گاهی صورتبندیهای مختلفی پیدا میکند و در زوایای مختلفی تحلیل میشود [ولی] همه این تحلیلها [به این محور بازمیگردد. برخیها] این نزاع را به درگیری بر سر منابع انرژی در عالم برمیگردانند؛ [برخی هم] به خصوصیتهای جغرافیایی کشورها برمیگردانند. اینها مطالب خوب و قابل پیگیری است و در جای خودش درست است، ولی موضوع اصلی درگیری اینها نیستند. اکنون نیز موضوع درگیریِ بین فرهنگ و تفکر اسلام و فرهنگ تجدد، بر سر حقانیت ادیان الهی و توحید است؛ بر سر ایمان بالله و ربوبیت خداست.
در دوره روشنگری، اصلیترین ادعای [غرب] این بود که دوران صباوت بشر تمام شده است و [بشر] دیگر به نبی و بزرگتر احتیاج ندارد ندارد؛ [بشر] میتواند خودش با عقل خودبنیاد خودش، خودش را اداره کند. بزرگترین ادعای آنها، استغنای از انبیاء بوده است و بقیه مدعیاتی که در دوران روشنگری گفتهاند، از اومانیسم و لیبرالیسم، همه فرع بر این اصل است. اصل مدعای عصر روشنگری که اکنون اسلام ناب در مقابل آن ایستاده و صفآرایی را شروع کرده است، همین است؛ بقیه مدعیات آنها، فرع بر این مدعای اصلی است. [پس] این درگیری، اکنون نیز ادامه دارد، [منتها] قالب و صورتبندی آن، درگیری بین اسلام و فرهنگ تجدد است.
۲. خصوصیات دوران جدید
نکته دوم این است که این درگیری بعد از جنگ جهانی، وارد یک مرحله جدید شده است. جنگ جهانی اول و دوم، دو جنگی است که اسلام و ادیان الهی در آن دخالتی نداشتند. اینها بعد از کنفرانس وین در سال ۱۸۱۵، معتقد شدند که با عبور از ادیان و مذاهب، دوران امنیت و صلح پایدار فرا رسیده است. [اینها] عامل درگیریها را به مذهب، تعصبات دینی و عوامل ایدئولوژیک برمیگردانند و میگفتند اینها عامل درگیری است. [میگفتند] حال که دینزدایی اتفاق افتاده و تمدنی بر محور عقلانیت خودبنیاد بشر و دانش و فناوریهای مدرن شکل گرفته است، دوران درگیری و جنگ پایان یافته است. ریشه جنگها را در اعتقادات مذهبی و ایدئولوژیک میدانستند. ولی تقریباً بعد از یک قرن و در سال ۱۹۱۴، جنگ اول جهانی شروع شد؛ بعد هم با فاصله کوتاهی جنگ دوم جهانی شروع شد.
این جنگها دو خصوصیت دارند؛ اولاً هیچ عامل بیرونی دیگری نبوده است و مذهب را کنار گذاشته بودند. [این جنگ،] بین کشورهایی بود که غرب را پذیرفته بودند و دلالتهای انقلاب صنعتی را قبول کرده بودند؛ [جنگ] بین این کشورها اتفاق افتاده است. ادیان الهی دیگر در آن حضور نداشتند. جنگ بین کشورهایی بود که فرهنگ تجدد را قبول کرده بودند و داشتند کشور خودشان را بر همان مدار میساختند. بنابراین نشان میدهد که این درگیری، در ذات خودِ فرهنگ تجدد ریشه دارد. البته این نیاز به توضیح دارد که چرا تفکر مادی در درون خودش، نزاع و درگیری وجود دارد. به تعبیر قرآن چیزی که عداوت را از بین میبرد، نعمت انبیاء و نعمت سرپرستی خدای متعال است. بدون اینها، امکان رسیدن به امنیت و صلح پایدار فراهم نیست.
علی ای حال ادعای اینها این بود که با عرفیسازی زندگی بشر، با ایجاد یک تمدن مبتنی بر عقلانیت و فناوری و با تکیه به خود انسان و بدون دخالت انبیاء، دوران امنیت و صلح فرا رسیده است. [اما با این حال،] از درون این تمدن، دو جنگ بزرگ شکل گرفته که نشان میدهد اقتضاء ذات این تمدن همین است.
این درگیریهایی که اتفاق افتاده است، از لحاظ سطح خشونت و از بین بردن منابع طبیعی و مهمتر از آن [از لحاظ] کشتار جمعی انسانها، با قبل قابل مقایسه نیست. هیچکدام از درگیریهایی که قبلاً بوده، در این مقیاس از سَبُعیت نبوده است. این دو جنگ بسیار سنگین و بزرگ بودند و بیش از ۱۰۰ میلیون کشته داشتند. این نشاندهنده این است که این تمدن در ذات خودش با بنبست روبهرو است.
بعد از جنگ اول و دوم جهانی، یک ایده جدید برای کنترل جهان مطرح شد و آن هم صلح و توسعه پایدار و جهانی بود. تقریباً همزمان با آن و با فاصلهای بسیار کوتاه نیز اسرائیل متولد شد. این دو حادثه به فاصله کوتاهی بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق افتادند؛ یکی نشر گفتمان توسعه در سطح جهانی و دوم نیز شکلگیری کشور غاصب اسرائیل در سرزمین مردم فلسطین. این دو تقریباً همزمان هستند.
آن چه که محققین میگویند، این است که آغاز گسترش گفتمان توسعه در جهان، به دوران ریاست جمهوری ترومن برمیگردد. [میدانید که] بعد از جنگ دوم جهانی، آمریکا قدرت برتر شد. [رئیس جمهور آمریکا در آن دوران] در سخنرانی خودش ادعا کرد که ما میخواهیم کمک کنیم و دانش خودمان و فناوریهای خودمان را در اختیار کشورهای توسعهنیافته قرار بدهیم. آغاز تقسیمبندی کشورها به توسعهیافته و نیافته اینجاست. میگویند ما حاضریم که امکانات خودمان را به ملتهای جهان بدهیم تا آنها نیز به توسعه برسند.
[آن زمان بود که] گفتمان توسعه را در سطح جهان گسترش دادند و ملتها را به توسعه ترغیب کردند. این رئیسجمهور، اصولی را نیز برای این اقدام جهانی بیان کرد که یکی از از آنها همان اصلی است که نحوه کمک به کشورهای توسعهنیافته را برای توسعه بیان میکند. ذیل همان اصل در بسیاری از کشورها از جمله ایران، سازمانی شکل گرفت.
بنابراین [قبل از] این جنگهای جهانی تمدنی شکل گرفته بود که ادعای استغنای از انبیاء و ادعای ایجاد صلح جهانی را داشت. اما جنگ اول و دوم جهانی، با این تفکر بسیار معارض بود. تمدن جدید [میخواست] صلح را بر جهان حاکم کند و [میگفت] دوران جنگ پایان یافته چون ریشه جنگ در تعصبات مذهبی است. [اما شکلگیری این دو جنگ،] این را نقض میکرد.
لذا تلاش کردند تا این را اصلاح کنند؛ عدهای در غرب برای عبور از تجدد تلاش کردند، ولی به جایی نرسیدند. اینها معمولاً در حاشیه بودند و حتی این تفکر، مکمل همان جریان تجدد شد. [یعنی] مسیر اصلی را تغییر نداد که دوباره به ریل ادیان و مذاهب برگردند و مسیر خودشان را بهدرستی تصحیح کنند، [بلکه] همان مسیر با یک سری اصلاحات ادامه پیدا کرد. [علی ای حال اینها] بعد از جنگ دوم جهانی دو اقدام بزرگ کردند. یکی گسترش گفتمان توسعه در مقیاس جهانی بود. میگفتند ما میخواهیم بهعنوان یک کشور توسعهیافته، کمک کنیم تا ملتهای دیگر هم توسعه پیدا کنند.
ـ نقش اسرائیل در طرح توسعه
عدهای معتقدند که این توسعه چیزی است که همه ملتها به آن تعلق دارند و آن را میخواهند؛ لذا به طور طبیعی انتشار پیدا میکند. ولی کاملاً واضح است و قرائن زیادی وجود دارد که اینها با ایجاد درگیری و ناامنی در جهان، توسعهفروشی میکنند. یعنی سازوکار توسعه جهانی را با ایجاد ناامنی به ملتها تحمیل میکنند. یک نمونه مهم آن، همین است که همزمان با گسترش گفتمان توسعه در جامعه جهانی، اسرائیل را در غرب آسیا ایجاد کردند. [آنها] ملتی را با یک قدرت قاهره از سرزمین خودشان بیرون کردند و یک دولت غاصب شکل دادند. [بعد هم] برای آن نامی جعل کردند و سازمان ملل هم آن را به رسمیت شناخت. بسیار عجیبی بود؛ این یک بدعت بیسابقه است. [این اتفاق] تقریباً با گسترش گفتمان توسعه در جهان همزمان است؛ یکی در سال ۱۹۴۷ بود و دیگری در سال ۱۹۴۸.
آنها اسرائیل را بهعنوان کشوری که الگوی توسعه غربی در غرب آسیاست و رؤیای توسعه آمریکایی در آنجا محقق شده است شکل دادند تا کشورهای دیگر، به تبع آن حرکت کنند. به تعبیر دیگر [اسرائیل قرار بود] نمونه توسعه غربی در غرب آسیا یا خاورمیانه ـ که از سند تا نیل و شمال آفریقاست ـ باشد. این کشور را هم با تحمیل به این ملتها برپا کردند. [این کاری که در رابطه با اسرائیل انجام دادند،] علامت این است که این طرح، اقتضای طبیعی ندارد که جهانی شود، بلکه اینها با زور و قدرت و سلطه طرح توسعه خود را جهانی کردند و توسعه دادند. اکنون نیز همینگونه است؛ به زور توسعه و با قهر و غلبه توسعهفروشی میکنند و طرح خودشان را جلو میبرند.
بعد از این دوران، قرائتهای جدید از گفتمان توسعه و تحولاتی که در گفتمان توسعه در جهان پیدا میشود، همواره با یک طرح جدید در منطقه غرب آسیا و بر محور اسرائیل [همراه] است. یعنی تحولاتی که در فرهنگ توسعه واقع میشود، دقیقاً با رویکرد جدید برای گسترش قدرت اسرائیل در دنیای اسلام و غرب آسیا ملازم است. یعنی رونمایی از طرحهای جدید توسعه، با شکل جدیدی از توسعه قدرت اسرائیل همراه است.
این یک طرح بزرگ غربی برای گسترش ادبیات و گفتمان توسعه در مقابل ادیان در جهان است. این بسیار واضح است. این همان مسیر قبلی تجدد است، منتها بعد از جنگ دوم جهانی، تحت عنوان گسترش توسعه [ادامه پیدا کرده است. به ادعای خودشان دارند] به کشورهای توسعهنیافته کمک میکنند و خدمات ارائه میدهند تا بتوانند کشور خودشان را به مرز توسعه برسانند. این [کار] با تأسیس اسرائیل، با خشونت جهانی بهخصوص در منطقه غرب آسیا همراه شده است. اینها دولت [اسرائیل] را با قهر و غلبه تأسیس کردند و آن را محور توسعه در غرب آسیا قرار دادند. چراکه غرب آسیا منطقه اصلی ظهور ادیان الهی است و از لحاظ منابع طبیعی هم غنیترین منطقه برای این است که طرح جهانی خودشان را توسعه بدهند.
این گسترش توسعه در جهان، به معنای این است که جامعه جهانی بر محور قدرتهای مادی هماهنگ شود و سایر جهان متناسب با طرح توسعه غرب، شکل بگیرد. یعنی سایر کشورها به غرب ملحق شوند و از اقمار غرب به حساب بیایند. این یک طرح پیچیده و نو استعماری است؛ بلکه فرانو است. طرحی است که استعمار جهانی را با یک گفتمان جدید و به اسم کمک به کشورهای توسعهنیافته برای رسیدن به توسعه شکل میدهد. [آنها] در کنار این ادبیاتی که در جهان گسترش دادند، برای آن در کل جهان دانشگاه تأسیس کردند، کتاب نوشتند، کتابخانهها برپا کردند و در کنارش از بازوی قدرت هم استفاده کردند.
در منطقه ما نیز که غرب آسیاست، همزمان با این گسترش گفتمان توسعه، اسرائیل تأسیس شده است. هر زمانی که یک رونمایی جدید از ادبیات و گفتمان توسعه شده است، [هر زمانی که] قرائت جدیدی ارائه کردهاند، [این کار در منطقه ما] همراه با ایفای نقش جدید برای اسرائیل بوده است. در واقع همه این قرائتها برای این بوده است که تحولی در فضای منطقه غرب آسیا بر محور اسرائیل و با قهر و غلبه او اتفاق بیفتد. [لذا] این کشور را بهعنوان تنها کشوری که در غرب آسیا دارای دموکراسی است معرفی کردند و برای گسترش گفتمان توسعه برای ملتها رؤیاسازی کردند. در واقع اسرائیل، ابزاری برای گسترش توسعه جهانی بر محور کشورهای پیشرفته است که محور [اصلی] آن هم آمریکاست.
۳. طراحی مقاومت در مقابل طرح تمدن مادی و توسعه جهانی
کسانی که در محور مقاومت ایستادند، با این طرح پیچیده و بزرگ مقابله کردند. انقلاب اسلامی با چنین طرح پیچیدهای مواجه شده و مقابله کرده است؛ [طرحی] که به دنبال گسترش گفتمان توسعه در جهان بوده، میخواسته بساط ادیان را جمع کند، عرفیسازی را در جامعه جهانی گسترش دهد و فرهنگ جهان را با فرهنگ توسعه متناسب کند. روح فرهنگ توسعه، بینیازی از انبیاء الهی است.
[بنابراین] محور درگیری انقلاب اسلامی همین مسئله است. انقلاب اسلامی برای مبارزه با این تمدن مادی برپا شده است؛ بهخصوص بعد از جنگ دوم جهانی که [این تمدن،] مدعی نظم جهانی، سرپرستی جهان، گسترش توسعه در جهان و ساخت جامعه جهانی بر محور گفتمان توسعه شد. همه اینها مقابل گفتمان و فرهنگ ادیان است. انقلاب اسلامی مقابل این ایستاده است.
[آنها] طرح پیچیدهای دارند؛ نقطه کانونی آنها در منطقه خاورمیانه که روی آن سرمایهگذاری کردهاند تا محور توسعه در غرب آسیا باشد، اسرائیل است. [لذا] هر زمان که احتیاج بوده که این طرح تحول در خاورمیانه تغییر کند، از یک طرح جدید توسعه بر محور اسرائیل رونمایی کردند. ما با چنین طرح پیچیدهای روبهرو هستیم. [لذا] مبارزه با آن، یک مبارزه ساده و کوتاهمدت نیست.
انقلاب اسلامی در مقابل این [طرح] ایستاده است و بعد از انقلاب اسلامی، شکل مبارزه در جهان و حتی در فلسطین تغییر کرد. قبل از انقلاب اسلامی، ادبیات مقاومت در فلسطین یک ادبیات ناسیونالیستی یا سوسیالیستی بود، [اما] بعد از انقلاب اسلامی، مفاهیم ایمانی و اسلامی وارد مبارزات مردم فلسطین شد. قبل از آن، مبارزات شکل ناسیونالیستی و سوسیالیستی پیدا کرده بود و رو به ضعف هم میرفت.
[البته آنها هم] برای مقابله با گسترش ادبیات اسلامی و مقاومت اسلامی طرحهایی داشتند؛ بهخصوص بعد از دفاع مقدس ما که ادبیات مقاومت اسلامی در جهان گسترش پیدا کرد. امام رضوان الله تعالی علیه وقتی که قطعنامه صلح بین ایران و عراق را پذیرفتند در بیانیه خود میفرمایند بیداری مردم فلسطین، از انقلاب اسلامی ما ناشی میشود. [ایشان] میگویند ما برای یک روز هم از این مقاومتی که کردیم پشیمان نیستیم؛ [سپس] برکات آن را میشمارند. یکی از آن برکات، این است که [انقلاب ما] در فضای فلسطین تأثیر گذاشت.
وقتی انقلاب اسلامی شکل گرفت و گفتمان انقلاب اسلامی وارد مبارزه با غرب و اسرائیل شد، اینها طرحهای جدیدی را برای توسعه دنبال کردند. [یکی از طرحها،] صلح خاورمیانه بود که در آن پیشنهاد میکردند بر اساس توسعه، صلحی ایجاد کنند. بعضی از فلسطینیها نیز این تقسیم سرزمین فلسطین را قبول کردند و پذیرفتند. اکثر کشورهای اسلامی هم قبول کردند. حتی بعضیها میگویند پیشنهاد بعضی از جریانها در ایران نیز همین بود که ما این را بپذیریم. حتی از سیدحسن نصرالله هم نقل کردهاند که ایشان در یک سخنرانی میگویند از ایران هم به ما میگفتند که شما به دنبال فعالیتهای اقتصادی و توسعه اقتصادی بروید، کأنّه میخواستند ادبیات مقاومت را نابود کنند.
[اما] با شکلگیری ادبیات مقاومت، [این ادبیات] در مقابل این طرح جدید که میخواست بر محور توسعه صلح ایجاد کند و اکثر کشورهای اسلامی هم آن را قبول کرده بودند، ایستاد. [لذا] مجبور شدند [که کار دیگری بکنند. این آغاز حمله به غرب آسیا است؛ حمله به افغانستان و عراق با هدف حمله به ایران بوده است.
الان هم بحثی که دارند، بحث خاورمیانه بزرگ است. خاورمیانه بزرگ نیز برای گسترش ادبیات غرب و گسترش ایدئولوژی آمریکایی است. این بار گسترش توسعه غربی را به شکل دیگری در منطقه سازماندهی کردهاند. باز هم انقلاب اسلامی [در مقابل آن] ایستاده و جبهه مقاومت ایجاد شده است. پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه و بیرون کردن اسرائیل از کل سرزمین لبنان، مرحله جدیدی بود که مقابل طرح خاورمیانه بزرگ آنها بود، [از اینجا] انقلاب اسلامی وارد عرصه مبارزه شد.
یکی از اقدامات مهمی که در مقابل طرح آنها انجام شده و قائد شهید ما در طول بیش از سه دهه آن را دنبال کردند، طرح مقاومت است که یک طرح بسیار سنگین و دقیق است و این غیر از جنگ است. ایشان در یکی از سخنرانیهایی که در مرقد امام داشتند، وقتی از ادبیات مقاومت بحث میکردند، [یک عده از جمعیت] شعار دادند: «جنگ جنگ تا پیروزی». ایشان فرمودند دقت کنید؛ بحث من فعلاً جنگ نیست، [بلکه] مقاومت است. مقاومت یعنی انسان دنبال هدفی است و برای رسیدن به آن هدف، استقامت میکند و مقابل موانعی که دشمن ایجاد میکند، میایستد. البته حتماً ممکن است که در برخی موارد، [کار] به درگیری و قتال برسد. [پس] طرح مقاومت بسیار گستردهتر از طرح قتال است. طرحی که ایشان ابداع کردند، بهخصوص بعد از فروپاشی شوروی و تکقطبی شدن جهان و شکلگیری طرح جهانیسازی بر محور آمریکا، طرح مقاومت [بود.] ایشان دنبال گسترش جبهه مقاومت و ادبیات مقاومت بودند تا در مقابل این طرح بایستند.
[بنابراین غرب] به دنبال جهانیسازی بر محور آمریکا بود و این طرح بهشدت هم در کشورهای عربی و دنیای اسلام و حتی کشور خود ما مورد استقبال قرار گرفته بود؛ آثار آن هم مشخص است. برنامه چهارم توسعه که در دولت اصلاحات تصویب شده [بود را ببینید.] برنامه چهارم توسعه یک سری مبانی دارد که کتاب مبانی آن را هم [ابتدا] چاپ کردند، [ولی] بعداً آن را جمع کردند و خمیر کردند. یکی از مبانی توسعه آنها در بحث آمایش سرزمینی، همین بود که شوروی فروپاشیده و ما با یک جهان تکقطبی مواجه هستیم و توسعه کشور خود را باید بر مدار جهان تکقطبی بسازیم. [این] یعنی پذیرش جهانیسازی در طرح پیشرفت ایران؛ این طرح بهخصوص بعد از فروپاشی شوروی بهشدت نفوذ کرده است.
آنها بعد از فروپاشی شوروی در این طرح پیچیده، دنبال ایجاد توسعه جهانی بر محور غرب و بهخصوص بر محور آمریکا هستند. میخواهند کل دنیا را بر مدار تفکر و فرهنگ خودشان شکل بدهند. برای همین کار اسرائیل را در منطقه غرب آسیا و دنیای اسلام ایجاد کردند؛ میخواهند اسرائیل [در این منطقه] محور باشد و [با این کار،] جهان را [طبق طرح خودشان] بسازند.
انقلاب اسلامی مقابل این تصرفاتی که اینها کردند ایستاده است. طرح انقلاب اسلامی، طرح مقاومت مقابل این طرح است. اینکه ما یک جبهه مقاومت درست کنیم و این را بالفعل کنیم، طرح قائد شهید ما بوده؛ [ایشان] این کارها را کردند و بعد گفتند ایران به دولت مقاومت تبدیل شده است. ایشان در تاریخ ۲۲/۹/۹۶ در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) میگویند ما امروز دولت مقاومت هستیم. دولت مقاومت با سازمان مقاومت یا جریان مقاومت در فلان کشور فرق دارد؛ با فلان شخصیت مقاومت فرق دارد. [البته] استکبار جهانی با هر عنصری از مقاومت مخالف است، اما اینها کجا و دولت مقاومت کجا!؟ جمهوری اسلامی دولت مقاومت است.
قائد شهید ما در مقابل طرح توسعه جهانی و بهخصوص جهانیسازی بر محور آمریکا، طرح مقاومت را درانداختند. [این کار را] با بزرگانی مثل شهید حاج قاسم سلیمانی کردند. فرماندهان این طرح، شهید سلیمانی و همین شهید عزیز هستند. [این بزرگواران] برای گسترش مقاومت در مقابل طرح پیچیده جهانیسازی غرب به میدان آمدند، در مقابل این طرح ایستادند، در هر مرحله این طرح را عقب زدند و آنها را مجبور کردند که برنامه خود را عوض کنند. در همین دورهای که مقاومت شکل گرفته، آنها ادبیات طرح توسعه را تغییر دادند.
ـ طراحی جدید دشمن ذیل آن طرح کلی بعد از هر شکست
هر وقت که آنها یک طرح توسعه جدید برای خاورمیانه میدهند، [باید] بدانیم که میخواهند یک مرحله جدیدی از مبارزه را علیه ما شروع کنند. [این یعنی] ما یک سنگر پیش رفتهایم و آنها میخواهند با طرح جدید، دوباره جهان را بگیرند. خودشان گفتند که درگیری آینده، بین اسلام و غرب است؛ بین این دو تمدن به پرچمداری ایران و آمریکاست. هر جایی که ما یک قدم پیش میرویم، آنها طرح توسعه و نفوذ جهانی خود را در کل جهان، بهخصوص در جغرافیای دنیای اسلام که عمدتاً غرب آسیاست تغییر میدهند. این تحولاتی که ایجاد میکنند به خاطر همین است.
ببینید که اینها چند طرح را بعد از گسترش ادبیات مقاومت دنبال کردهاند. از صلح جهانی و توسعه بگیرید تا خاورمیانه بزرگ. همه این طرحها با مقاومت شکست خورده است؛ بهخصوص طرح خاورمیانه بزرگ. یکی از ارکان عقبنشینی از این طرح، همان جنگ ۳۳ روزه لبنان و شکستی که اسرائیل خورد است. اسرائیل بهعنوان محور توسعه غربی مجبور به عقبنشینی شد. یک قدم عقب برگشتند و طرح خود را بازخوانی کردند و دوباره با یک طرح جدید آمدند.
این بار با طرح صلح ابراهیم و تطبیع و عادیسازی [آمدهاند] و اکثر کشورهای اسلامی هم باز این را قبول کردهاند. این هم بازدوباره با طراحی مقاومت که به طوفانالاقصی منتهی شد، دوباره شکست خورد. بسیاری از کشورهای عربی آن را پذیرفته بودند و عربستان هم داشت امضا میکرد، [اما با این کار،] دوباره به تأخیر افتاد و [حال اینها] دوباره به دنبال یک طرح جدید هستند.
[پس] ما نباید این میدان درگیری را ساده ببینیم. [باید] توجه کنیم که با یک نظام استکبار جهانی روبهرو هستیم که شعار اصلی آن، بینیازی بشر از انبیاء است. به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) [کار اینها] امتزاج حق و باطل است؛ «يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ».[۲] میخواهند جهان را بگیرند، [ولی] ادعای صلح میکنند، ادعای خدمت به پیشرفت و بشر میکنند، ادعای آزادی و امنیت و کرامت میکنند و میگویند طرح ما طرح صلح و سعادت و آزادی جهانی است.
اینها شعار انبیاء است، ولی [اینها] این شعارها را به ابزار جریان سلطه [تبدیل کردهاند.] این دستگاه تمدن مادی نمیتواند منافع ملتها را بخواهد. اینها بین خودشان بزرگترین جنگهای تاریخ بشر را انجام دادهاند و سَبُعانهترین کشتارها را از خودشان کردهاند. آن امنیت و صلح و توسعه پایدار ظاهر است و باطن [آن چنین چیزهایی است.]
[حال] اگر جلوی آنها مقاومت بکنید، طرح آنها شکست میخورد و یک قدم عقب میروند و طرح خود را بازسازی میکنند و دوباره میآیند. میخواهند با طرح جدید بر فرهنگ اسلام ناب غلبه کنند. [لذا] اینها برای دنیای اسلام مرتب طرح توسعه میدهند. جبهه مقاومت در دنیای اسلام پیش میرود و آن طرح صدمه میخورد؛ سپس طرح خود را بازسازی میکنند و دوباره با قرائت جدیدی از توسعه میآیند.
این اتفاق در طول این مدتی که قائد شهید ما جبهه مقاومت را شکل دادند چندین بار تکرار شده است. [ایشان این جبهه را] با پرچمدارانی مثل شهید سلیمانی و سردار ایزدی عزیز یا همان حاج رمضان [شکل دادند.] اینها محورها و پرچمداران اصلی و سرلشکرهای جبهه مقاومت بودند که مقاومت را در جغرافیای دنیای اسلام گسترش دادند.
[این فرهنگ] از مرزها عبور کرد؛ یکی از موانع اقتدار کشورهای اسلامی و مقاومت، مرزبندیهای جغرافیایی است که بعد از جنگ اول و دوم جهانی شد. [آنها] کشورها را کوچک کردند و مرزبندی کردند. این مرزها مانع مقاومت و مانع استفاده بهینه از امکانات دنیای اسلام هستند. ما ناچار هستیم که از این مرزها عبور کنیم و یک جبهه مقاومت در درون دنیای اسلام و با یک جغرافیای جدید، یعنی جغرافیای انگیزه بسازیم.
قائد شهید ما این کار را انجام دادند. قائد شهید ما ادامه راهی را که بنای آن را امام بزرگوار گذاشته بودند، طی کردند. [ایشان] نسلی از جنس همین شهید عزیز تربیت کردند. اینها هم عمر خودشان را برای گسترش مقاومت در دنیای اسلام خرج کردند. [جبهه مقاومت،] یک حرکت گسترده است که دیگر از مرزهای تعیینشده جغرافیایی بعد از جنگ دوم جهانی عبور کرده و امکان مقاومت دارد.
[بنابراین] هرگاه که ما یک ضربه جدی به طرح توسعه آمریکایی بر محور اسرائیل زدیم، آنها طرح خاورمیانه یا غرب آسیای خود را عوض کردند. [آنها] تا به حال چند بار [این طرح را] تغییر دادهاند و این به خاطر مقاومت این بزرگوار است. [این عزیزان] سالها خودشان را وقف کردند. اگر تاریخ زندگی بعضی از این عزیزان از جمله همین سردار ایزدی را بخوانید، واقعاً تعجب میکنید. اینها زندگی میکردند؛ ما هم زندگی میکنیم. اینها بر مدار ایمان و اعتقادشان زندگی میکردند؛ نه خواب داشتند، نه خوراک و نه امنیت؛ به آن چیزهایی هم که ما به آنها فکر میکنیم فکر نمیکردند. [اینها] این میدان درگیری بزرگ را میدیدند و خودشان را وقف این میدان درگیری بزرگ کرده بودند.
[ایشان] واقعاً بصیرت داشتند. یعنی جبهه حق و باطل را خوب میفهمیدند، طرح دشمن را خوب میفهمیدند و هیچوقت فریب حرفهایی را که بسیاری از مدعیان روشنفکری خوردند و هنوز هم میخورند، نخوردند؛ [روشنفکران فکر میکنند] که غرب دنبال صلح، امنیت و سعادت بشر است، [اما این بزرگواران] هیچوقت فریب این حرفها را نخوردند و میدانستند که باطن این شعارها، سبعیت است؛ میدانستند که باطن این تمدن توحش است.
[به همین خاطر بود که] مقاومت کردند و دشمن هم مجبور شد که در آخرین مراحل، آن نقاب را بردارد و بدون پوشش به میدان بیاید. [نتیجه هم این شد که] فرهنگ جهان علیه آنها شد و یک مقاومت جهانی علیه آنها شکل گرفت. این به خاطر همین است که کسانی که در جبهه مقاومت بودند، میفهمیدند که با چه میجنگند؛ میفهمیدند که امکاناتشان برای مبارزه چیست؛ میفهمیدند که این درگیری، درگیری خون با شمشیر است و استراتژی آن، پیروزی و غلبه خون بر شمشیر است. [یعنی] در عین حالی که باید امکانات فراهم کنند که فراهم میکردند، در عین حالی که باید سازوکار و امکانات نظامی را فراهم میکردند، استراتژی مبارزه ایشان چنین چیزی بود. [اینها] یک طرح پیچیده در مقابل طرح پیچیده دشمن طراحی کردند که محور آن هم قائد شهیدمان بود.
بعد از فروپاشی شوروی و [زمانی که] طرح جهانیسازی بر محور آمریکا کلید خورد، ایشان سخنرانی کردند و گفتند این طرح، طرح خطرناکی است؛ همان طرح سلطه است که شکل خود را عوض کرده است. [این] همان نظام سلطه است و ما در مقابل آن میایستیم. [ایشان] طرح مقاومت را طراحی کردند. [حال] این طرح یک کانون میخواهد؛ کانون آن، [جمهوری اسلامی ایران است. ایشان] جمهوری اسلامی ایران را به دولت مقاومت تبدیل کردند.
اینکه ایشان مکرر در عرصههای مختلف از جمله اقتصاد، به مقاومت تأکید میکردند، بهخاطر همین بود. [اقتصاد مقاومتی] یعنی ما باید اقتصاد خود را بهگونهای بسازیم که در مقابل تکانههای جهانی که [غربیها آن را] برای شکستن مقاومت ما ایجاد میکنند، بتوانیم بایستیم. [آنها این تکانهها را ایجاد میکنند تا بر ما] غلبه کنند و فرهنگ خودشان را حاکم کنند [و ما باید در مقابل آن مقاومت کنیم.]
[علی ای حال ایشان] جبهه مقاومت را در ابعاد مختلف شکل دادند و محور آن هم دولت مقاومت شد. پیامد [این طرح] نیز این است که آنها مرتب طرح خودشان را برای تحولات غرب آسیا بر محور اسرائیل، تغییر دادند. آخرین طرح آنها که قائد شهید ما در خطبه نماز جمعه از آن پردهبرداری کردند، این است که آنها میخواهند اسرائیل را به هاب انتقال انرژی به غرب و هاب انتقال تکنولوژی به منطقه تبدیل کنند. [یعنی اسرائیل] محور انتقال منابع انرژی از دنیای اسلام به غرب و فناوریهای غرب به دنیای اسلام بشود. [این برای] مستحیل کردن دنیای اسلام در فرایند توسعه غربی است. ایشان مقابل این هم ایستادند. این ایستادگی به همین درگیریهایی که ما امروز شاهد آن هستیم منتهی شده است؛ [یعنی] جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه.
۴. لزوم پیگیری تغییر نظم جهانی به جای ارتقاء جایگاه خود در نظم غربی فعلی
[نکته دیگر] یکی از مسائل اصلی و مهم ماست که عزیزان ما در میدان دیپلماسی و مذاکره هم حتماً به آن توجه دارند ولی باید بیشتر به آن عنایت کنند. [نکته مذکور این است که] ما به یک پیروزی قطعی رسیدهایم و موازنه قدرت تغییر کرده است، ولی [مسئله این است که] طرح ما برای نقد کردن غنائم این فتح و ساخت کشور در نظم جدید چیست؟ آیا طرح ما این است که دوباره طرح توسعه جهانی را بپذیریم، با این تفاوت که در طرح توسعه جهانی، جایگاه ما در منطقه غرب آسیا رفعت پیدا کند؟
پیشنهاد غرب همین است. طرح بزرگی که غرب دارد دنبال میکند و در مذاکرات دنبال آن است، این است که دوباره طرح توسعه غربی بر خاورمیانه حاکم بشود، ولو اینکه جایگاه ایران در این طرح توسعه غربی ارتقاء پیدا کرده باشد. چرا؟ بهخاطر اینکه قدرت ایران در موازنه تغییر کرده است. [این] همان کاری [است] که با روسیه و چین میکنند. روسیه و چین میخواهند موازنه را در همین نظم جهانی تغییر بدهند.
[بنابراین] غرب تلاش میکند که طرح توسعه خود را دوباره حاکم کند؛ [میخواهد] قرائت و طرح جدیدی از توسعه را در خاورمیانه [ارائه] کند. از جمله [این طرحها،] طرح همکاری با کشورهای خلیج است؛ [یعنی] ما بیاییم با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، طرح همکاری و مشارکت داشته باشیم تا در این مشارکت، طرح پیشرفت خودمان را جلو ببریم و آنها دیگر به ما صدمه نزنند و همپیمان ما باشند.
در مقابل این طرح چیست؟ [این طرح میگوید] نظم جهانی دارد تغییر میکند. قائد شهید ما ۳۷ سال با جهانیسازی بر محور آمریکا مبارزه کردند و طرح مقاومت را راه انداختند؛ در سالهای آخر نیز میگفتند نظم قدیم جهان در حال فروپاشی است. مؤلفههای نظم جدید، افول و غروب قدرت آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و گسترش ادبیات مقاومت است. اینها خصوصیتهایی بود که برای این دوره ذکر میکردند. [به این نکته هم] تأکید میکردند که مسلمانها مواظب باشند که در نظم جدید جهانی، مثل اواخر قرن ۱۸ و دوره بعد از جنگ جهانی که [غربیها] نظم جهان را شکل دادند، غایب نباشند.
ما با این پیروزی داریم به تغییر نظم جهانی نزدیک میشویم. غرب میخواهد همان نظم را حفظ کند، ولو اینکه در این نظم، به ما جایگاه برتری نسبت به گذشته بدهد. اگر آن نظم حفظ شود، [آنها] آرامآرام قدرت ما را کم میکنند و ما را تضعیف میکنند، زیرا قدرت ما بر محور مقاومت و اسلام بوده است.
[پس] آن چیزی که ما باید بهعنوان غنیمت و دستاورد این پیروزیها روی آن تأکید و سرمایهگذاری کنیم، این است که نظم جهان و بهخصوص نظم غرب آسیا، باید شکل جدید پیدا کند. [این نظم نباید] بر محور توسعه غربی و اسرائیل شکل بگیرد. این چیزی است که ما باید [به دنبال آن باشیم و] غرب اکنون دنبال این است که [این اتفاق نیفتد.]
مهمترین مسئلهای که متفکرین غربی دارند روی آن کار میکنند، این است که ما میخواستیم با قهر و غلبه ایران را از سر راه برداریم و نظم آمریکایی را با قدرت بر منطقه حاکم کنیم، [اما] نشد؛ نشد که طرح خاورمیانه جدید را با قدرت نظامی محقق کنیم. [حال] برگشتهاند [و دارند] با قدرت نرم، طراحی جدیدی میکنند. [آنها] میخواهند نظم خاورمیانه بر اساس همان اصول توسعه غربی شکل بگیرد. به قول خودشان میانهروهای دنیای اسلام به دنبال این طرح هستند؛ نه فقط در ایران، [بلکه] در ترکیه، عربستان و مالزی. اسلام [در این طرح،] تابع است؛ دیگر اسلام ناب نیست؛ به تعبیر امام راحل، اسلام آمریکایی است که نظم غرب را بر محور آمریکا قبول کرده است.
اکنون مسئله اصلی امروز ما نیز همین است. جریانی در عصر روشنگری در غرب شکل گرفته که ادامه درگیری جبهه باطل با جبهه انبیاء است. شکل جدید آن جریان بعد از جنگ دوم جهانی، گسترش توسعه بر محور تمدن غرب است؛ بعد از فروپاشی شوروی نیز [این طرح به] توسعه بر محور آمریکا [تبدیل شد. این توسعه،] همراه با قدرت، قهر و خشونت است. اینها رویا و الگویی برای پیشرفت میسازند و با قدرت و قهر و غلبه میخواهند کار را جلو ببرند. یکی از ابزارهای خشونت آنها نیز اسرائیل است.
انقلاب اسلامی مقابل این طرح ایستاده است. قائد شهید ما جبهه مقاومت را شکل و رشد دادند و آن را به این مرحله رساندند. سپس گفتند آمریکا باید از منطقه برود. [آمریکا] بعد از حمله به افغانستان و عراق، پایگاههای بزرگی برای نقشههای آینده خود در منطقه ایجاد کرد. [اما ایشان] فرمودند که اینها باید جمع بشود. [لذا] زیرساختهای آن را ایجاد کردند و خون مبارک خود را هم به پای آن گذاشتند و بستر خروج آمریکا از منطقه و افول اسرائیل را فراهم کردند.
[حال] تلاش غرب این است که همان طرح توسعه غربی را ولو در شکل دیگری که جایگاه ایران در آن ارتقاء پیدا کرده باشد، [پیاده کند. اما] ما باید دنبال هدف خودمان باشیم. ما دنبال تغییر نظم هستیم، نه اینکه در این نظم جهانی جائرانه که بر اساس سلطه است و شکل ادبیات توسعه به خود گرفته است، جایگاه خودمان را ارتقاء ببخشیم. این فتوحات، فتوحاتی است که خون قائد شهید ما پای آن ریخته شده است؛ این نوع نقد کردن غنائم این فتوحات، منطقی و صحیح نیست.
آنچه که صحیح است، این است که ما این قدرت جدیدی را که به دست آمده است، در مسیر تغییر نظم جهانی ـ که در حال فروپاشی است ـ به حرکت دربیاوریم. واقعاً قدرت آمریکا در جهان در حال افول است. این را خودشان هم دارند میگویند و فقط حرف ما نیست. ما نباید اجازه بدهیم که آن قدرت، دوباره طرح جهانی خودش را با یک شکل جدید و نو عرضه کند و ما غنائم این فتوحات را درون آن طرح جدید، نقد بکنیم. این فتوحات، نتیجه مبارزات چند ده ساله جبهه مقاومت، محور مقاومت و به تعبیر قائد شهید ما دولت مقاومت در ایران است. ما نباید بگذاریم که این خطا اتفاق بیفتد.
من معتقدم که عزیزان ما از این مسائل غافل نیستند، ولی دشمن این طرح را با پیچیدگی پیش میبرد. این عزیزان در میدان مقاومت، طرح پیچیده دشمن را فهمیدند و مقابل این طرح پیچیده ایستادند. اگر [این عزیزان] سهلپنداری میکردند، حتماً در مقابل آمریکا و اسرائیل شکست میخوردند و هضم میشدند. بصیرت، یعنی همین که [ایشان] طرح پیچیده دشمن را برای تحت سلطه درآوردن جغرافیای اسلام، برای مقابله با انقلاب اسلامی و برای استحاله فرهنگ اسلام درون فرهنگ تجدد، فهمیدند. [این طرح،] هم حوزه فرهنگی دارد، هم سیاسی دارد و هم اقتصادی. [اینها] مقابل این طرح پیچیده ایستادند، مقاومت کردند و این طرح را شکست دادند.
[البته] دشمن روز به روز طرح خود را عوض میکند، ولی هر طرحی که برای منطقه غرب آسیا میآورند، همان طرح است، [منتها] شکل محور بودن اسرائیل و شکل ادبیات توسعه را در آن تغییر میدهند. ما هم باید مراقب باشیم. عزیزان ما با بصیرت وارد شدند و با استقامت، طرح دشمن را شکست دادند؛ ما هم باید در این مرحله جدید مواظب باشیم و دنبال تغییر نظم جهان و بهخصوص نظم غرب آسیا باشیم. این نظم نباید دیگر بر محور آمریکا شکل بگیرد؛ اسرائیل و آمریکا نباید محور این نظم باشند.
ـ بلندمدت بودن طرح مقاومت
البته معنای [این حرف] این نیست که ما یکروزه و یکشبه و حتی چند ساله میتوانیم اینها را از منطقه بیرون کنیم. این یک طرح درازمدت است. عزیزان ما در جبهه مقاومت این را میفهمیدند؛ [لذا] یک طرح درازمدت را طراحی کردند و چند دهه از عمر خودشان را [برای این طرح] گذاشتند؛ [کسانی] مثل شهید ابومهدی المهندس عمر خود را صرف کردند که [کار] به اینجا رسیده است.
اینها هم مثل ما زندگی و عاطفه داشتند. عواطفی که ایشان نسبت به فرزندان و اهل خودشان داشتند، نقل شده است؛ [ایشان] بسیار استثنایی بودند. نقل شده است زمانی که در منزل بودند، شبها نمیخوابیدند تا بچهها و اطفال با آرامش در کنار ایشان استراحت کنند: خودشان برای خواب نمیرفتند. بقیه خصوصیاتی که در روابط اخلاقی خودشان با دوستان و خانواده [داشتند هم نقل شده است.] این آدمهای بزرگ عاطفی و اخلاقی، همه زندگی خود را وقف کردند، آسایش خود و اهل خود را [وقف کردند و] به دنبال یک کار بزرگ رفتند و یک طرح بزرگ را طراحی کردند. [اینها] میدانستند که این طرح در یک روز و دو روز و پنج روز به نتیجه نمیرسد.
اکنون هم تغییر نظم جهان و تغییر نظم منطقه غرب آسیا، [نیازمند زمان است.] غرب تلاش میکند که [نظم جدید را] بر محور گفتمان توسعه و با محوریت اسرائیل غاصب شکل بدهد؛ [این همان نظم قبلی است، منتها] شکل آن تغییر کرده است. ما نباید بگذاریم که این دوباره شکل بگیرد. [غرب] قبلاً به این نقطه رسیده بود که ایران را میزنیم و [کار] تمام میشود و طرح ما محقق میشود. [اما] الحمدلله استقامت و مقاومت مردم عزیز ایران و جبهه مقاومت، موجب شد که آنها یک قدم به عقب بروند. فهمیدند که اینگونه نیست. حالا دوباره دنبال ادامه همان طرح هستند و میخواهند همان نظم را بر منطقه حاکم کنند؛ منافع و غنائم ما را نیز میخواهند در چارچوب همان نظم تعریف کنند.
ممکن است جریاناتی در دنیای اسلام و در کشور ما باشند که دلشان برای همین نظم جهانی بتپد؛ [اینها] دلبسته و «يُسارِعُونَ فيهِمْ»[۳] [هستند. اما] ما مسئولین خود در میدان مبارزه را به هیچ وجه به این چیزها متهم نمیکنیم؛ آنها قطعاً دلداده تمدن غرب نیستند و بیش از آنکه به غرب فکر کنند به اسلام و گسترش اسلام فکر میکنند. ولی طرح دشمن طرح پیچیدهای است؛ اگر آدم بصیرت نداشته باشد، دشمن غنائم ما را به منفعتی در درون نظم جدید آمریکایی و بر محور گفتمان توسعه تبدیل میکند.
[بنابراین] ما باید مواظب باشیم که ثمرات این خونهای پاک و ثمرات این فتوحات و این مقاومتها که محور آن هم به تعبیر قائد شهید ما، دولت مقاومت در ایران است، [در نظم غربی تعریف نشود.] مردم ایران ۴۷ سال پای سختیهایی ایستادهاند که اروپا و آمریکا نمیتوانند یک گوشه از آن را در یک مدت کوتاه تحمل کنند؛ تابآوری ندارند. ثمره این مقاومت باید در تغییر نظم غرب آسیا نقد بشود. این نظم دیگر نباید بر محور گفتمان و ادبیات و فرهنگ توسعه [شکل بگیرد؛ نباید] بر محور سلطه غرب و آمریکا و اسرائیل شکل بگیرد. انشاءالله این اتفاق نخواهد افتاد.
بصیرت و آگاهی مردم عزیز و این بعثتی که بعد از شهادت قائد شهید ما پیدا شده است و برکات این خونهای عرشی و عزیزی که در راه خدا روی زمین ریخته شده، [منجر به] فتوحات گستردهای میشود. انشاءالله دنیای اسلام، مردم عزیز ایران و جبهه مقاومت روز به روز با آن فتوحات مواجه خواهند شد.
پاورقیها
۱
. «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميمُ»؛ سوره حج، آیه۱۹.
۳
. «فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ»؛ سوره مائده، آیه۵۲.